نقشه کشی معماری.مقاوم سازی. گردشگری .طراحی فضای سبز.سازه ی بتنی و....
 طبیعت+معماری

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 تاریخچه گردشگری

تاریخچه گردشگری

چنین به نظر می‌رسد که جهانگردی، پدیده‌ای نو در تاریخ زندگی بشر است، در حالی که این صنعت یا نهاد، در تاریخ زندگی جمعی ریشه‌ دارد و از دوره‌های بسیار کهن، صورت‌های مختلف جهانگردی و گردشگری وجود داشته است.

از گذشته‌های دور مردم به منظور خرید، گشت و گذار، بازدید از اماکن تاریخی و شهرهای بزرگ، با ابتدایی‌ترین وسایل به سفر می‌رفتند. آنان اغلب در قالب کاروان و بطور دسته‌جمعی سفر می‌کردند. بسیاری از این کاروان‌ها راهنمایانی نیز داشتند.  سفرهای فردی نادر و خطرناک بود. شاید بتوان سومریان را اولین قومی دانست که اقدام به سفرهای تجاری می‌کردند. در مصرحدود پنج هزار سال پیش سفرهای دریایی آغاز شد.

پس از اختراع چرخ، ارابه‌هایی ساخته شدند که گاوهای نر و گورخرها آنها را می‌کشیدند. تا پیش از آن، آدمیان چه پیاده و چه سواره، راه خود را از میان ناهموار‌ی‌ها می‌گشوند و چهارپایان خود را نیز به دنبال می‌کشیدند. اما چرخ و ارابه‌های چرخدار را از هر راهی نمی‌توانستند عبور دهند. به همین منظور راه‌ها ساخته شدند. اورها، بابلیان، مصریان، ایرانیان و یونانیان در این زمینه پیشگام بودند. «ایرانیان که امپراطوری آشوری را شکست دادند، اقدام به توسعه سیستم راه‌سازی نمودند و کالسکه‌هایی ساختند که در مسافرت و حمل و نقل به کارگرفته شدند.» (چاک‌وای، 1385، 26) هرودوت می‌نویسد «از سارد، پایتخت لیدی تا شوش، پایتخت هخامنشی در کنار راه شاهی که 2500 کیلومتر طول آن بود، 111 کاروانسرا ساخته شده بود. انسان با طی مسافتی حدود 30 کیلومتر در روز، می‌تواند طی 90 روز مسافرت خود را به پایان برساند. (هرودوت؟ ...الوانی، 1385: 38)

ساختن و اداره کردن 2500 کیلومتر (به روایت پروفسور گیرشمن، 2883 کیلومتر) از افتخارات ایرانیان به شمار می‌آید.(منبع؟) اسکندر مقدونی که در 326 سال پیش از میلاد به ایران و هند لشکر کشید، در این دو کشور با راه‌های آباد روبرو شد. در ایران تمام شهرها و ایالات به وسیله جاده‌هایی به پایتخت، یعنی شهر شوش، متصل می‌شدند. تاریخ بناهای این راه‌ها، بین سال‌های 500 تا 400 سال پیش از میلاد بوده است. رومی‌ها از سال 150 سال پیش از میلاد شروع به ساختن راه‌ها کردند و بعدها در این زمینه گسترده‌ترین شبکه راه‌ها را در دنیای باستان به وجود آوردند.

 گرچه آتن از نیمه دوم قرن پنجم پیش از میلاد به شهری با جاذبه‌های فراوان برای گردشگری تبدیل شده بود. اما امپراطوری روم با ثروت و امکاناتی که برای مردمانش فراهم کرده بود و جاده‌ها و جاذبه‌های گردشگری و امکانات اقامت مسافران، جزء اولین کشورهایی بود که نوعی از گردشگری را پایه‌گذاری کرد که به سبک و سیاق گردشگری امروزی بسیار نزدیک است. «رومی‌ها برای دیدن بناهای تاریخی مانند معابد مشهور در مدیترانه به ویژه اهرام و آثار تاریخی مصر سفر می‌کردند. یونان و آسیای صغیر محل بازی‌های المپیک، آب گرم‌های طبی، استراحتگاه‌های ساحلی، تماشاخانه‌ها، جشن‌ها و رقابت‌های پهلوانی از جاذبه‌های گردشگری آن دوران به شمار می‌آید (الوانی، 1385: 19).

در قرون‌های چهارم و پنجم میلادی با سقوط امپراطوری روم، امنیت سفرهای تفریحی و گردشگری در اروپا دچار بحران شد و از فروپاشی این امپراطوری (یعنی آغاز قرن وسطی) تا دورۀ رنسانس (تا قرن 14 م) سفر در اروپا با خطرات بسیار همراه بود. مهم‌ترین حادثه قرون وسطی در اروپا را می‌توان جنگ‌های صلیبی دانست. در پایان قرون وسطی، بسیاری از زائران به زیارتگاه‌هایی مانند Canterbury در انگلستان و سنت جیمز در Composteia سفر می‌کردند. عده‌ای اندک شمار نیز به سفرهای طولانی، پرهزینه و اغلب خطرناکی چون سرزمین مقدس می‌رفتند(الوانی، 1385: 27). یکی از عواملی که سفر را در دنیای باستان توسعه داد تجارت کالا علی‌الخصوص ابریشم و ادویه‌جات بود که از شرق به غرب حمل می‌شد و برای این منظور جاده ابریشم احداث شد که تا قرن‌ها محل عبور تجار، مسافران و نمایندگان حکومت‌ها در زمان‌های قدیم بود. «این راه که باید آن را مهم‌ترین شاهراه بازرگانی دنیای قدیم دانست، از دروازه یشم در دیوار چین آغاز می‌شد و از دو طریق تورفان (راه شمال) و ختن (راه جنوبی) به کاشغر می‌رسید و پس از عبور از فلات ایران و گذشتن از بین‌النهرین، به سوریه و سپس به  بندر انطاکیه در کنار دریای مدیترانه می‌پیوست» (الوانی، 1385: 44). مارکوپولو Marco Polo جهانگردی که در قرن سیزدهم از ایتالیا به چین سفر کرد، بیشتر مسیر خود را از این طریق طی نمود او از کشورهایی مثل ایران، هند و چین عبور نمود. وی نخستین سیاحتگر غربی بود که با سفرنامه‌اش، تعداد بسیار زیادی از مردم را به جهانگردی علاقمند ساخت.

تور بزرگ مسافرتی اروپا که تا سه سال هم طول می‌کشید توسط دیپلمات‌ها، بازرگانان و دانش‌پژوهانی که به سراسر اروپا – به ویژه شهرهای فرانسه و ایتالیا – سفر می‌کردند، پدید آمد. کاروان‌های مسافرتی دوره الیزابت پس از چندی دارای ساختار و سازمان منظمی گردید و «گراندتور» نامیده شد. این کاروان‌ها کار خود را در نیمه قرن هفدهم شروع کردند و تا نیمه قرن نوزدهم کماکان رواج داشتند (همایون، 1384، 63).

شکل ....دوره‌بندی تاریخ گردشگری از نظر مورفی

دوره

انگیزه

مؤلفه‌ها

میزان تحرک

پیشا ـ صنعتی

جستجو، تجارت، زیارت / مذهب آموزش و بهداشت

تعداد کم مسافران، به اندازه‌ای که ثروتمند بودن، نفوذ داشتند و از دریا اجازه سفر داشتند

کند و غیر قابل اطمینان خطرناک

صنعتی

تأثیر آموزش و پرورش، چاپ رادیو، فرار از شهر و کار به سوی امپراتوری‌های استعمار

درآمد بیشتر، فراغت بیشتر، تورهای سازمان یافته

هزینة پایین حمل و نقل و امنیت آن

 جامعة مصرفی

تأثر ارتباطات دیداری جامعه روزمره و فرار از کار و بیگانگی زندگی

هفته کاری کوتاه‌تر، درآمد اختیاری خرید و فروش توده‌ای بسته‌های مسافرتی

رشد جابجایی فردی کارآمد و سریع

آینده

تعطیلات به مثابه یک حق و ضرورت و ترکیب آن با تجارت و یادگیری

تهیه تسهیلات توسط خود فرد خانواده کوچک‌تر، هر دو نفر خانواده مزدبگیر، روند جمعیتی به سمت توجه به گروه های مسافرتی

سوخت‌های جایگزین حمل و نقل کارآمدتر؛ استفاده از حمل و نقل عمومی اشکال متنوع مسافرت

                    منبع: (ماو فورث و مانشا 83:1998)

 

منبع:

١- یعقوب زاده، رحیم . جزوه درسی برنامه ریزی توریسم، جزوه برای شرکت کنندگان در آزمون کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی توریسم، تهران،  انتشارات کیان فردا، 1388

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 استانداردهای مدرسه

استانداردهای مدرسه

اركان عمومي فضاهاي آموزشي

2-6-1- انتخاب استقرار واحد آموزشي متناسب با نيازهاي آموزشي
توسعه نامنظم و بي رويه شهرها كه در چند دهه اخير با توسعه اتفاقي واحدهاي آموزشي همراه بوده است بطوري كه در بسياري از مناطق مدارسي وجود دارند كه بيش از مقدار ظرفيت از آن استفاده گرديده است در حالي كه در بعضي از نقاط كلاسها به حد ظرفيت خود نرسيده است.
در نتيجه ساخت و ساز فضاهاي آموزشي همراه با معيارهاي شهرسازي نبوده و صرفا در اثر نياز مقطعي شكل گرفته است.
2-6-2- مكانيابي فضاهاي آموزشي
كاربريهاي سازگار و ناسازگار

كاربري مسكوني و كاربري آموزشي: محيط يك واحد آموزشي مي‌بايست واجد تمامي نيازهاي يك فضاي مسكوني باشد. پس همجواري واحدهاي آموزشي با كاربري مسكوني به خصوص ضروري مي‌باشد.
كاربري آموزشي و كاربري فرهنگي: كاربري فرهنگي شامل مدارس، مساجد، ‌تكايا، كتابخانه، ‌مركز فرهنگي تربيتي، موزه و گالري، ‌نمايشگاه و… مي‌باشد.
چنانكه از عملكرد آنها انتظار مي‌رود، ‌نزديكي نسبتا زيادي با كاربري آموزشي دارند و اين دو كاربري مي‌توانند به عنوان دو كاربري سازگار در كنار هم و جوار يكديگر استقرار يابند.
كاربري آموزشي و كاربري بهداشتي: هر چند كه كاربري بهداشتي مثل كاربري آموزشي نيازمند به فضايي آرام به دور از هر گونه آلودگيهاي صوتي و هوا است، ‌از طرفي دسترسي سريع به واحدهاي درماني براي واحدهاي آموزشي ضروري است. ليكن اين كاربري يكي از منابع شيوع آلودگيهاي ميكروبي، ‌شيميايي و حتي راديواكتيويته است و در اين صورت اين دوكاربري ناسازگار شناخته شده، ‌از همجواري آنها بايد احتراز كرد.
كاربري آموزشي و فضاي سبز:‌ در كليه تحقيقاتي كه در زمينه فضاهاي آموزشي صورت گرفته، ‌تاكيد بر ارتباط فضاهاي سبز مي‌باشد. هر چند فضاي سبز ويژگيهاي خود را دارا مي‌باشد و با سيستم تقسيم بندي منطقه مسكوني، ‌محله ها يا واحد همسايگي ارتباط دارد. ليكن همجواري آنها با فضاي آموزشي مي‌تواند از نظر سالم سازي، ‌جلوگيري از آلودگي و انتقال آ“‌به واحد آموزشي و ايجاد چشم انداز و آرامش خط بصري كه دانش آموزان با تماشاي آن فضا كسب مي‌نمايند و در بهبود شرايط فراگيري بسيار موثر باشد.
كاربري آموزشي و شبكه ارتباطي حمل و نقل: شبكه حمل و نقل منبع اصلي آلودگي صوتي و هوايي به شمار مي‌رود.
لوله‌هاي اصلي گاز و نفت، ‌دامداريها، مرغداريها و باغ خانه ها نبايد همجوار كاربري آموزشي قرار گيرند. ومكان آتش نشاني، مراكز پليسي، كاربري فرهنگي (سينما و تئاتر)‌وجود دارد كه بايد در فاصله‌هاي معين از واحدهاي آموزشي جهت امداد رساني و استفاده از فضاهاي فرهنگي قرار گيرند.

 

- شرايط محيطي

اوضاع طبيعي زمين:
بايد از احداث مدارس راهنمايي در زمينهايي با بيش از 8% احتراز گردد. [1]
جهت يابي:
جهت و موقعيت ساختمان آموزشي بايد طوري انتخاب شود كه تابش آفتاب و تهويه براي فضاها از جمله كلاسها در تمام فصول به نحو احسن انجام شود و از احداث ساختمان در مسير بادهاي شديد و مزاحم خودداري شود.
شعاع دسترسي:
شعاع دسترسي به چند عامل بستگي دارد:‌تراكم جمعيت، اندازه مدرسه و مقطع تحصيلي از آن جمله اند.

شــــــرح
مقطع راهنمايي
حداكثر فاصله واحد آموزشي تا محل سكونت
1200 متر
مدت زمان لازم براي طي مسافت
پياده
20-15
سواره
15

دسترسي :
دسترسي پياده:
دسترسي‌هاي مناسب پياده به واحدهاي آموزشي با توجه به جمعيت زياد دانش آموزان در هنگام خروج از مدرسه در طراحي فضاهاي ترافيكي در مناطق شهري ميتواند نقش مهمي داشته باشد. عدم ارتباط مستقيم و ورود و خروج به خيابانهاي اصلي، ‌چهارراهها و ميدانها از طريق ايجاد فضاي باز در قسمت ورودي و خروجي مدارس، انتخاب عرض مناسب
[1] - ضوابط طراحي ساختمان‌هاي آموزشي ( برنامه ريزي معماري همسان مدارس ابتدايي و راهنمايي)، نشريه شماره 232 انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور.

پياده روي دسترسي سواره به ترتيبي كه در شرايط عادي هيچ دانش آموزي در خروج مجبور به استفاده از دسترسي سواره به جاي پياده نباشد، وجود يك مسير پياده منتهي به واحد آموزشي به صورتي كه در مواقع ضروري بر روي وسايل نقليه مورد نياز باز شود و همچنين دور بودن مسير آمد و شد دانش آموزان از موارد خطر آفرين يا كليه محلهايي كه متناسب با سن دانش آموزان نيست، ‌از موارد ديگر دسترسي پياده هستند.
دسترسي سواره:
الف) ارتباط با شبكه ترافيكي: مدارس براي انجام فعاليتهاي آموزشي نيازمند تجهيزاتي هستند كه دستيابي به آنها مستلزم داشتن سواره مي‌باشد مانند اورژانس، آتش نشاني.
ب)‌عدم ارتباط با شبكه ترافيكي: سلامت دانش آموزان ايجاب مي‌نمايد كه از شبكه دسترسي پر ترافيك اجتناب نمايند. [1]

نور:
نور يكي از اصول مهم در طراحي فضاها و تامين آسايش بيشتر مي‌باشد. معيارهاي عمده در طراحي روشنايي داخل يك فضا عبارت است از ميزان شدت روشنايي و مقدار انعكاس سطوح.
مقدار انعكاس سطوح:
ميزان انعكاس مواد مختلف به جنس و رنگ و كيفيت سطح آنها بستگي دارد. اين عوامل به خصوص رنگ در فضاهاي آموزشي داراي اهميت خاص مي‌باشد. حاصل رنگ در فضاهاي آموزشي از چند نظر داراي اهميت است:
1-دانش آموزان از نظر رواني عكس العمل نشان مي‌دهند، ‌مثل هيجان، ‌آرامش، ‌خستگي
2-مقدار روشنايي داخلي فضا قابل كنترل مي‌گردد و ناراحتيهاي ناشي از خيرگي نور را كاهش مي‌دهد.
3- اختلاف درخشندگي سطح مطالعه نبايد بيش از سه برابر ميز، ‌حوزه آن و تخته كلاس باشد.
4-پرهيز از استفاده از سطوح براق به علت انعكاس منابع نوري و خيرگي چشم. استفاده از نور طبيعي خورشيد در درجه اول اهميت قرار دارد.

نور مصنوعي:
از آنجا كه در فضاهاي آموزشي اغلب تركيبي از نور طبيعي و مصنوعي استفاده مي‌شود بهتر است از چراغهاي فلورسنت با توزيع نوري نيمه مستقيم (با صفحات مشبك)‌يا يكنواخت يا مختلف استفاده نمود و در اين صورت بهتر است كه رديف چراغها عمود بر تخته تدريس و رديف نيمكتها در نظرگرفته شود همچنين پيش بيني روشنايي موضعي براي تخته تدريس الزامي به نظر مي‌رسد.

صوت:
اصوات نامطلوب در فضاي آموزشي سه دسته اند:
الف- سرو صداي ناشي از ترافيك هوايي و زميني
ب- سر و صداي ناشي از كارگاههاي صنعتي- مراكز تجاري
ج – سر و صداي بازي بچه ها در فضاي باز و ساير كلاسها
منابع توليد كننده صوتي در صورتي كه ميزان ارتعاشات آنها از 80 دسيبل بيشتر نباشد، مي‌توانند به عنوان كاربريهاي همجوار با كاربري آموزشي به كار روند.
شرايط اقليمي:
آب و هوا:
شرايط مناسب آب و هوا متاثر از وضعيت اقليمي يعني حرارت، رطوبت و سرعت حركت هوا خواهد بود.[2]
باد:
محيط آموزشگاه از نظر همجواري با ساير ساختمانها و عوامل جغرافيايي بايد به گونه‌‌اي باشد، كه امكان حركت و نتيجتا تهويه هوا وجود داشته باشد، ‌نحوه استقرار آن به نحوي باشد كه اثرات بادهاي مزاحم كاهش يافته و برخورداري از بادهاي مناسب افزايش يابد. به طوري كه حداكثر استفاده از جريان هواي مناسب براي تهويه طبيعي كلاس بوجود آيد.
در صورتي كه محيط آموزشگاه در معرض وزش بادهاي شديدي قرار داشته باشد بايد امكان ايجاد فضاي سبز توسط درختان و بوته ها براي مقابله با آن فراهم باشد. با توجه به جهت عمومي وزش باد در منطقه، احداث واحد آموزشي نبايد در مسير انتشار دود و بوهاي زننده كارخانجات، ‌كانالهاي روباز، عبور فاضلاب، محل زباله داني و… قرار گيرد.[3]

[1] - ضوابط طراحي ساختمانهاي آموزشي (برنامه ريزي معماري همسان مدارس ابتدايي و راهنمايي)‌نشريه شماره 232 انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي.

[2] - رك همان، وضع، صفحه 150

[3] - فتحي و اجارگاه، كوروش، مدرسه استاندارد. چاپ اول، تهران تابستان 79، صفحه 144.

ابش آفتاب:
به طور كلي جهت ساختمان مدارس بايد به گونه‌‌اي باشد كه حداكثر تابش آفتاب در كلاسها هنگام زمستان و جلوگيري از نفوذ تابش مزاحم در تابستان فراهم آيد. بر اين اساس ميزان نور گيري هر نقطه با توجه به زوايه تابش و جهت تابش مشخص مي‌گردد. همچنين بايد دقت داشت عوامل شهري و جغرافيايي نبايد در روشتايي محيط نقصان يا خللي وارد نمايد. بايد دقت داشت كه حداقل در قسمتي كه ساختمان مدرسه احداث مي‌گردد نبايد سايه عوامل فوق وجود داشته باشد. هر چند بهتر است در نواحي سردسير اصولا از سايه در محيط آموزشگاه پرهيز نمود و بالعكس در نواحي گرمسير وجود سايه در فضاهاي باز نيز مطلوب مي‌باشد.

ايمني:
زلزله:
هر چه اشكال ساختمان منظم تر و توزيع جرمها و سختيهاي آن در سطح افق (نقشه)‌و در ارتفاع متفاوتر باشد، ‌مقاومت احتمالي آن در برابر زلزله افزايش خواهد يافت.
يك قاعده كلي براي مقاوم سازي ساختمانها با پيكره‌هاي پيچيده تجزيه آنها به اشكال ساده با تعبيه درزهاي در آنهاست.

آتش سوزي:
براي مقابله با آتش سوزي در مدارس بايد به نكات زير توجه كرد:
- در كليه فضاها به طرف بيرون در جهت فرار باز باشد
-در تمام فضاها حداكثر 30 متر از راه پله يا خروجي ساختمان فاصله داشته باشد و در صورتي كه اين در، ‌در قسمت بن بست راهرو واقع باشد، ‌اين فاصله به 18 متر تقليل مي‌يابد.
-در طبقات براي هر راه پله يك در اضطراري ضد آتش نصب گردد.
فضاهايي كه امكان خطر آتش سوزي در آنها بيشتر از ساير فضاها مي‌باشد، ‌مثل آزمايشگاهها، ‌آبدارخانه ها و بعضي كارگاهها از ساير فضاها جدا گردد. اين جدايي توسط ديوارها و درهايي با مقاومت زياد و يا از طريق واسطه قرار دادن فضاهاي ديگر، ‌مثل سرويسهاي بهداشتي يا راهروها صورت مي‌گيرد.
-موتور خانه در ساختمان جداگانه پيش بيني گردد و منابع سوخت در بيرون ساختمان و در صورت امكان زير خاك كار گذاشته شوند.
-كپسول آتش نشاني در فضاهايي با خطر آتش سوزي زياد پيش بيني شود. همچنين شيرهاي آتش در طبقات تعبيه گردد.
-در مدارس سه طبقه و بيشتر بهتر است بيش از دو راه پله تعبيه شود. [1]
در طبقه همكف ساختمان، ‌پنجره ها بايد طوري باشند كه امكان فرار از آنها ميسر باشد.
نكات كلي براي ايمني در مدارس
-نرده‌هاي حياط طوري انتخاب شوند كه امكان بالا رفتن يا خريدن اجناس از ميان آنها براي كودكان ميسر نباشد.
-از بكار گيري مصالح صاف و صيقلي در كف پرهيز شود.
-از بكار گيري درهاي شيشه‌‌اي پرهيزگردد، ‌مگر شيشه‌هاي ايمني.
-پنجره ها بايد به داخل باز شوند تا به سادگي قابل تميز كردن باشند.
-اتاق كمكهاي اوليه در نزديكي دفتر مدرسه و يا اطاق مربي بهداشت پيش بيني شود.
-كليدهاي برق بايد روي ديوار خارجي توالت ها نصب شود. در توالتها بهتر است به طرف بيرون باز شوند.
-مبلمان مدارس بايد عاري از هر گونه ترك خوردگي و يا لبه‌هاي تيز فلزي باشد. [2]
[1] - ضوابط طراحي ساختمانهاي آموزشي (برنامه ريزي معماري همسان مدارس ابتدايي و راهنمايي) نشريه شماره 232 انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي .

[2]- ضوابط طراحي ساختمانهاي آموزشي (برنامه ريزي معماري همسان مدارس ابتدايي و راهنمايي) نشريه شماره 232 انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي .

تاثير عوامل فيزيكي – معماري در عملكرد قرارگاههاي تربيتي

عملكرد قرارگاههاي رفتاري مانند كلاسهاي درس و يا آموزشگاهها از عوامل معماري از يكسو و شرايط فيزيكي از سوي ديگر تاثير مي‌پذيرد.

تاثير (ساخت)‌يا (معماري)‌در عملكرد قرارگاههاي تربيتي
آزموند 1975 (سازه)‌فضاها را تعيين كننده عملكرد آنها و وظيفه معمار را تعريف مي‌كند. وي فضاها را از نظر تاثيري كه روي رفتار مي‌گذارند، بر دو نوع (گرد هم آورنده)‌و (پراكنده كننده)‌تفكيك مي‌كند.
فضاهاي (گردهم آورنده) براي قرارگاههاي آموزشي و پرورشي نيز مناسبتر مي‌باشد، زير امكان تمرين كار گروهي و مشاركت بيشتري را در اختيار دانش آموزان قرار مي‌دهد، فضاهاي پراكنده كننده (مانند دالان‌هاي باريك) براي زندان مناسبتر است.
تاثير عوامل (فيزيكي) در عملكرد قرارگاههاي تربيتي
تحقيقات نشان ميدهند، تراكم زياد جمعيت به عنوان عامل فيزيكي، رفتارهاي تهاجمي را افزايش ميدهد و در صورت استمرار، موجب بروز واكنش‌هاي بيمار گونه مي‌شود. تراكم زياد در انسان احساس ازدحام بر مي‌انگيزد. احساس ازدحام هنگامي به انسان دست مي‌دهد كه علاوه بر عوامل ديگر، ‌تراكم جمعيت مخل آسايش شده، موانعي در مقابل جريان طبيعي فعاليت‌ها ايجاد كند.

خصوصيات فيزيكي مدرسه
خصوصيت اصلي محيط‌هاي فيزيكي، عناصر متغيري مانند نور، رنگ، سختي و نرمي سطوح است. بيشتر تجارب اصولي به مزاياي يك محيط آموزشي نرم تر تاكيد دارند. بعضي تحقيقات نشان مي‌دهد كه دانش آموزان كلاس با پنجره را ترجيح مي‌دهند. در صورتي كه معلمان احساس مي‌كنند كه اتاق‌هاي بدون پنجره انعطاف پذيرتر مي‌باشند. آنها در يافتند كه دخترها نسبت به پسرها، سازماندهي پيچيده اشكال، ‌رنگ و عناصر محيطي را ترجيح مي‌دهند.

تراكم دانش آموزان:
تحقيقات نشان مي‌دهند، ‌تراكم زياد جمعيت به عنوان عامل فيزيكي، رفتارهاي تهاجمي را افزايش مي‌دهد و در صورت استمرار، موجب بروز واكنش‌هاي بيمار گونه و نابهنجاري مي‌شود. تراكم فيزيكي نيز در انسان حساس ازدحام بر مي‌انگيزد. نظر به اينكه دانش آموزان واقعيت فيزيكي رشته، فضا اشغال مي‌كنند. تراكم جمعيت كلاسها را بوسيله محاسبه نسبت تعداد دانش آموز به اندازه سطح كلاس مشخص مي‌كنند. احساس ازدحام از ميزان تراكم تاثير پذيرد ولي پديده‌‌اي است ذهني و ازعوامل روانشناختي از يكسو و محيطي- فرهنگي از سوي ديگر متاثر مي‌شود.
آستانه تحريك پذيري افراد از نظر احساس ازدحام تحت تاثير تجارت پيشين آنان قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال معلميني كه به تدريس در كلاسهاي پرجمعيت عادت كرده اند، ‌در يك كلاس سي نفره احساس ازدحام نيم كنند ولي اگر به كلاسهاي كوچك و كم جمعيت عادت كرده باشند، در همان كلاس سي نفره احساس ازدحام مي‌كنند.
نوع فعاليتي كه قرار است در فضاي واحد انجام شود نيزعاملي پس موثر در بروز احساس ازدحام مي‌باشد. به عنوان مثال هر گاه در يك كلاس پرجمعيت (با تراكم بالا)‌دانش آموزان با رفتار انفعالي، فقط به سخنان معلم گوش كنند، ازدحام محسوب نمي شود. مگر اينكه موضوع درس (كاردستي) باشد. و يا يك روش تدريس ويژه دانش آموزان را به فعاليت و تحرك بيشتر وادار نمايد. به طور خلاصه احساس ازدحام هنگامي به انسان دست ميدهد كه علاوه بر عوامل ديگر، ‌تراكم جمعيت مخل آسايش شده، موانعي در مقابل حريانهاي طبيعي فعاليتها ايجاد كند.

رنگ فضاها
رنگ به عنوان عنصر تفكيك ناپذير معماري تاثير فراواني بر روحيه و رفتار كاربران فضاها و ساختمانها دارد و حالات رواني و عاطفي آنها را شديدا تحت تاثير قرار مي‌دهد.
انسان پديده‌هاي اطراف خويش را همراه با رنگ مشاهده مي‌كند و نسبت به آنها واكنش نشان مي‌دهد. رنگها هريك حاوي پيامي خاص به بينندگان مي‌باشند كه اين موضوع از قديم الايام مورد بررسي و تحقيق دانشمندان و روانشناسان بوده است. درمدارس، رنگ فضاها و تجهيزات آموزشي به دليل شرايط سني و روحي كودكان و نوجوانان از حساسيت بيشتري برخوردار است. زيرا اين امر مي‌تواند باعث شادابي و نشاط، آرامش رواني و تحرك و تلاش دانش آموزان شود و فرآيند يادگيري را افزايش دهد. همچنانكه مي‌تواند زمينه كسالت، ‌خمودگي، ‌بي تحركي، عصبانيت، اضطراب و افسردگي آنان را فراهم آورد.
براي رنگ آميزي ديوارهاي داخلي كلاسها، رنگهاي گرم و آرام مناسبند نظير كرم، بژ. تناسب اين رنگها ناشي از وجود رنگ زرد در آن است كه همواره مظهر روشنايي و علم بوده است. همچنين تراكم رنگ سفيد در داخل آن باعث تعادل فضا مي‌شود.
پيش فضاها، راهروها و راه پله ها به ويژه در سالهاي اوليه تحصيل، همواره مواجه با شور وشعف و هيجان دانش آموزان هستند. معمولا در زنگهاي استراحت يا موقع تعطيل مدرسه، دانش آ,وزان با هيجان زاد كلاسها را ترك مي‌كنند. همچنين پس از استراحت در زنگ تفريح از فضاهاي شاد و پرشيطنت حياط مدرسه به كلاس برمي گردند و اين فضاها حائل ميان حياط و كلاس هستند. بنابر اين اگر رنگ اين فضاها، رنگهاي سرد و آرام باشند، در كنترل هيجانات روحي تاثير به سزايي دارند و علاوه بر آرامش محيط، از تصادفات احتمالي دانش آموزان مي‌كاهند.
رنگ آميزي درهاي ورودي كلاسها و دفتر مدارس بايد هميشه تيره تر از زمينه رنگي ديوارهاي راهرو باشد. اين تيرگي توجه واحترام دانش آموزان را برمي انگيزد و در عين حال هشداري است كه تفاوت ميان فضاي كلاس درس و حياط را به او گوشزد مي‌كند.
در سالنها، فضاهاي ورزشي و اماكن صرف غذا بايد از هماهنگي رنگهاي گرم استفاده شود. در سرويسهاي بهداشتي به لحاظ ويژگي محيط آموزشي و فقدان استانداردهاي بهداشتي در عموم اين فضاها، استفاده از رنگ سفيد مناسبتر است. وجود اين رنگ و لطمه پذيري آن در اثر كمترين آلودگي، حداقل هشداري است كه مسئولين نظافت فضاي آموزشي را مجبور به كنترل و نظافت مستمر خواهد كرد.
در آزمايشگاهها، سطوح ديوارها، رنگهاي گرم و روشن دارد، اما سطح ميزهاي آزمايشگاهها حتي المقدور سفيد است. سفيد بودن ميز در صورت آلودگي سطح ميز به مواد شيميايي رنگي، ‌اسيدها و بازها، ‌دانش آموز و مربي را به طور موثرتري خبر خواهد كرد. در اتاق بهداشت بايد از رنگهاي سرد و روشن استفاده كرد. در اين نوع هماهنگي يك رنگ سرد (مثلا سبز يا آبي)‌به عنوان رنگ اصلي انتخاب مي‌شود و ساير رنگهاي سرد با ارزشهاي مختلف در كنار آن به كار برده مي‌شود. اين نوع هماهنگي محيط را ساكت و آرام جلوه خواهد داد.

 

سازماندهي و ساختار كلاس
دانش آموزان و معلمين در كلاسهاي جديد كه از تركيب مناسب مشاركت دانش آموزان و حفاظت معلم تشكيل شده است، ‌راضي ترند.
در بحث سازماندهي و ساختار كلاس يك معلم مي‌تواند به طرف مختلف كلاس را سازماندهي كند. به عنوان مثال او مي‌تواند دانش آموزان را در تصميم گيري دخالت دهد. مي‌تواند كلاس را به گروههاي كوچك تقسيم كند، ‌مي تواند باعث گردد تا دانش آموزان به يكديگر كمك كنند و يا مي‌تواند فعاليتهاي كلاس را به شيوه سنتي انجام دهد.

تزئينات كلاس
اگر چه نمونه‌هاي تزئينات كلاس قطعي نمي باشد ولي همه مي‌دانند كه اين موضوع تا حدي داراي اهميت است. تجارب ديگر نشان ميدهند كه چگونه بخشي از فضاهاي گرم و دعوت كننده هستند، در حالي كه بخشي ديگر سرد و بي روح مي‌باشند.
بسياري از دانش آموزن به ديدن كارهايشان بر ديوار علاقه دارند و اين موضوعات مي‌تواند به عنوان يك مشوق مورد استفاده قرار گيرد. همچنين مي‌توان از موضوعات، ‌اشكال و تصاوير مرتبط با درسها براي تزئينات كلاسها استفاده كرد كه اين مطلب هم به جذاب تر كردن فضا و هم به تفهيم بهتر موضوعات درسي كمك مي‌كند.

انواع چيدمان در كلاس
1-رديفي و ستوني: اين سنتي ترين وضعيت مي‌باشد. در حقيقت تا زماني پيش و شايد امروزه در بعضي مدارس، نيمكتها به شكلي به زمين متصل بودند. اين قرار گيري براي زماني مناسب است كه معلم مي‌خواهد دقت ها به چيزي متمركز شود.
2- فرم دايره‌‌اي شكل: نرم‌هاي دايره‌‌اي شكل براي مباحث كلاسي و تكليف كلاسي مناسب هستند. البته اين نوع سازماندهي مشكلي كه دارد اين است كه تعدادي از دانش آموزان به ناچار يا پشت معلم يا نيمرخ او روبرو مي‌شوند و نمي توانند ارتباط بصري مناسبي با او داشته باشند.
3- گروهي: نشستن گروهي در گروههاي 4 تا 6 نفري براي مباحثه گروهي و يادگيري مشاركتي و تكاليف گروهي كوچك مناسب مي‌باشد. براي نظارت بر تمام فعاليتها در چيدمان گروهي، معلم بايد قادر باشد كه ببيند در مراكز فعاليتي هر گروه چه اتفاقي مي‌افتد. بنابر اين موانع بايد كم باشد و گروهها نبايد دور از ديد باشند.]كم اثر ترين سازماندهي و مرتبط ترين آن با رفتار نامناسب هنگام مباحثه، ‌نيمكت‌هاي رديفي است. به نظر مي‌رسد كه نيمكت‌هاي رديفي بيشتر از گروهي يا دايره‌‌اي با كناره گيري دانش آموزان ارتباط دارد. بعلاوه سازماندهي دايره‌‌اي بيشتر از رديفي و گروهي با رفتار مناسب و نظريات خارج از موضوع در ارتباط است.

 

مدارس فضاي باز

عموما مدارس فضاي باز به تمامي باز نيستند و به هر حال نيازمند به فضاي خاص ممانند توالت، حمام، ‌… مي‌باشند. بنابر اين در مدارس فضاي باز، فضاي بسته نيز وجود دارد كه براي خدمت كردن به مقاصد فردي يا شخصي تعيين شده اند. بسياري از فضاها به دليل وابستگي به سيستمها و تاسيسات ساختماني معني مي‌باشند. بعضي ديگر نيز به دليل نياز به خلوت بودن يا جاي دادن فعاليتهاي پر سر و صدا و يا هنري مانند كارگاههاي موسيقي يا آزمايشگاه فيزيك و شميي معين هستند.
بخش وسيعتري از طراحي، مربوط به فضاي داخلي است. وسايل و تجهيزات، رنگ. شكل، ‌گياهان، كارهاي هنري و ديگر موارد مي‌تواند براي حفظ و بالا بردن كيفيت در طراحي كه فضاي باز فاقد آن است، ‌مورد استفاده قرا رگيرد. مدارس فضاي باز متعهد به پويا بودن فضاي آموزش و اجتناب ناپذيري تغييرات مي‌باشند. برنامه آموزشي چه به شكل سنتي و چه به شكل جديد آماده تغيير است. هنگامي كه اين برنامه تغيير مي‌كند، ‌مدرسه نيز بدون هيچ مشكلي تغيير مي‌كند. يك گروه از دسته بندي‌هاي فضايي، فضاهاي مياني مي‌باشد. بعضي از دانش آموزان مي‌خواهند اين فضاها باز باشند و بعضي احساس مي‌كنند كه بايد به طور دائم تقسيم بندي شده باشند. بعضي اوقات آنها از فضاهاي باز در داخل يك فضاي معين ساخته شده اند.

مطالعات تكميلي مربوط به دوره راهنمايي تحصيلي

مدارس راهنمايي:
معيارهاي ظرفيت:

ميزان تراكم دانش آموز در كلاس با توجه به شاخصهاي نيروي انساني مصوب هيات دولت و ظرفيتهاي تعيين شده توسط وزارت آموزش و پرورش طبق جدول زير تعيين مي‌شود. همچنين ظرفيت واحد آموزشي با توجه به نسبت جمعيت، در مناطق شهري مضاربي از يك دوره كامل [1] و حداقل 2 دوره و حداكثر 8 دوره كامل در نظر گرفته مي‌شود.

[1] - منظور از يك دوره كامل، 3 گروه كامل اول، دوم، سوم مي‌باشد

فضاهاي مورد نياز به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1-فضهاي بسته يا سرپوشيده
2- فضاهاي باز
فضاهاي بسته يا سرپوشيده
اين فضاها شامل 5 گروه زير مي‌باشند:
1- گروه 1: فضاهاي آموزشي (تحصيلي)
-كلاس عمومي (نظري)
-اتاق علوم (كلاس و آزمايشگاه)
-كارگاه حرفه و فن (براي پسران) – كارگاه خانه داري، خياطي (براي دختران)
- گارگاه هنر
- كارگاه سمعي و بصري
2- گروه 2: فضاهاي پرورشي
-كتابخانه
- اتاق فعاليتهاي پرورشي
- اتاق مشاور تربيتي و تحصيلي
-اتاق مربي ورزش و رختكن دانش آموزان
- اتاق بهداشت و كمكهاي اوليه
-نماز خانه
-سالن چند منظوره : ( اجتماعات- سخنراني- امتحانات- نمايش و فيلم)
3- گروه 3: فضاهاي اداري
-دفتر مدير
-دفتر معاون يا معاونان
-اتاق كاركنان امور دفتري و تكثير
-انبار بخش اداري
-اتاق استراحت دبيران
-اتاق كار دبيران و ملاقات با اولياي دانش آموزان
4- گروه 4: فضاهاي پشتيباني يا خدماتي
-توالت و دستشويي كاركنان
-تولات و دستشويي دانش آموزان
-آبخوري دانش آموزان
-انبار وسايل نظافت و شستشو
-انبار وسايل، تجهيزات و لوازم مستعمل
-بوفه
-آبدارخانه
-موتورخانه
توجه: در مدارس به منظور مراقبت از مدرسه، فضايي حدود 40 متر مربع (خالص) براي اقامت خانواده سرايدار در نظر گرفته مي‌شود
5- گروه 5: فضاهاي گردش
-ورودي
-راهرو طبقات
-راه پله‌هاي ارتباطي
- سطوح زير ساخت (ديوارها و ستونها)
6- گروه 6: فضاهاي ارتباطي
-راهروها
-پله ها
7- گروه 7: فضاهاي باز
-فضاهاي بازي و ورزش
- فضاي صف جمع
-فضاي سبز
-فضاي توقف وسائل نقليه
-فضاي تلف شده و غير مفيد

معرفي كلاسهاي آموزشي مقطع راهنمايي

كلاس آموزشي

ساختار و سازماندهي كلاس

انواع كلاسها

انواع كلاسها عبارتند از:
1-كلاس آموزش دروس نظري: فضايي است كه به عنوان كلاس درس شناخته شده باشد و در اين فضا دروسي كه تفهيم آنها از طريق خواندن و نوشتن و تكرار مطالب توسط معلم و دانش آموز و كلا تجربه ذهني انجام مي‌گيرد، ‌تدريس مي‌شود.
از نظر فضا هويت آن به صورت كلاسهاي معمولي با رديفهاي مشخص ميز و صندولي و يا ميز و نيمكت و تخته سياه روبروي دانش آموزان و در كنار آن جايگاه معلم مي‌باشد.
2-كلاس آموزش دروس تجربي:‌در اين فضا يعني آموزش دروس تجربي، ‌اصل بر مشاهده عيني تجربياتي است كه توسط معلم و خود دانش آموز انجام مي‌شود. معلم در اين فضا اختيار دارد به كمك دانش آموزان شكل و فرم كلاس را متناسب با نوع فعاليت در ارتباط با آموزش هر مورد درسي انتخاب نمايد و در هر صورت لزوم برخورد و تبادل فكري بين دانش آموزان را فراهم آورد. در چنين فضايي ميز و صندلي ها طبيعتا داراي قابليت جابجايي و تكثير و آرايش فضا متناسب با صورتهاي مختلف انجام مي‌شود. سرانة فضا به ازاء هر دانش آموز نسبت به نوع متناسب با صورتهاي مختلف انجام مي‌شود. سرانة فضا به ازاء هر دانش آموز نسبت به نوع فضاي نظري اندكي بيشتر خواهد شد. بايد در نظر داشت كه اين سيستم در آموزش پاره‌‌اي از دروس تاثير به سزايي خواهد داشت. [1]

[1] - در مورد خصوصيت مهم كلاس يعني انعطاف پذيري در قسمت « مدارس فضاي باز» بحث شده است.

مكان قرار گيري
كلاس درس بايد در آرامترين مكان قرار گيرد و از سر و صداي بيرون دور باشد. درتسرسي سريع و مناسب به ساير فضاهاي آموزشي (از قبيل كتابخانه، كارگاهها، كلاسهاي ويژه و…)‌بايد براي آن فراهم شود.
بررسي نور در كلاس

مسائلي كه از نظر نور براي ديد و مطالعه در كلاس درس با توجه به محيط ديد سالم حائز اهميت مي‌باشد، به شرح زير است:
-تاثير نور طوري باشد كه منبع نور در حوزه ديد دانش آموز قرار نگيرد.
-به منظور ايجاد نور كافي در كلاس در صورتي كه پنجره‌هاي نورگيري در يك سمت واقع شده باشد، ‌سح كل پنجره ها نبايد از يك پنجم الي يك هفتم سطوح كلاس كمتر باشد.
-براي آنكه تاثير نور خورشيد كه منبع نور طبيعي كلاس محسوب مي‌شود، بطور مستقيم به كلاس وارد نشود، بكار بردن سايبانهاي مناسب از قبيل سايبان بالاي پنجره و يا سايبان كركره‌‌اي و جانلي توصيه مي‌شود.
براي استفاده از نور مصنوعي بايد نكات زير را در نظر داشت:
-براي روشن نمودن كلاس درسي ممكن است از نور مستقيم- نيمه مستقيم و يا يكنواخت استفاده نمود.
-چراغهاي سقفي در كلاس بايد طوري نصب شود كه خيرگي را سبب نشود و همچنين بايد از چراغ مخصوص براي روشن كردن تخته سبز استفاده كرد.
-حداقل مقدار شدت روشنايي الكتريكي كلاس درس 200 و حداكثر 500 لوكس تعيين شده است.

رنگ

توصيه مي‌شود سطح ديوراه‌هاي كلاس درس از رنگ مات انتخاب شود تا از خيرگي حاصل از انعكاس نور جلوگيري به عمل آيد و رنگها نيز محيط دلپذيري براي دانش آموزان بوجود آورد. براي اين منظور بايد رنگهاي آبي كم رنگ، كرم، سبز. خيلي كم رنگ، سفيد و بژ را انتخاب كرد. سطح كل كلاس مي‌تواند داراي رنگهاي سفيد، خاكستري و يا به رنگهاي روشن چوب باشد.
فرم كلاس

تحقيقات نشان مي‌دهد كه كلاسهاي با فرم مربع يا نزديك به مربع جوابگوي نيازهاي آموزشي مي‌باشد و فرمي كارا رضايت بخش است.
اهميت جو كلاس

عناصر اصلي سازماندهي اجتماعي مدرسه، اندازه گروه بندي سني و غيره مي‌تواند بر رفتار و موفقيت دانش آموز اثر بگذارد اما اين عوامل از آن جهت مهم مي‌باشند كه در چيزي كه در كلاس و ساير بخشهاي مدرسه اتفاق مي‌افتد، تاثير دارند. در حقيقت اكنون محققان معتقدند كه با اهميت ترين عوامل موثر مدرسه مربوط به يادگيري و پيشرفت رواني در دوره بلوغ با محيط مدرسه و كلاس در ارتباط مي‌باشد. در مدارس خوب محيط كلاس مباحث بين معلم و دانش آموزان و بين دانش آموزان را تشويق مي‌كنند و بر يادگيري، نه حفظ كردن تاكيد شده است. بر طبق نظريه (مايكل روتر 1983) جنبه‌هاي مختلف جو مدرسه اثر مهمي بر يادگيري و موفقيت نوجوانان دارد. خصوصا چگونگي ارتباط معلم و دانش آموزان و چگونگي استفاده از زمان كلاس و انتظارات معلم از دانش آموزان بسيار مهمتر از اندازه مدرسه، گروه بندي سني و تركيب نژادي مدرسه مي‌باشند.
نتايج چندتحقيق نشان ميدهد كه همين عواملي كه پيشرفت رواني در خانه را توسعه ميدهند. صميمت، ‌استانداردهاي بالا و كنترل رفتارهاي مناسب در كلاس را نيز افزايش مي‌دهد. دانش آموزان و معلمين در كلاسهاي جديد، ‌نسبت به كلاسهاي كنترل شده در كلاسهايي كه از تركيب مناسب مشاركت دانش آموزان و حمايت معلم تشكيل شده است، ‌راضي تر مي‌باشند. در اين كلاس ها معلمين مشاركت دانش آموزان را تشويق مي‌كنند اما نمي گذارند كه كلاس از كنترل خارج شود. كلاسهايي كه به تكليف كلاسي تحت كنترل معلم تاكيد دارند، ‌دانش آموزان دلواپس، بي علاقه و ناشاد دارند. دانش آموزان هنگامي كه معلمشان مقدار متناسبي از زمان را صرف درس دادن مي‌كند، درسها را به موقع شروع مي‌كند و به پايان مي‌رساند، ‌پس زمينه هايي از دانش آموزان براي توقعاتشان از آنها دارند و آنها را به مقدار فراوان تشويق مي‌كنند، به نحواحسن كار مي‌كنند.
يك معلم خوب به طور قابل توجهي مشابه والدين خوب است. اخيرا محققي به نام نيومن پيشنهاد كرده است كه اگر ما بخواهيم اثر جو كلاس را بر موفقيت بدانيم، بايد بدانيم كه چگونه مشاركت دانش آموز را در مدرسه افزايش دهيم، مشاركت به اندازه شركت رواني دانش آموزان در يادگيري و تسلط بر موارد بي علاقگي به تمام كردن كار تعيين شده، اشاره دارد. نيومن به عواملي كه مشاركت را افزايش ميدهند اشاره مي‌كند. اولا معلمين نياز دارند كه فرصتهايي براي دانش آموزان براي نمايش واقعي شايسته فراهم كنند. ثانيا مدارس بايد احساس تعلق دانش آموزان را نسبت به مدرسه تقويت كنند. و از همه مهمتر اينكه بايد كارهايي را كه معتبر هستند تعيين كنند. كار معتبر، ‌كاري جالب توجه، شادي آور و متناسب با دوره واقعي است. براي يك دانش آموز هيچ چيز بدتر از انجام دادن تكاليف خسته كننده بدون رنگ و نامناسب نيست.

نظم فضايي كلاس

يكي از بديهي ترين خصوصيات محيط كلاس، ‌كلاس مستطيل شكل مي‌باشد. چرا يك كلاس دايره شكل و يا مربع شكل نباشد؟ آيا اين مسئله اصلا داراي اهميت است؟ طبق تجربيات يك طراح اتاق مستطيل شكل موجود همراه با رديفهاي صندلي ها و پنجره‌هاي بزرگ به قصد فراهم آوردن تهويه، نور، ‌تخليه سريع و آساني نظارت و ديگر نيازها اوايل قرن نوزدهم موجود بوده اند. فرم متداول باريك و طولاني كه بر اساس نياز به نور در طول اتاق بوجود آمده است، ‌با وجود پيشرفتهاي جديد در نور پردازي، ‌آكوستيك و فن ساختمان هنوز اغلب مدارس جعبه هايي هستند كه با مكعب هايي پر شده اند و مكعب ها هر يك شامل تعداد مشخص صندلي در رديفهاي مرتب مي‌باشند. سعي بر اين بوده است كه اين نمونه ثابت تغيير پيدا كند. ماريو مونتوسوري يك بار توصيف كرد دانش آموزاني كه مجبورند در اين كلاسهاي سنتي حاضر گردند مانند پروانه هايي هستند كه سوار بر سنجاق مي‌باشند. هريك به نيمكتي بسته شده اند و بالهاي خشك و بي معني علمي را كه بدست آوردند، پهن كرده اند. (مونتوسوري 1964 م)
آيا موفقيت يك دانش آموز در كلاس تفاوتي دارد؟ آيا آنهايي كه در جلو قرار گرفته اند نسبت به پشت سري ها فعالتر مي‌باشند؟‌آيا آنهايي كه در مركز هستند در مقايسه با افرادي كه در اطراف كلاس هستند فعالترند؟ موفقيت دانش آموز كاملا ايجاد تفاوت مي‌كند و مشاركت در بين دانش آموزاني كه در جلو ميانه قرار گرفته اند بيشتر مي‌باشد. به هر حال دلايل اين تاثير نامشخص مي‌باشد. آيا دانش آموزان علاقمند نزديكتر به معلم مي‌نشينند؟ آيا دانش آموزان اگر به معلم نزديكتر باشند بيشتر علاقه مند مي‌شوند؟‌بالاخره اندازه كلاس بايستي چه مقدار باشد؟ آيا براي بيشترين موفقيت اندازه ايده آلي براي كلاس وجود دارد؟ اين مسئله براي بيش از نيم قرن مورد بحث قرار گرفته است و مباحثه ادامه دارد. در يك تحقيق اوليه (1934) تاثير اندازه كودكستان را بر مشاركت دانش آموزان مورد آزمايش قرار گرفت. در كلاسهايي با طبقه بندي 15 تا 46 شاگرد تعداد نظريات هر دانش آموز در طول يك دوره درس كنترل شده مثبت گشته است. هر قدر كه اندازه كلاس افزايش مي‌يافت. نه تنها مقدار كلي بحث كاهش پيدا مي‌كرد بلكه مقدار كمتري از دانش آموزان در بحث شركت مي‌كردند و هنگامي كه صحبت مي‌كردند مقدار مشاركت آنها بسيار كمتر مي‌شد. شواهد نشان مي‌دهد كه تجربيات تحصيلي فراهم شده در كلاسهاي كوچك و بزرگ متفاوت مي‌باشد. در كلاسهاي كوچكتر آگاهي بيشتر، فعاليت گروهي بيشتر، برخورد مثبت دانش آموزان بيشتر و رفتارهاي بد كمتر وجود داردو غير قابل انتظار نيست كه معلم در كلاسهاي كوچكتر راضي تر مي‌باشد. به هر حال اندازه كلاس تفاوت كمي در طبقه بندي متداول بين 20 تا 40 دانش آموز ايجاد مي‌كند. اگرچه يك كلاس كوچكتر ممكن است تاثير مثبتي به يادگيري خواندن و رياضيات در سالهاي اوليه داشته باشد و ممكن است به پيشرفت تحصيل دانش آموزان عقب افتاده كمك نمايد. علاوه بر اين از آنجايي كه اين تحصيل بستگي به آن دارد كه معلمين چگونه كلاسهاي كوچكتر را متفاوت با كلاسهاي بزرگتر سازماندهي مي‌كنند، ‌تخمين تاثير اندازه كلاس معمول مشكل است

 

 

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 اصول طراحی موزه
 

 

 

اصول طراحی موزه

گالری ها

گالری ها که برای نمایش آثار هنری و اشیاء فرهنگی و علمی مورد استفاده قرار می گیرند باید دارای شرایط زیر باشند:

- از نظر حفاظت در مقابل خرابی، دزدی، آتش سوزی، رطوبت، خشکی بیش از حد، نور شدید آفتاب و گرد و غبار مطمئن باشند.

- در شرایط عادی، زاویه ی دید انسان (۵۴ یا ۲۴ درجه به بالای سطح تراز چشم) در مورد تصویری که در فاصله ی ۱۰ متری قرار داشته و سطح آن کاملا روشن است موقعی حاصل می شود که ارتفاع تصویر آویخته شده ۴۹۰۰ میلیمتر در بالای سطح دید و ۷۰۰ میلیمتر به پایین سطح ادامه داشته باشد. تنها در مورد تصاویر بزرگ چشم انسان مجبور است از پایین تصویر تا به بالای زاویه ی دید حرکت کند. بهترین موقعیت برای نصب تصاویر کوچک (نقطه تاکید: سطح افق در تصویر) عبارت از محلی هم تراز با دید تماشاگر است.

-اشیاء مورد نمایش باید طوری قرار داده شوند که بدون زحمت در معرض دید مردم قرار بگیرند.

آمفی تئاتر

باید توجه داشت که آمفی تئاتر جدا از مسیر عادی بازدیدکنندگان باشد، نزدیک به سالن اصلی ورودی و یا مستقیماً بدان راه داشته باشد. کاملا مجهز به وسایل ایمنی باشد. (درهای اضافی، سیستم مستقل برق، از نظر گرما و سر و صدا از بقیه بخش های ساختمان جدا باشد و …)

- طراحی فضای مناسب جهت دستگاه های نمایش فیلم، اسلاید و … از نیازهای این سالن است.

- خروجی ها باید به طرف بیرون باز شده و مطابق با تعداد افراد و طول مسیر حرکت آنها طراحی شوند……

- ارتفاع درها نباید از ۲۲۰ سانتیمتر کمتر باشد.

- عرض کریدورها ۱۱۰۰ میلیمتر برای تا ۱۰۰ نفر، ۱۶۰۰ میلیمتر برای تا ۲۵۰ نفر باید باشد.

- پلکان با عرض ۱۱۰۰ میلیمتر برای تا ۱۰۰ نفر، ۱۶۰۰ میلیمتر برای تا ۲۵۰ نفر باید باشد.

- حداقل ارتفاع پله ها ۱۴ سانتیمتر و حداکثر ۱۸ سانتیمتر باید در نظر گرفته شود.

- برای کوتاه کردن زمان انعکاس صوت، حجم محوطه به ازای هر صندلی ۱۴/ ۵/۷ مترمکعب می باشد.

- از طرح دیوارهای قوسی و سهمی و دیوارهایی به شکل مقعر خودداری شود.

- سرانه سالن نمایش بدون احتساب فضای صحنه ۱/۱ متر مربع برای هر نفر می باشد.

- اگر برای هر ۴-۳ راهرو یک در خروجی جانبی به عرض ۱ متر در نظر گرفته شود، به ازا هر راهرو ۲۵ صندلی مجاز است.

- خط دید هر تماشاچی بایستی ۱۲ سانتیمتر بالاتر از چشم تماشاچی ردیف جلو باشد.

- حداکثر فاصله آخرین ردیف از خط جلوی صحنه ۲۴ متر می باشد.

- همچنین می بایست به گونه ای طراحی شود که بتوان صحنه را از هر جای سالن به وضوح و به خوبی دید یعنی باید تطابقی بین عمق و عرض آن موجود باشد.

- صحنه های بدون بسط و گسترش مساحت کمتر از۱۰۰ ترمربع، سقف صحنه کمتر از ۱ متر بالاتر از قسمت فوقانی جلوی صحنه است.

-نسبت ارتفاع جلوی صحنه به عرض، باید ۶: ۱ باشد.

- فاصله لبه نشیمن هر صندلی تا پشتی صندلی جلویی برای صندلی های ثابت حداقل ۶۰ سانتیمتر و برای صندلی های تاشو حداقل ۴۰ سانتیمتر باید باشد.

- حداقل عرض صندلیها از محور تا محور دسته ی صندلی نباید از ۵۰ سانتیمتر کمتر باشد و حداقل عمق نشیمن صندلیها نباید از ۴۰ سانتیمتر کمتر باشد.

- ارتفاع اتاق پروژکسیون نباید از ۵/۲ متر کمتر باشد.نمونه هایی از پلان آمفی تئاتر

کتابخانه

مهمترین نکته ای که در طراحی اولیه ی کتابخانه باید مورد توجه قرار گیرد، آرامش و سکوت و محیط مطبوع آن است که هم به محل استقرار آن در مجموعه و هم به مصالح به کار رفته در آن مربوط می شود.

- تابش مستقیم نور خورشید از کتابخانه نامطلوب است. لذا حتی المقدور سعی شود نور کتابخانه از طریق جبهه ی شمالی تامین شود.

- از آشکارسازهای گرما و دود استفاد شود، از روش آب پاشیدن دوری کنید زیرا آسیب آن برای کتاب بیش از آتش است.

- در بخش کتب مرجع برای هر ۱۰۰۰ جلد کتاب مساحت ۱۰ متر مربع اختصاص داده می شود.

- در فضای دسترسی باز؛ ۱۵ متر مربع بر ۱۰۰۰ جلد کتاب (حداقل ۱۰۰ متر مربع) اختصاص داده می شود.

- میز مطالعه برای خواننده کتاب ۶۰۰×۹۰۰ میلیمتر مربع است و به ازا هر نفر ۲۵/۲ متر مربع فضا برای مطالعه اختصاص داده می شود.

- فضای میان قفسه ها باید حداقل ۴/۱ -۳/۱ متر عرض داشته باشند.

- راهرو میان قفسه ها نباید بیش از ۳ متر طول داشته باشند.

- همه ی کتابخانه ها به یک اتاق کار کوچک (۱۰ متر مربع) و انباری کتاب مجهز به قفسه بندی (۵ متر مربع) نیاز دارند.

اداری

جریان کار در یک اداره مانند ماشین است که تمام اجزاء آن با هم کار می کنند. منبع نیروی یک اداره اطلاعات آن است. بدین سبب طرح ریزی می باید طوری باشد که اطلاعات بدون وقفه های بی مورد در هر قسمت جریان یابد. جهت دستیابی به این هدف، بخشهای اصلی اداری با توجه به عملکردهای هر یک می باید در محل مناسبی در نظر گرفته شود. به طور مثال افرادی که در رأس قسمت مدیریت قرار دارند، معمولا در یک جا جمع می نمایند. یا قسمت مدیریت می تواند از محل تردد عمومی اداری به دور باشد و قسمت های امور اداری و مالی، دبیرخانه و … که دارای تماسی زیاد با مسئولین و کارمندان این قسمت هستند بهتر است در ارتباط مستقیم با آن در نظر گرفته شود.

بخش اداری بهتر است از طریق سالن اصلی ورودی در دسترس عموم باشد، لیکن در نظر گرفتن ورودی مجزا و مستقل به منظور دستیابی کارکنان و افراد ویژه بسیار مناسب است.

پژوهشی

مساحت آزمایشگاه ها باید متناسب با اندازه موزه باشد و فضایی که به این منظور اختصاص می یابد باید وسیع بوده، از نور کافی و جریان هوای مناسب برخوردار باشد. همچنین به تمامی امکانات پیشگیری در برابر دزدی و آتش سوزی مجهز بوده و به آسانی از درون و برون موزه قابل دسترس باشد.

آموزشی

در فضاهای آموزشی مسئله ی نور همیشه حائز اهمیت است.

در صورتی که عمق کلاس از ۵/۶ متر بیشتر باشد حداقل عرض پنجره باید ۲۰/۱ متر و ارتفاع آن ۲ تا ۵/۲ متر باشد. ضمناً تابش نور باید از سمت چپ صورت گیرد.

انبار

- بسیاری از موزه ها برای جلوگیری از مسائل ناشی از فشار و بار سنگین بر ساختمان طبقه زیرین آن را بعنوان انبار مورد استفاده قرار می دهند.

- در سیستم انبار و نگهداری متحرک بافته های تخت، فاصله عمودی بین دو میله افقی موجود در هر واحد، باید به گونه ای در نظر گرفته شود که با اندازه بافته هایی که بر روی آنها انداخته خواهد شد، متناسب باشد. فاصله بین ریلها در سقف برای بافته های سبک، ۱۵ سانتیمتر و برای بافته های سنگین با حجم زیاد، ۲۰ سانتیمتر مناسب است. فاصله بین انتهای شی آویزان با کف اتاق برای گردش هوا باید ۶۰ سانتیمتر در نظر گرفته شود. همچنین فضای پیش بینی شده در وسط اتاق باید به اندازه ای باشد که بتوان هر واحد را به راحتی در معرض نمایش گذاشت.

پارکینگ

- لازم است پارکینگ کارمندان از پارکینگ عمومی مجزا گردد و حتی الامکان فضایی سرپوشیده و یا حداقل سایه افکن (خصوصا برای پارکینگ کارمندان که ماشین مدت زیادی پارک می گردد) در نظر گرفته تا از تابش آفتاب و نیز ریزش نزولات آسمانی محفوظ باشد.

- ورودی سواره حداقل ۱۵۰ متر از تقاطع خیابان فاصله داشته باشد، یا از لاین کند شونده برای دستیابی به ورودی استفاده شود.

تاسیسات

محل ساختمان تاسیسات باید به گونه ای طراحی شود که امکان دسترسی سواره و پیاده به آن مسیر باشد و دور از گالری ها و موزه باشد تا آلودگی های صوتی و هوایی آن مزاحمت ایجاد نکند.

نکاتی در باب معماری موزه

۱) هر فعالیتی که مخاطب در موزه انجام می دهد نیاز به فضایی برای فعالیت متضاد آن دارد تا احساس خستگی در مخاطب از بین برود.

۲) سلسله مراتب به جا و مناسب فضای استراحت کوتاه مدت، بازده موزه را بالا برده و شوق بازدیدکننده را برای ماندن و دیدن افزایش می دهد.

۳) چون در موزه دیدن از نزدیک اتفاق می افتد، برای رفع خستگی نیاز به دیدن دور دست احساس می شود و به تبع آن توجه به چشم اندازهی اطراف، آزاد و بازگذاشتن مسیر دید چشم اندازهای اطراف و ارتباط بصری این چشم اندازها با تالارهای نمایش اشیاء از اهمیت خاصی برخوردار می شود.

۴) محل فعالیت انسان نیاز به فضای باز و ارتباط مستقیم با نور طبیعی، و محل نمایش اشیاء نیاز به نور مصنوعی و قابل کنترل دارد. معماری فضای نمایش باید پاسخی به همراهی این فعالیت ها و نیازهای متضاد باشد.

۵) معماری موزه باید به گونه ای باشد که هم رسالت اجتماعی آن – ارتباط مستقیم با مخاطب- لحاظ شود و هم مسائل امنیتی و حفاظتی رعایت گردد.

۶) هنر طراح در طراحی موزه، همنشینی مناسب فعالیت های متضاد خواهد بود.

۷) باید توجه کرد که موزه و ساختمان آن وسیله نمایش اشیاء است و نه اشیاء وسیله نمایش ساختمان موزه.

۸) ویژگی های معماری موزه باید منطبق بر روابط هماهنگ فضا، نور و آثار باشد.

۹) معماری موزه باید قابل تطبیق با مساله غرفه بندی و دسته بندی اشیاء بوده و بر آن تاکید کند.

۱۰) در عرصه نمایش، هیچ فضایی را نمی توان مطلقا ارتباطی دانست. کوچکترین سطح موزه نیز باید در خدمت ارائه اطلاعات و نمایش آثار برای مخاطب باشد.

۱۱) در معماری موزه، مدار گردش بازدیدکننده و مسیر حرکت کارکنان و مسیرجابجایی آثار باید از همدیگر جدا شوند.

۱۲) ورودی باید به صورت یک عنصر معماری مستقل اما در رابطه تنگاتنگ با موزه طراحی شود.

۱۳) ورودی پلی است که مردم را با محتویات موزه پیوند می دهد.

۱۴) تعبیه ورودی مستقل برای برخی فضاهای خدماتی (نظیر رستوران ها) موزه را در معرض بازدید اتفاقی (کسانی که برای دیدن موزه نیامده اند) قرار داده و به جذب مخاطب و فعال نگه داشتن مجموعه کمک می کند.

۱۵) شیرازه اولیه هر موزه ای رابطه شی و مخاطب است.

۱۶) هر بیننده ای به بهانه برقرار نمودن ارتباط فردی با شی به موزه می آید.

۱۷) طراح، در ساماندهی فضایی موزه باید کوشش کند تا انتظامی را فراهم آورد که بازدیدکننده به راحتی بتواند در فضاهای مختلف موزه سیر کند و سلسله مراتب آن را به خوبی ادراک نماید.

۱۸) طراح باید کوشش نماید تا در فضای نمایش انقطاع بازدید به وجود نیاید و حرکت عمودی مخاطب با حرکت افقی توام گردد. در اینجا توجه به انتخاب مناسب عناصر کالبدی اهمیت می باید.

۱۹) رسالت طراح در طرح موزه این است که فضا (برای بیان مطالب) به گونه ای تعریف و خلق شود که مخاطب عمق مسائل را دریابد و نتایج و رفتار موردنظر حاصل شود.

برنامه عملکردی و فیزیکی

عرصه بندی کل مجموعه

برای عرصه بندی موزه و تقسیم بندی عناصر نمایش باید بین مجموعه اشیاء به نمایش درآمده، مدار بازدید یا محورهای هدایت و بخش های اطلاع رسانی هماهنگی به وجود آورد. در هر موزه ای به اعتبار و ارتباط با بازدیدکننده، سه عرصه ی مختلف وجود دارد:

عرصه عمومی: با دسترسی بی واس

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 روش هاي نوين كاهش شدت لرزه اي در ساختمان هاي بتني
روش هاي نوين كاهش شدت لرزه اي در ساختمان هاي بتني

چكيده:

 

در اين مقاله بررسي راهكارهاي كاهش شدت لرزه اي سازه(C) مورد توجه قرار گرفته است روش هاي متفاوتي براي كاهش نيروي لرزه اي وجود دارد كه از جمله آن ها كاهش وزن سازه مي باشد كه اين امر باعث كاهش نيروي لرزه اي وارد شده مي گردد. يكي ديگر از اين روش ها نصب جداگرها مي باشد. جداگرها با افزايش جابجايي سازه و كاهش شتاب لرزه اي نيروي زلزله را كاهش مي دهند همچنين نصب ميراگرها مي تواند همانند كمك فنرهاي ماشين با اتلاف انرژي و افزايش شكل پذيري تكانه زلزله را كاهش مي دهند. يكي از روش كاهش وزن ساختمان در سازه هاي بتني برداشتن كامل طبقات فوقاني ساختمان مي باشد كه هميشه باعث كاهش برش پايه نمي شود زيرا باعث كاهش ارتفاع سازه شده كه اين امر تغيير در دوره نوساني ساختمان مي گردد و مهندسان  حتما بايد به اين نكته توجه كنند. جداگر در تراز پي و زير ستون ها اجرا مي گردد و باعث افزايش جابجايي سازه ها مي گردد، ميراگرها همانند بادبند نصب مي گردد و نبايد مانعي براي حركت آن ها در زلزله مانند ديوارهاي صلب وجود نداشته باشد. در اين مقاله سعي شده تا خوانندگان با موضوع آشنا و استانداردهاي موجود در زمينه مطرح شود.

 

واژه هاي كليدي: جداگر، ميراگر، برش پايه، شدت لرزه اي
مقدمه  

 

ميهن عزيز ما ايزان جزء كشورهاي زلزله خيز جهان محسوب مي شود. آشنايي با تغييرات روز دنيا در زمينه پيشرفت هاي تكنولوژي در كاهش شدت لرزه اي و سيستم ها جديد
سازه اي امري مهم و ضروري به نظر مي رسد؛ كه با توجه به اين امر از دستورالعمل
547-FEMA مي توان بهره گيري كرد.روش هاي بهسازي لرزه اي درپروژه هاروش هايي مانند افزايش مقاومت، افزايش سختي، تقويت مقاطع و بهبود نحوه بارگذاركي سازه
مي باشد. روش هاي ديگري در كاهش نيروي لرزه اي در ساختمان ها وجود دارد، كه كمتر رايج هستند. در اين مقاله سه روش براي كاهش نيروي لرزه اي درساختمان ها كه
شامل :‌كاهش وزن موثر لرزه اي،‌جداگر هاي لرزه اي، و ميراگرهاي غير فعال مي باشد بررسي مي گردد. هر كدام از سه پارامتر يكي از عوامل شكل دهنده معادله ديفرانسيل ارتعاش سازه mx+cx+kx=p(t) مي ياشد كه ارتعاش متاثر از آن است.  

 

روش كاهش وزن

 

كاهش وزن ساختمان باعث كاهش نيروي لرزه اي در ساختمان هاي موجود مي شود اما طراح بايد به اين مسئله توجه داشته باشد كه ارزيابي ديناميكي در اين روش قبل از اتخاذ طرح مقاوم سازي براي ساختمان محاسبه گردد. روش هايي كه مي توان در ساختمان احداث شده مورد استفاده قرارداد شامل جايگزين كردن ديوارهاي سنگين با ديوارهاي جدار نازك سبك، برداشتن بارهاي زنده دائمي سنگين،‌برداشتن كامل طبقات بالاي ساختمان مي باشد،‌در ساختمان بتني به دليل وزن زياد ساختمان مي توان چند طبقه بالاي ساختمان بطور كامل حذف كرد كه البته اين امر باعث كاهش فضاي مفيد در ساختمان مي شود.

 

روش كاهش وزن لرزه اي سازه باعث ايجاد عوامل ديگري نظير كاهش نيروي وارده شده به جوش هاي اتصالات و وصله ستون هاي در ساختمان اسكلت فلزي ، كاهش جابجايي طبقات، كاهش لنگر مقاوم واژگوني  سازه ،‌كاهش برش پايه مي شود،‌البته اين كاهش دقيقاً به نسبت كاهش وزن لرزه اي نمي باشد. براي مثال برداشتن طبقات بالايي ممكن است سازه را جزو ساختمان هاي كوتاه مرتبه قرار دهد كه اين امر منجر كاهش دوره نوساني سازه مي گردد.

 

تاثير كاهش دوره نوساني سازه( )بيشتر از تاثير كاهش وزن لرزه اي در ساختمان ها مي باشد،‌كه اين امر ميزان برش پايه را در سازه افزايش مي دهد،‌در ساختمان هاي بلند بتني كه بيشترين وزن ساختمان در طبقات پايين متمركز است اين روش بسيار نيازمند تحليل ديناميكي سازه است. در مثال هاي نشان داده شده زير بررسي مي شود كه چگونه ممكن است كه برداشتن طبقات بالايي ساختمان كاهش عمده اي در محاسبه كاهش برش پايه نداشته باشد.سازه مورد بررسي قاب خمشي بتني بوده وبرش پايه براساس
(2005،ASCE) 05-Ascevبرآورده شده است. در مثال (شماره1) سازه بتني با ارتفاع و وزن طبقات معمولي،‌دوره نوساني تقريبي سازه محاسبه گرديد. مشاهده مي گردد كه برداشتن وزن طبقات بالاي ساختمان باعث كاهش برش شده است در مثال( شماره2) يك مدل مشابه سازه است كه داراي تمركز وزن در طبقات مي باشد. مشاهده مي گردد كه با ابرداشتن وزن طبقات بالاي برش پايه ساختمان در اثر كاهش ارتفاع و دوره نوسان ساختمان نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش يافته است.

 

همان طور كه در بالا مشاهده گرديد در روش كاهش وزن به وسيله برداشتن طبقات فوقاني ساختمان ها ،‌كه بيشتر  در سازه بتني مورد كابرد قرار مي گيرد بايد تمركز وزن ساختمان را در طبقات پايين را مورد توجه و بررسي قرار داد، زيراكاهش ارتفاع سازه باعث كاهش دوره نوسان ساختمان مي شود و اين امر مي توان حتي منجر به افزايش برش پايه گردد.

 

3- جداگرهاي لرزه اي

 

جداگرهاي لرزه اي شامل كل ابعاد ساختمان مي شود و نمي توان در بخشي از سازه آن ها را استفاده نمود زيرا اين عمل باعث ايجاد تفاوت در جابجايي دو بخش ساختمان مي گردند و در كاهش پريوده هاي لرزه اي و خسارات لرزه اي منتقل شده از زمين به ساختمان تاثير گذارند. استفاده از آن ها در طراحي هاي ساختمان جديد بسيار معمول شده است اما در آمريكا از آن ها براي تعداد متعددي ساختمان موجود جهت افزايش شكل پذيري به عنوان راهبرد كليدي در طراحي پروژه هاي مقاوم سازي به كار مي رود.

 

انواع جداگرها شامل مفصل انعطاف پذير (لاستيكي) و مفصل لغزنده مي شود. مفصل انعطاف پذير خود به انواع مختلف شامل كاهنده لاستيكي بلند(high damped rubber) كاهنده لاستيكي كوتاه(damped rubber  low ) تقسيم بندي مي گردد. كاهنده هاي نوساني غالبا جزئي از سيستم جداگرها هستند كه جابجايي را محدود مي كنند. در شكل(شماره3و4) تعدادي از كاهنده ها ديده مي شود. باز دوره نوساني در سازه هايي كه از جداگر استفاده شده است به دليل كاربرد اين جداگرها 2تا4ثانيه تخمين زده مي شود. همين طور در ساختمان هايي كه بر روي خاك هاي خيلي ضعيف يا ساختمان خيلي بلندمرتبه مي باشد و انعطاف پذيري ممكن است مقدور نباشد استفاده از جداگر مي تواند بسيار سودمند باشد. استفاده از جداگر لرزه اي معمولا راهكار مقاوم سازي بسيار گران قيمتي است. اين راه حل اصولا در آمريكا براي ساختمان هاي معروف و مهم استفاده مي شود. جابجايي جداگرها بيشتر در طبقات بالا  مشخص مي شود، اما در ناحيه خطر پذيري زياد توانايي زلزله براي جابجايي گاهي اوقات  تا 75 ميلي متر و يا بيشتر مي رسد به همين دليل حذف هر مانعي در نزديكي سازه كه در زمان پاسخ لرزه اي سازه مانع حركت رفت و برگشتي ( حركت پاندولي) شود ضروري است(شكل شماره5).

 

با توجه ببه نوع مفصل جداگرها و افزايش جابجايي ساختمان در هنگام وقوع زمين لرزه ايجاد درز انقطاع در اطراف سازه براي همسازي با جابجايي سازه است ضروري است. درز انقطاع بايد پايين تر از صفحه جداگر ايجاد گردد. قسمت هاي بالاي دررز انقطاع مي توان به منظور زيبايي و يا مسائل امنيتي با مصالح انعطاف پذير پوشاند.

 

در آسمان خراش ها كه در آنها از آسانسورهاي بسيار بزرگ استفاده مي گردد، نمي توان بدون در نظر گرفتن جزييات خاص آن ها را از صفحه تراز جداگر عبور داد. تاسيسات مكانيكي و برقي اين ساختمان ها نياز به توانايي تطبيق با جابجايي جداگر دارد و بايد از اتصالات انعطاف پذير در آن ها استفاده كرد؛ پي هائي كه كه در زير جداگر وجود دارد بايد توانايي گرفتن نيرو و رساندن آن به جداگر را داشته باشند،‌صفحه و اتصالاتي كه در بالاي جداگر وجود دارد بايد توانايي اين كه نيرو را به خوبي به جداگر برگرداند و در مقابل ممان ايجاد شده مقاومت كنند داشته باشد. تمامي اين اجزا هزينه ساختمان هاي داراي جداگر را افزايش مي دهد.

 

در طراحي و محاسبه بايد دقت كرد كه ساختمان هاي داراي جداگر جابجايي بسيار
گسترده تري نسبت به سازه هاي با پايه هاي ثابت دارند. در تحليل تاريخچه زماني اين
سازه ها بايد حتماً‌تمام جداگرها غير خطي مدل شود. در اين روش مشخصات مصالح بايد مطابق با جزييات كارخانه سازنده و گزارش آزمايشگاهي شامل موارد مختلف: آزمايش بارگذاري،‌حرارت،‌سرعت،‌خوردگي،‌كهنگي و ساير تاثيرات بايد در نظر گرفته شود. آزمايش براي اينكه مشخصاتي كه شركت سازنده بيان مي كند و حصول اطمينان پيدا كردن از اين كه مشخصات عضو كاملا صحيح است ضروري است. محل نصب جداگرها در طراحي بسيار تعيين كننده است آن ها معمولا نزديك به پي ساختمان هستند ولي نمونه هاي از جداگر وجود دارد كه در بالاي ستون و زير سقف هاي سنگين نصب مي شود تا نيرو وارده به ستون را كاهش دهد. پي و جداگر ، هر دو در يك تراز اجرا مي گردد،‌اما بيشترين كاربرد آن ها در پي ساختمان و يا زير پي ساختمان استفاده مي شوند و بعضي ديگر پي اضافي در محل خود دارند. انواع مختلف جداگر داراي اجزاي با اندازه هاي مختلف هستند و لوازمي براي انتقال لنگر دارند. در جداگر مفصل لاستيكي، لنگرهاي p-delta را به خود گرفته و نصف آن را به پايين و نصف آن را به بالا انتقال مي دهد. در سيستم قديمي آونگ اصطكاكي، تمام لنگرهايp-delta به بال يا پايين انتقال پيدا مي كند كه اين امر بستگي به جهت تقعر دارد چگونگي مقاومت در برابر لنگرها مي تواند منجر به انتخاب نوع خاصي از جداگرها شود.

 در جداگر های مفصل لاستیکی به علت این که لاستیک سختی پایین دارند مقاومت کمتری در مقابل نیروی کششی از خود نشان می دهد، همچنین جداگرهای دارای هسته سربی در کشش دارای محدودیت زیادی هستند. با وجود این که نوع جدید جداگرهای مفصل لغزشی که بتوانند مقداری در مقابل کشش مقاومت کنند به تازگی وارد بازار شده است ، اما تعدا زیادی از مهندسان درباره کشش زیر مفصل لغزشی نگران هستند. در نتیجه در طراحی ساختمان غالبا قصد دارند تا کشش در مفصل ها به کمترین میزان ممکن برسد. وقتی یک ساختمان دارای جداگر ساخته می شود ستون ها و دیگر اجزا ساختمان باید دقیقا در بالای جداگر نصب گردد و در ساختمان های موجود طبقات فوقانی کاملا در جای خود هستند یک راه کلیدی، انتقال بار مرده به وسیله شمع در ساختمان و بریدن زیر ستون های آزاد شده است، اجرای یک پی جدید و یک صفحه افقی جدید بر روی جداگر نصب شده تا انتقال بار سازه به جداگرها مقدور شود و سپس شمع ها برداشته می شود.

 

4- میراگرهای غیر فعال یا اتلاف کننده های انرژی  

 

اضافه کردن میراگرها مانند جداگرهای لرزه ای راهبرد نسبتا غیر معمولی برای بهسازی لرزه ای تلقی می شود اضافه شدن میراگرها باعث  کاهش جابجایی کلی سازه و شتاب پاسخ و تغییر مکان جانبی طبقات داخلی منجر می شود .

 

میراگرها شامل قسمت جامد و مایع ویسکوز می باشند. در آن ها تجهیزات دیگری شامل آلیاژ کره ای شکل، فنر اصطکاکی و تجهیزات مایع برگشت پذیر کاهنده نیرو نصب می شود در شکل(شماره6) نمونه ای از این میراگرها نشان داده شده است. تعداد زیادی از مهندسان بر این باورند که اضافه کردن میراگرها بیشتر مربوط به افزایش شکل پذیری ساختمان در قاب خمشی فولادی و بتنی می شود میراگرها باید برای جابجای زیاد تطبیق داده شده باشند.

 

پژوهش های گسترده و تکمیلی در نحوه طراحی این چنین ساختمان هایی با وسایل میراکننده انرژی انجام داده شده است که شامل طراحی مختلف و مثال های از بهسازی لرزه ای با استفاده از میراگرهای غیرفعال بود. اضافه کردن میراگر بسیار شبیه اضافه کردن بادبند است و در نتیجه بر معماری ساختمان تاثیرگذار است. بعضی از میراگرها به سازه اضافه می شود که این امر باعث تصحیح طراحی می شود میراگرهای سازه ای زیادی در بازار در دسترس است. مشخصات مصالح، آزمایشات انجام شده، محدودیت ها و جزییات اجرایی همانند اجزا جداگرهای لرزه ای به نوع محصول استناد می شود. تمامی میراگرهای معمولا در ابتدای طراحی انتخاب می شوند زیرا محاسبه و جزییات عمدتا با نوع دیگر میراگرها تفاوت دارد.

 

5- نتیجه گیری

 

هر یک از روش های ارائه شده دارای مزایا و محدودیت هائی می باشد که طراح با توجه به امکانات موجود این روش ها به تنهایی و یا تلفیقی از این چند روش برای ساختمان در نظر می گیرد. همچنین استفاده از میراگرها و جداگرها می تواند در هنگام زلزله کمک زیادی به سازه کند اما دقت در نحوه طراحی و مدل کردن آن ها به صورت رغیر خطی امری مهم است و با توجه به تنوع این ابزارها در بازار باید انواع آزمایش کشش و ... برای بررسی صحت آن چه که در مشخصات فنی شرکت سازنده نوشته انجام گیرد.

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 تاثیر دیر کرد بتن ریزی بر مقاومت فشاری بتن

تاثیر دیر کرد بتن ریزی بر مقاومت فشاری بتن

هدف مقاله حاضر، بيان تاثير تاخير بتن ريزى بر مقاومت فشارى بتن است . مسافتهاى طولانى حمل بتن موجب می شود که بتن مدتى پس از ساخت و اختلاط، در قالب ريخته شود. (اين مساله در مورد بتنى که قبلا در کارگاه ساخته شده و بدليل صرف جويي از آن استفاده می شود، نيز صادق است.) در اين مطالعه آزمايشى تعيين مقاومت فشارى براى نمونه هايى که با 5/0، 1، 2 و 3 ساعت تاخير زمانى بتن ريزى مى شوند انجام میگردد. در پایان نتایج آزمایش با مقاومت طراحى و نیز مقاومت نمونه مبنا که با تاخیر زمانى صفر در قالب ریخته میشود مقایسه میگردد و چینن نتیجه گیرى میشود که میزان تاثیر دیرکرد زمانى، به مقاومت بتن و میزان دیرکرد بستگى دارد و بیشترین دیرکرد مجاز، متناسب با مقاومت بتن، بین یک تا دو ساعت است.

مقدمه :

یکى از مشکلات حمل و نقل بتن فاصله زیاد کارخانه هاى بتن سازى از کارگاههاى ساختمانى است. این مساله در شهرهایی که به دلیل فقدان یا کمبود کارخانه هاى بتن سازى مجبورند بتن را از کارخانه هاى واقع در شهرهاى مجاور وارد نمایند باعث میشود که بتن ساخته شده در هنگام حمل و نقل، زمان زیادى را در راه باشد.

در مسافتهاى طولانى حمل بتن، هیدراسیون سیمان و در نتیجه گیرش بتن، ممکن است در داخل بتونیر آغاز شود و در هنگام ریختن بتن در محل استفاده، کیفیت و در نتیجه مقاومت و روانى آن در حد مطلوب نباشد.

مشکل دیگر، استفاده از بتنى میباشد که از روز قبل به جاى مانده است. بتنی که هر روز ساخته میشود ممکن است تماماً در همان روز مصرف نگردد و مقدارى از ان به عنوان مازاد باقى بماند که اگر تمهیداتى براى تاخیرگیرش بتن اندیشیده شود میتوان از آن در روز بعد نیز استفاده نمود.

استانداردهای ASTM C-94 در مورد بتن اماده و ASTM C-685 براى بتن سازى با اختلاط دائمى، در مورد اثر دیرکرد بتن ریزى بر مقاومت آن بحثى نمیکنند. اخیراً در امریکا مطالعات عملى بر روى موادى اغاز شده که نوعى از ان باعث توقف گیرش بتن میشود و گیرش مجدد بتن پس از افزودن نوع دیگرى از ان مواد اغاز میگردد.

در ایران مواردى از افزودن بى رویه مقادیر آب و سیمان به عنوان راه حلهاى براى مقابله با کاهش روانى و مقاومت بتن مشاهده میشود.

در مقاله حاضر، اثر دیرکرد بتن ریزى بر مقاومت فشارى بتن، با تاخیرات زمانى نیم تا سه ساعت پس از ساخت بتن، طى آزمایشهاى مورد بررسى قرار میگیرد.


مشخصات مصالح

مصالح سنگى ریز دانه شامل ماسه رودخانه اى و درشت دانه شامل سنگ شکسته با حداکثر اندازه دانه 25 میلى متر مورد استفاده قرار می گیرند. دانه بندى ریز دانه مطابق جدول 1 استاندارد ASTM C-33 و درشت دانه مطابق جدول 2 استاندارد فوق انتخاب میشود.

سیمان مصرفى از نوع 1 سیمان پرتلند و آب مصرفى، آب آشامیدنى شهر تهران میباشد.

 

مشخصات و تعداد نمونه ها

هریک از نمونه ها استوانه اى به قطر 15 سانتیمتر و ارتفاع 30 سانتیمتر میباشد . نمونه گیرى در 5 نوبت انجام میگیرد. و در هر نوبت 3 نمونه گرفته میشود. نخستین 3 نمونه در نوبت اول یعنى 15 دقیقه پس از مخلوط کردن بتن گرفته میشود. این 3 نمونه مقاومت فشارى مبنا را به دست میدهد و کاهش مقاومتهاى فشارى نمونه هاى دیگر نسبت به آن سنجیده میشود. در پروژه حاضر، این زمان، زمان صفر تعریف میشود.

نمونه هاى دیگر در نوبتهاى بعدى به ترتیب در ساعتهاى 5/0، 1، 2،3 ساعت پس از ساعت صفر گرفته میشوند. پس براى هر مقاومت فشاری کلاً 15 نمونه در 5 نوبت زمانى تحت آزمایش قرار میگیرد.

 

نحوه ساخت بتن و انجام آزمایش

استاندارد ASTM C-39 براى ساخت نمونه ها مورد استفاده قرار میگیرد. 15 دقیقه پس از افزودن آب به مخلوط مصالح سنگى و سیمان، نخستین نمونه گیرى انجام می شود . مخلوط کن از آغاز اختلاط مصالح تا پایان نمونه گیرى بدون توقف می چرخد  نمونه گیرى در هر نوبت با برگردانیدن مخلوط کن در حال چرخش انجام می شود.

تراکم نمونه ها با کوبیدن میله انجام می گیرد. 24 ساعت پس از نمونه گیرى قالبها را باز کرده نمونه ها را بیرون می آوریم و در تشت هاى پر از آب می گذاریم. آب تشت نیمى از ارتفاع نمونه ها را در برمی گیرد. روى نمونه ها را باگونى خیس می پوشانیم. براى جلو گیرى از تبخیر اب گونی ها در اثر جریان هوا، روى تمام تشت ها را با پوشش نایلونى می پوشانیم. هر 3 تا 4 روز یکبار پوششها را بر می داریم و با غلتانیدن نمونه ها در جاى خود نیمه دیگر نمونه ها را به درون آب می بریم و روى نمونه ها را مجددأ می پوشانیم .

نمونه ما را 28 روز به همین شیوه نگه می داریم و پس از 28 روز آزمایش تعیین مقاومت فشارى نمونه ها انجام مىگیرد. مقاومت فشارى بتن برابر میانگین مقاومت هاى فشارى سه نمونه مربوط به هرنوبت آزمایش در نظرگرفته می شود.

 

نتایج آزمایش و تحلیل آنها

میزان اثر دیرکرد زمانى بر مقاومت فشارى بتن به مقاومت بتن و میزان دیرکرد زمانى بستگى دارد.

اگر مقاومت طراحی ملاک قرار گیرد. بتن با دیرکردهاى زمانى بیش از 2 ساعت براى مقاومتهاى تا 250 کیلوگرم نیرو بر سانتیمتر مربع و بیش از 1 ساعت براى مقاومت 300 کیلوگرم نیرو بر سانتیمتر مربع داراى کاهش مقاومت فشارى می باشد. براى همه نمونه ها دیرکرد زمانى 3 ساعت منجر به کاهش بسیار شدید مقاومت می شود.

چنانچه مقاومت فشارى مبنا در زمان صفر ملاک قرار گیرد، دیرکرد زمانى در بتن ریزى مجاز نیست، مگر اینکه روشها و موادى که از طریق آزمایش مشخص شده باشند، براى مقابله با کاهش مقاومت در اثر دیرکرد زمانى به کار روند.

قابل توجه است که در این صورت روانى بتن نیز کاهش می یابد. البته نمونه سازى در این آزمایشها بدون افزودن روان ساز ها انجام شد. نمونه هاى با 3 ساعت تأخیر بسیار خشک و زبر بودند و به نظر می رسد که در دیرکردهاى زمانى بیشتر کاهش روانى به حدى خواهد بود که استفاده از روان سازها الزامى باشد.

نتیجه گیری

1- چنانچه طراحى مخلوط بتن بر پایه روش وزنى انجام گیرد، مقاومت فشارى مبناى بتن بیش از 20 درصد از مقاومت طراحى نمونه بیشتر می باشد.

2- میزان تأثیر دیرکرد زمانى، به مقاومت بتن و میزان دیرکرد بستگی دارد.

3- چنانچه طراحى مخلوط بتن بر پایه روش وزنى انجام گیرد و مقاومت طراحى، مبناى مقایسه قرار گیرد بیشترین دیرکرد مجاز برابر یک ساعت خواهد بود .

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در جمعه نوزدهم دی 1393  |
 معماری اسلامی/خانه

 خانه

خانه یکی از شاخص ترین اماکن در معماری ایران، خصوصاً معماری دوره اسلامی است .

اصطلاح خانه و سابقه تاریخی آن

خانه یکی از مباحث مهم در معماری ما می باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. نیاز به شناخت خانه در این زمان بسیار احساس می شود و می بایست با شناخت معماری گذشته و تطبیق آن با معماری معاصر این نیاز را بر طرف کرد.

واژه «خانه» که امروزه مصطلح است، در گذشته به اتاق اطلاق می شده است. اتاق خصوصی را (وستاخ) یا گستاخ یا وثاق می نامیده اند. در گذشته از واژه سرا به جای کلمه خانه استفاده می کردند.

به منظور نمایش اهمیت خانه در فرهنگ و زبان ایران فهرست وار به تعدادی از واژه ها که در آن ها از کلمه خانه استفاده شده است اشاره می شود. این واژه ها از ترکیب «خانه» با یک اسم دیگر ساخته شده اند و حاصل آن اسم، مکان جدیدی است که در زبان و ادبیات فارسی از آن استفاده می شود:

آبدارخانه               حرمخانه             شربتخانه                     حوضخانه  

خلوت خانه           قالیبافخانه          اسلحه خانه                         بالاخانه          

قور خانه            قهوهخانه               دیوانخانه                          تابخانه

گل خانه            تماشاخانه             تاریکخانه                          

« آرامشی که در خانه های قدیم ایران می توان یافت ناشی از نگاه طراح به فطرت انسانی، خواست ها و نیازهای انسان است. حال آن که در معماری مدرن، فردگرایی و سلایق طراح مبانی اولیه ی طراحی را پایه ریزی می کنند. به همین دلیل، در دنیای امروز سبک مختلف معماری را شاهد هستیم که برخی در این مسیر پیشتاز و باقی پیرو هستند.

خانه سنتی با انسانیت انسان هماهنگی دارد و احساس آرامش، آسایش و امنیت به هنگام برقراری در این خانه تأمین می شود. هم سویی با انسان را در تمامی ابعاد آن می توان دید، هم از دیدگاه کالبدی وهمچنین از منظر توجه به نقشه ی پنهانی انسان که همان روح است. طراحی خانه ی ایرانی با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان صورت گرفته است؛ خانه مکانی برای مبادلات مرد خانه در کنار زندگی خصوصی آنان بوده و تأثیر این سبک زندگی را می توان در وجود اندرونی و بیرونی در خانه های ایرانی یافت. البته لازم به ذکر است این فرم کالبدی تنها از این امر منتج نمی شود و دلایل دیگری چون اقلیم این کالبد را به وجود می آورند.»

کارکرد فضاها

یکی از نخستین عواملی که در بررسی و مطالعه ساختار فضای بناهای مسکونی در بافت های تاریخی به چشم می خورد، گستردگی و تنوع عملکردهای فضا در آن ها است.

مسکن در کشور ما جایگاه ویژه ای در تاریخ دارد و ریشه و پیوند آن را می توان با آغاز اولین مراحل روستا نشینی در تمدن های کهن ایران رقم زد که اکثریت قریب به اتفاق عرصه های زیست و کار و فعالیت خانواده در درون آن جای دارد و بدین ترتیب می توان آن را نخستین و واقعی ترین مدل در سلسله مراتب تجمعات انسانی در درون شهربه شمار آورد. عناصر تشکیل دهنده ی ابنیه مسکونی در بافت های تاریخی شهرهای که نهریک به عنوان عنصری کامل مطرح  و از دقت ونظم قابل توجهی برخورداراست. برای نمونه طبقه بندی فضاها از نظر عرض، عمق، ارتفاع و یا نوع پوشش، نحوه ی قرارگیری نورگیرها در بدنه یا سقف و …در این مناطق ازآرایش ونظمی خاص پیروی می کند. خانه ها اکثراً دارای سردر ورودی با درهای مزین به کوبه های زنانه و مردانه، هشتی و دالان بود که اندرون خانه را از دید نامحرمان دور می داشت.

خانه های قدیمی از تزیینات بسیارزیبا و پرکاری برخورداربودند؛ این تزیینات را گچ بری،آیینه کاری و نقاشی تشکیل می داد. بااستفاده از خاک رس نرم ( که قرمز رنگ بود) و کاه الک کرده اندود جالبی به وجود می آورند که بدان سیمگل گفته می شود و دیوارها، جرزها و ستون های اطراف را با آن پوشش می دادند. در طاق ایوان ها، مقرنس کاری ها و کاربندی ها و طاق نماها از یک نوع گچ بری سفید به صورت برجسته بر روی اندود کاه گل بهره می گرفتند.

۱ سکو

۲ سردر ورودی

۳  در ورودی

۴ هشتی 

 ۵دالان

۶ ایوان ها

۷ حیاط و اتاقهای اطراف آن

۸حوض

۹ آشپزخانه

۱۰سرویس ها

سکو:محلی در دو سوی در ورودی ، برای استراحت در هنگام انتظار، برای ورود یا گفت و گو با همسایه ها

سر در ورودی :‌هلال تزئینی روی در و تنها قسمت خارج از خانه که اغلب کاشی کاری دارد و معمولاّ طوری ساخته می شد که در زمستانها مانع از ریزش برف و باران بود و در تابستانها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می رفت. در بالای سردر آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.

 

در ورودی :

در بیشتر خانه های سنتی ، درهای ورودی دو لنگه و چوبی هستند و هر لنگه کوبه ای نیز دارد . زن ها حلقه ای که صدای زیری داشت ، به صدا در می آوردند و مردها کوبه ی چکشی شکل را که صدای بمی داشت .

 

هشتی :

بلافاصله پس از ورودی به فضای هشتی می رسیم. اغلب به شکل هشت ضلعی یا نیمه هشت ضلعی و یا بیشتر مواقع چهار گوش است. هشتی دارای سقفی کوتاه و یک منفذ کوچک نور در سقف گنبدی شکل ان است و عموماّ سکوهائی برای نشستن در آن طراحی شده است. هشتی برای انشعاب قسمت های مختلف خانه و گاه برای دسترسی به چند خانه ساخته می شد. در خانه های بزرگ ، اندرونی و اقامتگاه های خدمتکاران نیز به هشتی راه داشتند .

 

 

 

 

 

 

 

 

دالان (راهرو):

د الان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابر نتواند سریعاً فعالیت های جاری در حیاط را متوجه شود..

 

حیاط :

حیاط در خانه های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بود. ، حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت ، ویژگی بود که از گذشته های دور در معماری ایرانی حضور داشت ؛ البته این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت ها و ایجاد ارتباط بین قسمت های مختلف خانه، تعبیه دید و سایر مسائل مرکز خانه محسوب می شد. حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی ، عروسی و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف ان تعیین می کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می یابد. سازمان دهی فضاهای محصور حیاط به گونه ای بود که با تغییرات فصلی و کارکردها ی مختلف اتاق های مجاور متناسب باشد.

حیاط (میانسرا):

حیاط محوطه ای محصور است. سرای خانه، صحن خانه، صحن و گشادگی خانه، فضایی که بزرگ و بدون سقف است و اتاق ها در یک طرف و یا در اطراف آن ساخته شده باشند.

«استفاده از بناهای حیاط دار در ایران قدمتی هشت هزار سال دارد. اگر بخواهیم ابتدایی ترین روش محصور کردن یک سر پناه را در داخل یک حصار ببنیم باید به آثار سنگی دولمن های منطقه آذربایجان اشاره کنیم که فضاهای مسکونی در داخل یک حصارکوتاه محصور شده اند.»

حیاط در خانه های باستانی تپه زاغه ، که متعلق به هزاره ششم ق.م می باشند، محل ارتباطی دو یا چند فضا بوده است که فعالیت های زندگی در پیرامون آن انجام می شده است.

آثاری از حیاط در ساختمان های تپه حصار دامغان، حسنلو آذربایجان و کوه خواجه زابل نیز یافت شده است که شکل تکامل یافته ای به خود گرفتهبودند.

«کاخ آشور در قرون اولیه میلادی در زمان پارت ها با یک حیاط مرکزی تکامل یافته ترین شکل حیاط است که پیرامون آن فضاها تشکیل گرفته اند و بعد ها در دوره اسلامی الگوی ساخت بسیاری از مساجد و مقابر در دوره ساسانیان نیز بناهای عظیمی همچون کاخ کسری، کاخ سروستان و کاخ خسرو ساخته شد که صحن فضای مرکزی از بخش های مهم آن ها محسوب می گشت.» در دوره اسلامی ساخت بناهای حیاط دار استمرار یافت که نمونه های اولیه آن مساجد جامع در فهرج، نایین دامغان است. یکی از قدیمی ترین خانه های حیاط دار به جا مانده از قرن هشتم هجری در محله فهادان یزد است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حیاط در خانه های ایرانی به شکل های مختلف توصیف گردیده است. بعضی از این موارد به اختصار عبارتند از:

حیاط نشانه حریم تملک.

حیاط، وحدت دهنده چند عنصر خانه.

حیاط، ارتباط دهنده چند فضا.

حیاط، برای ایجاد محیطی سرسبز و با نشاط.

حیاط، در نقش یک هوا کش مصنوعی برای گذر جریان بادهای مناسب.

حیاط، عنصری مهم در جهت سازماندهی فضاهای مختلف.

حیاط ، به عنوان حریمی امن و آرام برای آسایش خانواده.

در معماری خانه های حیاط دار، یک یا چند مورد از عملکردهای یاد شده را می توان مشاهده کرد. شاید ابتدایی ترین نحوه کاربرد حیاط ، ایجاد «حسن تملک» باشد.

حیاط از نظر کارکرد نیز به انواعی نظیر:حیاط اندرونی، حیاط بیرونی، حیاط طویله (بهاربند=باربند) ،حیاط آشپزخانه، حیاط خلوت، … تقسیم میشود.

حیاط عنصری مهم در سازماندهی فضایی است که کلیه فضاهای دور آن آرایش داده شده اند و در شکل دهی خانه های دورن گرا نقش مهمی داشته است.

سه دری:

 به اتاق هایی گفته می شود که سه پنجره به سوی ایوان یا میانسرا دارند وبه عنوان اتاق خواب ازان بهره می گیرند.

 

 

 

 

 

 

پنج دری:

به اتاق هایی بزرگ روبه قبله گفته میشود که پنج پنجره به سوی ایوان یا میانسرا دارند وبه عنوان نشیمن و پذیرایی ازان استفاده می گردد. پنج دری را شاه نشین نیز می نامند.این اتاق و پنجره های ان (ارسی) دارای تزیینات فراوان مشبک و منبت و گچکاری و ایینه کاری و نقاشی و قاب بندی سقف ،بوده است که قاب بندی ها نیز دارای تزیینات بودند .

 

حیاط بیرونی

حیاطی نسبتاً کوچک است که موجب شکل گرفتن مجموعه بیرونی خانه می شود و خود وظیفه پذیرایی از مهمانان و مراجعان را به عهده دارد. این حیاط باعث تأمین نور برای اتاق های بیرونی، تنظیم مسیر حرکت به سمت اتاق های این بخش، ایجاد فضای سبز و محیط لطیف برای این مجموعه می گردد.( توضیح : البته در مجموعه های دیوانی و حکومتی و خانه های خوانین و تجار بزرگ ، حیاط بیرونی هم نسبتاً وسیع پیش بینی و طراحی می شده اند.)

 

حیاط اندرونی

برزگترین حیاط خانه که مخصوص ساکنان و محارم خانه بود. حیاط اندرونی نامیده می شد. البته صرفاً حیاط اندورنی بزرگ نیست بلکه بسته به موقعیت زمینی که در آن بنا ساخته می شده و وضعیت مالی مالک، این حیاط ممکن بود کوچک و بزرگ باشد و یا به جای یک حیاط اندرونی دو حیاط اندرونی بنا شود. این حیاط در برخی خانه هایی که حیاط بیرونی نداشت هر دو وظیفه را عهده دار بود. تأمین نور برای آن ها ، تقسیم حرکت به جانب فضاها ، ایجاد فضای سبز و دسترسی به حوض آب و شستشو از جمله عملکردهای این حیاط بوده است.

 

 

حیاط طویله (بهاربندباربند)

این نوع حیاط به نگهداری گاو و گوسفند و چهارپایان در تابستان و بهار، انبارعلوفه و وسایل کشاورزی و همچنین نگهداری ماکیان تعلق داشت. وجود یا عدم وجود این نمونه حیاط نیز بسته به شکل و موقعیت اجتماعی و مالی مالک خانه داشت.

حیاط آشپزخانه

حیاط کوچکی است که در خانه های اشرافی در کنار آشپزخانه ساخته می شود. انجام اعمالی از آشپزی که در فضای باز باید انجام شود( مانند آبکش کردن برنج و کار گذاشتن دیگ های بزرگ تر از معمول و … )

 

حیاط خلوت

حیاط کوچکی است که گاهی بعد از هشتی واقع می شود و نقش تقسیم و انجام اعمالی نظیر خرید و فروش و تعویض کالا را به عهده داشت.

 

حیاط نارنجستان

نارنجستان چنین تعریف شده است: میان سرایی که می توان آنرا سر پوشیده کرد و در باغچه ی آن در ختان نارنج و غیره پرورش داد.

حوض و باغچه:در حیاط سازی خانه های قدیمی حوض و باغچه معتبرترین عناصر حیاط سازی به شمار می رفت

 

تالار:

این عنصر عموماً فضائی بود با تزئینات بسیار زیبا و پرکار که در کنار اتاق های ساده زندگی در خانه های سنتی کاملاً مشهود بود. تالار با گچبری، آئینه کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می شدند. جبهه رو به حیاط تالار با ارسی های ۵ دری یا ۷ دری به حیاط خانه مربوط می شدند. تالار برای پذیرایی از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار می گرفت.

 

 

 

 

                                         

 

 

 

 

 

نشیمن:

نشیمن،‌ اتاق هائی بود که از تالار اهمیت کمتری داشتند و از اتاق های ساده مهمتر بودند نشیمن، محل تجمع افراد خانواده ومهمانهای بسیار نزدیک به حساب می آمد این عناصر از نظر تزئینات بسیار ساده بودند.

 

آشپزخانه:

معمولاً مربع یا مستطیل است . نزدیک آب انبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه ، محلی برای پخت و پز ، ذخیره ی چوب و تنور پخت نان و در درون دیوار آن تاقچه ای برای قرار دادن ابزار آشپزی و غذل تعبیه شده است

 

آبریزگاه (توالت) و حمام:

در سطح پایین تری قرار می گرفتند: نخست به دلیل سهولت در استفاده از آب و زهکشی آن ؛ دوم گرمای آن.. حمام به دو بخش تقسیم می شد: یکی برای تعویض لباس (سر بینه) و دیگری برای شست وشو (گرم خانه)

گودال باغچه

گودال باغچه یا باغچال در وسط حیاط مرکزی ساخته می شده و یک طبقه در داخل زمین فرو می رفته است. نمونه های این فضا در اقلیم های بسیار خشک کویری از جمله در کاشان، نایین و یزد دیده می شود. گودال باغچه علاوه بر تأمین خاک مورد نیاز خشت های استفاده شده در بنا، امکان دسترسی به آب قناط را هم فراهم می کرده. این مساله، در شهر هایی مثل نایین که یک شبکه ی پیچیده ی قنات داخل شهر داشته اند بسیار مهم بوده است. بنابر این معمولاً در گودال باغچه آب روانی می بینیم که حوض میانی را پر می کرده و سر ریز آن به خانه های دیگر می رفته است. در حاشیه ی این حیاط اغلب رواق و گاه چند اتاق به شکلی نیمه باز ساخته می شده و کاشت درخت انار، پسته و انجیر در این گودال باغچه ها مرسوم بوده است. با توجه به کوچکتر و پایین تر بودن این حیاط ها و استفاده از رطوبت و خنکی زمین، علاوه بر رطوبت گیاهان و خنکی آب، در واقع فضایی به مراتب اقلیمی تر از حیاط شکل می گرفته است. گودال باغچه ی خانه ی پیر نیا در نایین و مسجد مدرسه ی آقا بزرگ در کاشان نمونه های خوبی از این فضاها هستند. معماری خانه طباطبایی ها به شیوه گودال باغچه متقارن و درون گرا است، در کویر خانه ها را گود می ساختند تا بنا عایق حرارت و صدا بوده ودسترسی به آب قنات هم راحت تر و در مقابل زلزله مقاوت تر باشد.

 

 

 بام

بام در معماری ایران به جرأت بخشی از فضای زندگی است و علاوه بر وجود حجم های پیچیده و زیبا، به عنوان حیاط هم مورد استفاده قرار می گرفته است. در شهرهایی چون نایین در برخی از بناها با دیوار های صندوقه چینی شده، اطراف بام را تا حدود یک متر و نیم بالا آورده و نوعی حیاط در بام بوجود می آوردند که در شب های تابستان برای خواب استفاده می شده است. همچنین این دیوارها با سایه اندازی بر بخشی از بام در ساعات مختلف روز نقش اقلیمی ثانویه ای نیز داشته اند. چنین فضاهایی در مساجد نیز مورد استفاده بوده است. در مسجد سپهسالار در بالای بام وضو خانه ای که چهل شیر نام دارد، این فضا به همین شکل وجود دارد. نمونه ی دیگر خانه ی عباسیان کاشان با چنین حیاطی در بام است که در آن معماران با قاب بندی های ظریف از مشبک آجری، امکان تهویه را نیز فراهم آورده اند. 

 

سرابستان

باغ کوچکی بوده که کنار خانه ساخته می شده و تأثیر اقلیمی زیادی بر خانه داشته است. نمونه ی بسیار خوب آن در کنار خانه ی پیر نیا در نایین در قسمت جنوبی حیاط وجود دارد، در واقع متمو لین با ساختن چنین فضایی نوعی ییلاق در کنار خانه ی خود بوجود می آورده اند.

 

زمستان نشین

اگرچه زمستان نشین پیش از آنکه نام فضای معینی باشد، به همه ی فضاهایی که در وجه شمالی حیاط ساخته می شوند تا از آفتاب زمستان که با زاویه ای مایل به درون اتاقها می تابد استفاده کنند، گفته می شود اما مجموعه ی معینی از فضاها با رابطه ای خاص،‌ مجموعه ی فضاهای زمستان نشین را تشکیل می دهند که عبارتند از سه دری،‌ پنج دری روی محور اصلی قرار می گرفته اند و دو فضای ارتباطی که می توانند راهرو یا تختگاه باشند و گوشواره هایی که از سه دری، اتاق ارسی یا تهرانی و اتاق دو دری تشکیل شده اند و گوشه های این بخش را تشکیل می دهند.

فضای اصلی زمستان نشین روی محور اصلی قرار گرفته و برای ورود بیشتر نور خورشید اغلب پنجره های آنرا از ارسی های بزرگ می ساخته اند. داخل فضاهای مرکزی با توجه به بسته بودن فضا، تزیینات پیچیده ای چون قطارهای مقرنس و آیینه کاری های بسیار پیچیده دیده می شود.

 

 

 تابستان نشین

تابستان نشین نیز موقعیتی مانند زمستان نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می گیرد.

این تالارها و ایوان ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضایی زندگی در خانه بوده اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آنها پرهیز و به نقوش ساده ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می شده است.

حسینیه ی خانه ی بروجردی ها که فضای بسیار پیچیده با تزیینات ترکیبی کم نظیری در تابستان نشین آن دیده می شود، از نمونه های استثنایی این مجموعه فضا است. در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند.

 

بهار خواب

این فضا همان مهتابی است و در مناطقی از خراسان تخ بوم (تخت بوم) نیز نامیده می شود. این فضای بدون یقف در مجاورت حیاط و در طبقات بالاتر از اول ساخته می شود و شب های تابستان در آن می خوابند و بسته به محل استقرار آن، در ساعاتی که دیوارهای اطراف بر آن سایه ی مناسب می اندازد از آن استفاده می شود. در بهار و پاییز در تمام ساعات روز و در تابستان شب ها قابل استفاده بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

این فضا در دوره ی قاجار به مسجد مدرسه ها نیز راه یافت و نمونه های زیبایی از آن را در مسجد سید اصفهان، مسجد سلطانی سمنان و مسجد سپهسالار تهران می توان دید و در مناطق گرم و مرطوب چون دزفول و شوشتر جزء جدایی ناپذیر خانه های مسکونی است. تزیینات رایج این فضا از جنس تزیینات نمای رو به حیاط است.

اتاق کرسی

این اتاق در مجموعه ی زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره ی کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آنرا گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند. این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد.

 پایاب

محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانه ها و مساجد است و نمونه های عمومی آن نیز در شهرهایی همچون نایین به چشم می خورد. الگوی معمول آن هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته می شود. نکته اقلیمی، هوای بسیار خنک آن در تابستان است که علاوه بر استفاده به عنوان یخچال برای نگهداری مواد غذایی، در مواردی برای خواب نیم روزی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

احتمالاً می توان بین پایاب و پادیاو رابطه ای برقرار کرد، فضایی که به گفته ی استاد پیرنیا با مهاجرت به اروپا پاسیو را بوجود آورده است. نمونه های عالی پایاب در مسجد جامع نایین، مسجد جامع نطنز، مسجد جامع یزد و خانه های تاریخی یزد از جمله خانه ای که امروز به هتل کهن کاشانه تبدیل شده دیده می شود.

 حوض خانه و سرداب

اگرچه گاه به تالار اصلی تابستان نشین نیز گفته می شود، اما به طور مشخص زیرزمینی است که در زیر تابستان نشین ساخته شده و مانند ایوان، فضایی نیمه باز است و اغلب یک حوض نیز دارد. در خانه عباسیان کاشان، نمونه های عالی حوض خانه و سرداب وجود دارد. در کاشان فضاهای بسیار متنوعی با عنوان حوض خانه در طبقه همکف یا زیر زمین یا در گوشه ها به چشم می خورد. در این شهر به زیرزمین های گود که در زیر هریک از وجوه ساختمان مخصوصاً تابستان نشین ساخته می شود و اغلب الگوی شکم دریده دارند، سرداب می گویند. در شهرهایی چون تبریز که فاقد تابستان نشین هستند، حوض خانه در زیر فضای اصلی زمستان نشین با در و پنجره ساخته می شود.

در کاشان فضاهای حوض خانه وسرداب معمولاً تزیینات یزدی بندی و با مصالح گچ یا سیمبل دارند. در مقابل در تبریز تزیینات آجری مخصوصاً با آجرهای رنگی و استفاده از کاربندیهای پیچیده در مرکز فضا بسیار رایج است. مهمترین الگوی مورد استفاده در حوض خانه ها، شکم دریده است. معمولاً امتداد بادگیرها به این فضا می رسد و عبور باد از روی آب حوض، هوایی لطیف در این فضا بوجود می آورد.

 

شبستان

این فضا در مساجد به عنوان نماز خانه در دو طرف گنبد خانه یا اطراف ایوان ها شکل می گیرد و معمولاً در زمستان بیشتر استفاده می شود. به زیر زمین خانه های شوشتر و دزفول هم شبستان گفته می شود که معمولاً حدود ۵/۱ تا ۲ متر در زمین فرو رفته و پنجره هایی به حیاط دارند و حد فاصل شوادان و طبقه ی اول اند. از این فضا در ساعاتی از روز در تابستان و دربهارو پاییز و در مواردی به عنوان انبار نیز استفاده می شود. سازه و تزیینات آن آجری و پلان آن امتداد پلان طبقه ی اول است. در کاخ های قدیمی به حرمسرا نیز گفته می شود، در این صورت تزیینات پیچیده تری داشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

شناشیل

این فضا که مختص مناطق جنوبی ایران بخصوص بوشهر است، نوعی بالکن به سمت بیرون خانه و روی معبر عمومی است. که با چوب ساخته شوده و پیرامون آن با نرده های مشبک پوشیده می شود.تا هوا به راحتی در آن جریان یابد. در برخی از موارد سقف ندارند. نمونه هایی از این فضا در برخی از خانه های شیراز نیز دیده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آب سرا

به ساختمانهای ییلاقی گفته می شود که در میان استخر یا دریاچه و برای استفاده از رطوبت و چشم انداز آب ساخته می شوند. نمونه های عالی آن شاه گلی در تبریز و چشمه علی دامغان هستند.

 

 

 

کنده

فضایی است که دردل زمین کنده شود. نمونه های عالی آن روستای کندوان در اسکو و میمند اند، ولی در بسیاری از خانه های کوهستان، قسمت های پشتی فضا را به شکل پستو در دل زمین می کنند که کیفیت اقلیمی بسیار مناسبی در زمستان وتابستان بوجود می آورد و گاهی به عنوان اتاق کرسی نیز استفاده می شود.

 

 اتاق بادگیر

در تابستان نشین خانه های حاشیه کویر یا حاشیه دریای جنوب، علاوه بر تالار اصلی، در برخی موارد گوشواره ها نیز از جریان هوای بادگیر استفاده می کرده اند. اتاق بادگیر به هر فضایی در طبقه اول تابستان نشین که از هوای بادگیر استفاده کند گفته می شود. تزیینات این فضا همچون تزیینات ایوان است.

بیشتر خانه ها بویژه خانه های توانگران ، دارای درآیگاه (ورودی) هستند. در آیگاه بخشی از ساختمان است که رفت و آمد به ساختمان ازآنجا انجام می گیرد. درآیگاه دربرگیرنده فضاهای پیشخان (پیشگاه،جلوخان) سردر، درگاه ،هشتی یاکریاس، دهلیز یا دالان می باشد.

پیشگاه خانه ، در برابر سردر ، دو سکو دردوسو به نام پاخره (پیرنشین) دارد.

دیوارهای هشتی دارای تاقنما و سکو و چراغدان بوده و از برخی درگاه های آن به بخش های دیگر خانه راه می یافتند. اگر روی هشتی و در اشکوب دوم ، اتاقی یا بالا خانه ای بوده، پلکان آن از هشتی آغاز می شده است. اتاق بالاخانه، فروار( بروار) نام دارد. گاه از یک درگاه دیگر هشتی به باربند یا آغل راه داشتند.(گاه به هشتی، کریاس هم گفته می شده است). درگاه اصلی هشتی، به دالان راه می یابد. دالان یا دهلیز، راهرویی است که هستی را به میانسرا می رساند.ورودی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میشده است.

بخش رو باز و بی آسمانه خانه، میانسرا یا حیاط بوده که در میان سرا جای داشته است و اتاق های گوناگون در گرداگرد آن ساخته شده و رو به آن باز می شده اند.حیاط به 4 بخش تقسیم میشده است :حیاط اندرونی ، حیاط بیرونی ، حیاط خدمه ، حیاط تجارت خانه.

در خانه های میانسرادار هر بخش خانه، در یک پهلوی میانسرا ساخته می شود و گاه سه پهلو و گاه چهار پهلوی میانسرا، اتاق و ساختمان است. یک پهلو رو به جنوب شرقی و دیگری رو به جنوب غربی باز می شود. از این دو سو در زمستان وهنگام سرما بهره گیری می کنند، (چون آفتاب گیر هستند) سوی سوم هم رو به شمال شرقی باز می شود که ازآن هنگام گرما بهره گیری می کنند.(چون آفتاب کور است) سوی چهارم گاه کاملا بسته و یک دیوار است که تنها در آن تاقنما درآورده شدهاست،چونآفتاباز این سو آزار دهنده است و گاه اگر سکویی باشد، تنها در بهار از آن بهره گیری می شود. در سوی چهارم، آبریزگاه و انباری قرار دارد.

خانه ها به طور کلی دو بخش داشتند: بیرونی،اندرونی. اندرونی بسیارگسترده تر و بزرگتر از بیرونی بوده وخانه ای ویژه زندگی خصوصی خانواده بوده است. میانسرای بزرگی داشته که درگرداگرد آن اتاقهای فراوانی ساخته می شده است. بخشی ازخانه، تابستان نشین وبخشی زمستان نشین بوده است. بیرونی یک میانسرا، یک اتاق پذیرایی بزرگ ، یک سفره خانه ویکی دو اتاق برای آسایش مهمان ها داشت.

بیشتر اتاق ها به میانسرا باز می شوند. ایرانی ها همواره خواستار آن بودند که درون اتاق و بیرون آن که میانسرایی(حیاط) سرسبز بوده،به مدید داشته باشند. گشادگی و فراخی و دید آزاد به طبیعت، با سرشت ایرانی آمیخته است.

نام هر اتاق از شمار درگاه هایی که از آن به میانسرا باز می شده به دست می آمده است. مانند سه دری، پنج دری و هفت دری. از این درگاهها رفت و آمد نمی شده، هردرگاه،یکدر-پنجرهبودهکهتاکفاتاق می رسیده است.کف اتاق ها از کف میانسرا بلند تر بوده است. برای رسیدن به هر اتاق از میانسرا، راهروهای کنار آن به میانسرا راه داشتند. گاه این فضا گشاده تر از یک راهرو می شده که تختگاه نام داشته است.

اتاق سه دری بیشتر اتاقی خصوصی یا اتاق خواب بود. اتاق پنج دری می توانسته اتاق نشیمن یا مهمان خانه باشد که گاه یک شاه نشین داشت وفضایی بود در بالای اتاق همچون یک تورفتگی که نشیمنگاه مهمان بود.

در گذشته های دور به بخش تابستان نشین، تزر یا تچر هم گفته می شد. در بخش زمستان نشین خانه ، اتاق شکم دریده و یا اتاق تهرانی جای داشت که بیشتر پنج دری بودند. شکم دریده اتاقی بود به ریخت چلیپا و بیرون زدگی بالای آن شاه نشین اتاق اتاق بود و از دو بیرون زدگی در دو سو به راهرو راه داشت.

انواع اتاق ها : اتاق پهلوی، اتاق دودری، اتاق سه دری، اتاق چهاردری، اتاق ارسی، اتاق گوشواره، اتاق تاریکخانه، اتاق تجارت خانه، اتاق خورشیدی، اتاق پستو،اتاق حجره.

به طور کلی فضاهای زیرزمینی جایی هستند که تغییرات جوی و دمای محیط در فصل سرما و گرما در آن جا کمتر تاثیر می گذارد یعنی دمای آن ها نسبتا ثابت است. هر زیرزمینی موفق نیست، بلکه زیرزمین هایی موفق ترند که در ناحیه نسر واقع شده باشند.

نسر: جایی است که بیشترین زمان سایه را داشته باشد. علامت آن دیرتر ذوب شدن برف ها در آنجاست.

 

 

 

 

انواع زیرزمین:

بادگیر،ارسی،نارنج،قند

 به اتاق کشیده وبزرگ ،تالار (تلوار:ساختمان بزرگ) گفته می شدکه آسمانهای بلند ،گاه به اندازه دو اشکوب (طبقه) داشت در دو سوی آن، دو راهروی گشاده به نام تختگاه بود که از آنها رفت و آمد می کردند. گاه دو اتاق سه دری (یا دو دری) در دو سوی تالار بود که بروار نام داشت. روی این دو اتاق اتاقی در اشکوب دوم ساخته می شد که گوشوار نام داشت.

پس در نمای رو به میانسرا ، تالار درمیان و در دو سوی آن، دور بروار در پایین و دو گوشوار در بالا جای داشت. بخش میانی این نما میانوار نام داشت. این اتاق ها می توانستند از دید ساختاری از رانشی که دیوار ها و دهانه بزرگ تالار پدید می آورد،پیشگیری کنند.

انواع تالار : چلیپا ،بادگیر، بیرونی، پهلوی

 

مطبخ:

معمولا آشپزخانه ها و آبریزگاه ها از آسمانه (سقف) نور می گرفتند و پنجره به بیرون نداشتند. آنها یک سوراخ در آسمانه به نام هورنو داشتند. در کنار دیوارهای در جاهایی هم در بیرون از آشپزخانه جای داشت. آشپزخانه همواره در جایی ساخته می شده که بانوی خانه بتواند در آن به آسودگی به کار خود بپردازد و کمتر در برابر چشم باشد.(آشپزخانه یا آبریزگاه در گوشه ای از خانه ساخته می شده که پساب و بوی آن آزار رسان نباشد.) آشپزخانه در میانه بخش بیرونی و اندرونی جای داشته و هردو به آن دسترسی داشتند.

 

اورسی

  «اورس»درفارسي به چم (معناي) گشاده است. دراروپا به اينگونه درها گيوتين مي‌گويند. استادپيرنيا واژه ‌يارسي را پارسي مي‌داند برابر گشاده و باز ؛ ولي در فرهنگ‌ها ، ارسي را يك واژه‌ي روسي دانسته‌اند. «ار» پيشوندي است برابر بالا رفتن كه در برخي واژه‌هاي ديگر مانند «ارچين» ديده مي‌شود و «سي» برابر پرتو و چشمه كه در گويش‌هاي نيمروزي (جنوبي) ايران روايي است. ارسي، گونه‌اي پنجره‌ي چوبي و شبكه‌دار كشويي است كه با بالا و پايين رفتن باز و بسته مي‌شود. بلنداي آن از كف تا سقف است. اين در ـ پنجره‌گاه به ميان‌سرا باز مي‌شود و گاه ميان دو تالار قرار مي‌گيرد تا هنگام نياز، باز شود و يك تالار بزرگ به‌دست آيد.

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطح مشبك پنجره‌هاي ارسي كاركردهاي زيادي از جمله تأمين نور فضاي دروني، در معرض ديد قرار دادن فضاي بيروني، كاهش شدت تابش نور آفتاب و گرما، ايجاد زيبايي در نماي ساختمان، حفظ حريم و دور كردن حشرات مزاحم است (شيشه‌هاي رنگي پنجره‌هاي ارسي با ايجاد نورهاي رنگارنگ سبب دور و خارج شدن حشرات مزاحم از فضاي اتاق‌ها مي‌شوند)؛ اما علاوه بر اين‌ها دلايل ديگري براي استفاده از ارسي‌ها وجود داشته است.  اين نوع پنجره‌ها باعث مي‌شوند نورخورشيد به اندازه ‌ي كافي به فضای اتاق واردشود،نه كمتر ونه بيشتر. از نظر روان‌شناسي، رنگ‌هاي مختلف اين شيشه‌ها وايجاد نورهاي هم‌رنگ‌ شان روي انسان تأثيرات مختلفي مي‌گذارد كه هررنگ كنار رنگ ديگر، شدت اين تأثير را خنثا و مقدار مناسب آن را تنظيم و تعديل مي‌كند. بيشتر رنگ‌هاي استفاده‌شده در شيشه‌هاي ارسي، لاجوردي، قرمز، سبز و زرد هستند كه هر كدام به‌تنهايي يك تأثير روان‌شناختي مجزا دارند. از سوي ديگر، سطح پنجره‌هاي ارسي را با استفاده از انواع نقش‌هاي گوناگون گره‌سازي و با شيشه‌هاي رنگي و ساده مي‌آراستند و تركيب‌هاي بديعي پديد مي‌آوردند و به اين شكل، هماهنگي بين اين شبكه‌هاي هندسي و نورهاي رنگي باعث ايجاد زيبايي دلپذيري مي‌شد .

همچنين ناپسند دانستن تقليد از نقش‌ها وصورت‌ها ي انساني و حيواني در نقاشي و ساير هنرهاي تصويري و تجسمي به‌تدريج موجب شد، تقليد از طبيعت در بسياري از هنرهاي اسلامي چندان مورد توجه قرار نگيرد و جايگاه والايي نيابد. به همين دليل، هنرمندان به ايجاد ظرافت در تركيب‌هاي هندسي و انتزاعي توجه بسيار كردند. از ديد مردم‌شناسي نيز پنجره‌هاي ارسي باعث محدود كردن ديد از بيرون به درون خانه مي‌شوند.

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در سه شنبه شانزدهم دی 1393  |
 معماری اسلامی/حمام

حمام:

تاریخچه و پیشینه:

ایرانیان همواره به آب احترام میگذاشتند.

بعد از ظهور اسلام این موضوع تشدید شد.

قبل از اسلام             مهر و زرتشت                پادیاو

ایرانیان قدیم آبی را سالم میدانستند که              سه چارک عرض،سه چارک طول،سه چارک ارتفاع          تقریبا همان آب کر اسلام.

سیر تحول:

در زمانهای خیلی قدیم ایرانیان حمام می کردند              ولی آثاری از حمام در حفاریها ی باستان شناسی و غیره بدست نیاوردند.

ولی در حفاریها سفالینه هایی بدست آمد که چیزی شبیه وان است                     منتها با اندازه ی بزرگتر

در 1500-2000سال پیش                 گرمابه ساختمانی گرم               شستشو در ظرف بزرگی بنام آبزن در بعضی مناطق برای جلوگیری از آلودگی آب کاریز از شیفتل بهره گیری می کردند

ورود حمام به خانه                      از اواسط دوران قاجاريه در ميان ثروتمندان

 دراواخر دوران بهلوي حمام وارد خانه ايرانيان شد

معماری حمام

حمامهاي قديم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پايينتر بود

1-  برای سوار کردن آب در خزینه

2-  علتهاي ساخت حمام در دل خاک:

3-  مهمترين عامل در حمام               انتقال آب به داخل حمام

4-  پایین تر بودن حمام از معبر           راحتي ورود آب به حمام

5-  خود خاک عايق خوبي براي جلوگيري از به هدر رفتن گرماي حمام بوده است

6-  از خاکي که برداشت مي کردند به عنوان مصالح استفاده مي نمودند .

اندامهای حمام:

  اجزای اصلی حمام

 

گرمخانه 

 

فضاها به ترتیب بار حرارتی بیشتری می گیرندگرمخانه

 

 
   

 

       بینه

 

میاندر

 

       میاندر

       گرمخانه 

 

 
   

 

 

 

 

ورود

 

 

مجموعه ورودی شامل:

 

 
   

 

سردر

دالان              برای جلوگیری از خروج هوای گرم و ورود هوای سرد

دهلیز         پاچال            جایگاه استاد حمام برای کنترل ورود و خروج

 

 

 

بینه

بینه یا رختکن                 فضایی بزرگ و سرپوشیده با حوضی بزرگ در میان وسکوهایی در گرداگرد آن

 بینه فضایی نیمه گرم و کمابیش خشک

 

 دارای شکل مربع،هشت پهلو و کشکولی

 

 

 

 

میاندر

فضای بین بینه و گرمخانه

برای جلوگیری از انتقال سریع هوای گرم

راهرو یا دالانی  که به چند جا راه دارد

  آبریزگاه ها   

  جایگاه ستردن مو

 

 

 

 

گرمخانه

     اصلی ترین و بزرگترین و گرمترین

     بخش گرمابه

                             خزینه ها

                            چاله حوض یا استخر

     اجزای گرمخانه      کریز یا شاه نشین

                             دستک

 

 
   

 

 

 

 

خزینه ها

   خزانه ها در حمام های مفصل  سه عدد بود

آب داغ

آب ولرم

آب سرد

 

 

 

 

حوض

شاه نشین و دستک

گوشه ای از  گرمخانه به فضایی راه دارد بنام شاه نشین

شاهنشین به جای خزانه دارای حوضچه ی کوچکی بوده           دستک

 

تون یا خن

کوره ای برای گرم کردن آب                 درزیریا کنار گرمابه

سوخت            بوته

آلیاژدیگ ها                  هفت جوش

 

دودکش و گربه رو

هرگرمابه دارای دودودکش بوده که دورازتون قرارداشتند.

گربه رو               در گرمخانه وبینه  در بینه تعداد کمتر وبه تون دورتردرگرمخانه تعداد بیشتر به تون

نزدیک تر با عبور از کف گرمخانه و بینه به گرم کردن فضا کمک می کردند

 

نورگیری و تهویه

پوشش گرمابه                          گنبد کلمبو

شیشه های کار گذاشته در سر گنبد                        جامخانه

         عمل نورگیری و تهویه

با باز و بسته شدن شیشه ها در فصولی از سال دما

و رطوبت داخل حمام تنظیم می شد.

هر کدام از بخش های گرمابه یک جام خانه در گنبد داشت.

نورگیری و تهویه

برخی از گرمابه ها برای روشنایی در شب چراغدان داشتند

چراغدان ها دارای سوراخهایی بودند که  دود از آن بیرون می رفت

 

 

مصالح حمام

ديواره حمام و سقف   آجر

ستون هاي حمام و کفبوش و لبه حوضها              سنگ مرمر

ازاره ها ,حوضها وسکوها              کاشی

پايه هاي حمام            سنگ لاشه

لوله هاي سفالي مخصوص سيستم آبرساني حمام تنبوشه

خزينه ,تزيئنات سقف حمام , بوشش داخلي حوضها ساروج

(ترکيب ساروج : آهک ,خاک رس ,خاکستر ,لوئي ني مرداب , سفيده تخم مرغ يا شير که اين دو ماده بروتئيني باعث چسبندگي بيشترساروج مي شده است.

تفاوت ساروج با سيمان:هرچه قدمت ساروج بيشترباشد محکم تروسخت ترمي شود

 

تزیینات حمام

عموما :

کف حمام             با سنگ مرمر و دیگر سنگها آرایش می شد.

جاکفشیها              از سنگ یا آجر و برش بالای آن طرحی از

آهکبری به صورت ساده و رنگی نیز از جمله تزیینات داخلی مهم حمامها شمرده می شود

 

 

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در سه شنبه شانزدهم دی 1393  |
 معماری اسلامی/مسجد

سبک شناسی و سیر شکل گیری مساجد

 

سبک خراسانی

 

ویژگی معماری:

·         مردم واری بناها

·         دور شدن از تزیینات چه در داخل و چه در خارج

·         اندک تزیینات موخود هم ادامه ساسانی است اما بسیار کم رنگ‌تر

·         چفدها در ابتدا همان مازه دازهای ساسانی بود و سقف طاق آهنگ

·         استفاده از گنبد به خاطر ارتفاع زیاد کم تر مصرف می شده است

·         بوم آورد بودن مصالح

 

سیر شکل‌گیری مساجد:

·         مساجد شبستانی

·         آتشکده هایی که دیوار رو به قبله آنها بسته می شد

·          در دوره های بعد منبر و محراب اضافه شد

 

 

 

 

 

 

 

سجد فهرج:

 

·         پوشش طاق آهنگ

·         در قسمت های شمالی پوشش نیم گنبد

·         منار در دوره سلجوقی اضافه شد

·         نما از سیم گل(ماسه+خاک رس سرند شده+خاک کاه تمیز)

·         چفدهای دالبری و شکنجی

·         ارتفاع نسبت به طول و عرض کمی بیشتر است( بر عکس صدر اسلام که ارتفاع زیاد نیست)

·         چفدهای هلالی و مازه دار

 

تاریخانه دامغان:

·         اول قرن ۴ ه.

·         چفدها به مرور تغییر کرده و اکنون جناغی

·         به سبک پارتی آجرچینی شده

·         ستون ها قطور و گرد ۱٫۵ تا ۲ متر و ارتفاع ۳ متر

·         منار در دوره سلجوقی ، فاصله دار تا مسجد

·         دهانه میانی شبستان اصلی بلندتر و بزرگتر

·         ستون ها از نما جلوتر است و تا بام ادامه می یابد

 

مسجد جامع اصفهان:

·         سنگ بنا در شیوه خراسانی و بعد از ۷۰ سال کاملا تغییر می کند

·         یک پایه ستون از دوره ساسانی در این مکان پیدا شده است

·         بنای اولیه خشتی بوده است

 

مسجد جامع نایین:

·         به شیوه رازی نزدیک است

·         مسجد اولیه شبستانی بوده

·         حیاط کوچک کاملا مربع

·         آجرکاری زیبا در نما

·         گچ بری در نزدیکی محراب

·         ستون ظریف و باریک

·         اولین منار داخل مسجد/ دوره سلجوقی

·         اولین بار مقصوره در اینجا شکل می گیرد(تزیینات نزدیک محراب)

·         بعدها کمرپوش اضافه می شود

·         اولین تبدیل هلالی به جناغی

·         تکمیل تزیینات در دوره سلجوقی

·         گچ بری الوان

 مسجد جامع نیریز:

­- یک ایوان عمیق-طاق آهنگ

- به مرور تغییر کرده/اکنون ۲ ایوانی

 اولین نمونه های هنر و معماری اسلامی ایران در منطقه خراسان شکل گرفت .

 (قرن اول هجری و از ابتدای پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان )

 نظر به منطقه ای بودن در شیوه معماری خراسانی ، می توان آنرا از قرن اول تا چهارم هجری یعنی زمان آل بویه و دیلمیان ادامه داشته است . گروهی آنرا ادامه شیوه پارتی دانسته و در مورد مساجد ، به نام سبک شبستانی می شناسند .

 مساجد اولیه اسلام در خراسان با الهام از مسجد اانبی در یک فضای چهار گوش ، با شبستانی در جهت قبله به وجود آمده است و سقف تنها شبستان آنها نیز برای ایجاد سایه بان و بعدها جلوگیری از آب باران با مصالح ساده پوشیده شده است . ( شبستانی )

 مسجد النبی در زمان حضرت رسول اکرم ( ص ) در ابتدا ، از پایه ستون که از نخل خشک همان جایی که ناقه¹ ایستاد ، سایه بانی از عناصر ساده بنا گردید .

 در مجموع خصوصیات شیوه خراسانی عبارتند از :

.۱ سادگی تا مرز امکان . ۲٫ استفاده از مصالح محل . ۳٫ در حد نیاز و امکان .

 

 

 

 

 

مهمترین بناهایی که در حال حاضر در این سبک در دسترس هستند به شرح زیر می باشند :

 

۱. مسجد جامع فهرج ( از نیمه قرن اول هجری )

۲. مسجد تاریخانه دامغان ( تاری در زبان ترکی به معنی خدا است)

۳ .اصل مسجد جامع اصفهان . ( مسجد اولیه (

۴. مسجد جامع ابرقو .

۵ .مسجد جامع نائین .

۶. مسجد جامع میبد .

۷. اصل مسجد جامع اردستان .

۸ .اصل مسجد جامع نیریز .

 مسجد جامع فهرج ( شیوه خراسانی )

 

 

این مسجد در ۲۲ کیلومتری یزد در قریه ای به نام فهرج ، سر راه قدیم یزد به کرمان است و تک مناره گلی آن از فاصله دور دیده می شود .

 بنای این مسجد مربوط به قرن اول هجری و مانند مساجد صدر اسلام و دارای طراحی بسیار ساده و بی پیرایه و احتمالاً جزء مساجدی است که تا کنون در ایران شناخته شده است .

سبک و شیوه معماری آن را به شیوه پارتی و خراسانی می دانند . بنا تماماً از خشت خام ساخته شده و پوشش دیوارها کاه گل است .

 مسجد شبستانی است و سه دهانه دارد که دهانه میانی بزرگ تر از دو دهانه چپ و راست است . قوس ناری¹ و طاق آهنگ² است و در قسمت شمالی مسجد که در حال ویرانی بود ، مرمت شده است .

 

خلاصه ای از ویژگی مسجد فهرج :

۱. تک مناره گلی .

۲ .قرن اول هجری .

۳. ساده و بی پیرایه .

۴. پارتی و خراسانی .

۵. تماماً خشت خام .

۶. پوشش کاه گل

.

ان را اولین بنایی می دانند که به قصد مسجد ساخته شده است، زیرا تا این زمان مساجد اکثراً بناهای تغییر کاربری یافته، مانند آتشکده های زمان ساسانی بوده اند که با ورود اسلام به ایران، با تغییراتی چند در ساختارشان به مسجد تبدیل شده اند. اما ظاهراً مسجد فهرج خود بدین منظور شاخته شده است. تا این زمان عناصر و تأثیرات معماری ساسانی بخوبی در ساخت این بنا قابل مشاهده است. پلان این مسجد همانند سایر مساجد ساخته شده در این دوره، بسیار شبیه پلان مساجد شاخته شده در قرون اولیه اسلام در کشورهای عربی بوده است، و در مجامع علمی مغرب زمین، این سبک به نام سبک عربی مشهور است.

تغییرات اندک بنا در طی قرن ها نقشه اصلی بنا را دگرگون نکرده است. نقشه مسجد از نوع شبستان ستوندار و عبارت از یک حیاط مرکزی با شستان ستوندار جانب قبله و رواق هایی در طرفین صحن مرکزی است. شبستان مسجد‚ از دو ردیف ستون چهار تایی تشکیل شده و بدین ترتیب‚ صحن مرکزی توسط یازده دهانه طاق از جهات مختلف – سه دهانه در طرف جنوب ‚ چهار دهانه در شمال و ۲ دهانه در جهات شرق و غرب – محدود شده است. دهانه مرکزی جانب قبله ‚ اندکی پهن تر از دهانه های دیگر است و بدین ترتیب ‚ مراحل اولیه شکل گیری ایوان در مساجد شبستانی به وجود می آید. عدم تقارن تعداد دهانه های جانب شمال و جنوب صحن ‚ امری غیر معمول است که در اینجا به وقوع پیوسته است. مسجد در اصل دو در ورودی در رواق شمال شرقی رو به روی محراب داشته که یکی از آنها سال ها پیش و دیگری بعد از آن بسته شده و امروزه تنها ورودی مسجد ‚ از سمت جنوب مناره و نسبتا” تازه است قسمت عمده پوشش بنا با استفاده از طاق های گهواره ای صورت گرفته و تنها در قسمت رواق شمالی که پهنای کمتری دارد از پوشش مسطح استفاده شده است.

 

 

طاق ها از نوع نیمرخ بیضوی شکل اند و به طاق های دوره ساسانی بسیار شباهت دارند. پوشش راهروهای شمال شرقی ‚ نیم گنبد است که به سبک دور ساسانی اجرا شده و هر کدام از آنها‚ دو سه کنج بیضوی شکل دارند. با این که سه کنج ها شکل دوره ساسانی دارند‚ اما تنها جنبه تزئینی داشته ‚ باری را متحمل نمی شوند. این سه کنج ها‚ از پیشکردگی خشتی ساخته شده اند طاق های مسجد بر روی جرزهای مستحکم مستطیل شکل قطور قرار گرفته‚ اما با کار گذاشتن ستونک هایی در هر یک از گوشه های آنها ‚ هم از حجم جزرهای و هم از سادگی انها کاسته شده است . کل بنای مسجد ‚ با خشت هایی بزرگ به اضلاع ۳۲*۳۲*۵ سانتی متر ساخته شده و جز در رخبام ها از آجر استفاده نشده است سطوح مختلف مسجد به نظر می رسد که در ابتدا با گچ اندود شده و دارای تزئینات گچبری به شکل پیچک ها و شکنج ها بوده است بخش هایی از گچکاری به همان صورت اصلی خود باقی مانده و قسمت های آسیب دیده با کاهگل ترمیم شدهاست. امروزه نمای بنا یا سیمگل (مخلوطی از گل رس ‚ ریگ روان و خاکه کاه) اندود شده است ‚ البته در اینجا به جای کاه که در این روستا کمیاب بوده ‚ از ژاژ (خرشتر) آسیاب شده استفاده شده که همین امر آن را از آسیب موریانه حفظ کرده است . در روی نمای حیاط ‚ چند طاقچه و کارو با طاقی شکنجی (دالبری) دیده می شود . یکی دیگر از خصوصیات جالب این مسجد ‚ نقش درگاه های ساسانی است که با گچ بر روی دیوار شرقی اجرا شده است . در انتهای شمال راهروی غربی و نیز درگاه های حجره ها ‚ کنگره های تزیینی اجرا شده است.

در دوره های بعدی‚ ملحقاتی از جمله شبستانی کوچکی در جهت قبله و مناره و بنایهای کوچکتری در جانب غربی به بنا اضافه شده که مصالح ساختمانی آن با مصالح ساختمان اصلی متفاوت است . شبستان جدید ‚ با هشت طاق متقاطع پوشیده شده که این نوع طاق زنی تا قبل از قرن چهارم هجری در منطقه شناخته نشده بود . به این جهت ‚ تاریخ الحاقات نباید زودتر از قرن چهارم هجری باشد . حجره های کناری مناره به نظر می رسد که بر شالوده بناهای قدیمی تری که از بین رفته اند ‚ ساخته شده باشند . بنای اصلی مسجد با توجه به شیوه معماری و عناصر تزئینی احتمالا” مربوط به قرن دوم هجری است.

 

 

 

 

 

 

مسجد تاریخانه دامغان:

 

مسجد تاریخانه در جنوب شرقی دامغان واقع شده و یکی از بهترین نمونه‌های مساجد نخستین در ایران و قدیمی‌ترین بناهای پس از اسلام است. درباره تاریخانه و زمان ساخت بنای اولیه آن، صاحب‌نظران بسیاری بحث کرده‌اند. نویسنده مرآه البلدان، دستور ساخت تاریخانه را به امیرالمؤمنین علی(ع) نسبت داده و آندره گدار، تاریخ ساخت این بنا را اواسط قرن دوم هجری ذکر کرده است. آرتور پوپ، ساخته شدن این مسجد را بین سال‌های ۱۳۰ تا ۱۷۰ هجری دانسته و محمد کریم پیرنیا تاریخ ساخت آن را حدود ۱۵۰ هجری می‌داند.

در وجه تسمیه این بنا گفته‌اند که تاری به معنای خداست و تاریخانه یعنی خدای خانه. عده‌ای بر این باورند که این مسجد قبلاً آتشکده بوده و پس از تسلط اعراب‌، آن را ناری‌خانه خوانده‌اند و سپس به تاریخانه معروف شده است.

 

این مسجد یکی دیگر از مساجد اولیه اسلامی ( قرن دوم هجری ) و با شیوه خراسانی بنا شده است . بخشی ازاین مسجد چندین بار دوباره سازی شده است . صحن بزرگ آن تقریبا چهار گوش می باشد و در اطراف آن رواق هایی با طاق ضربی روی پایه هایی مدور قرار دارد .

نقشه کلی مسجد ساده و بی پیرایه و شبیه یک حیاط اندرونی است . ساختار کلی این مسجد و مصالح آن در حین سادگی شبیه طرح بناهای دوران ساسانی است و نوع آجر چینی آن و ابعاد آجرهای آن قرمز رنگ و ستون ها بیشتر شبیه طرح بناهای دوران ساسانی نیز می باشد . در رواق های اطراف حیاط دهانه وسط نسبت به دهانه های دیگر ارتفاع بیشتری دارد.

 

در زمان بازسازی مسجد در قرن سیزدهم هجری‌، به جای طاق‌های مازه‌دار (بیضوی) اصلی که اغلب فرو ریخته بودند‌، طاق‌های نوک‌تیز جناغی بنا شدند، هر چند که در بخش‌هایی از بنا‌، نمونه‌هایی از طاق‌های مازه‌دار اولیه به چشم می‌خوردبنا بر توصیف مؤلف مرآه البلدان‌، در قرن سیزدهم هجری قمری‌، تنها چند ستون از این بنا باقی مانده بود. نویسنده تاریخ قومس یادآور می‌شود که میرزا آقا عاملی‌، از وعاظ دامغانی‌، با کمک مالی مردم، طاق‌های مسجد را بازسازی کرد؛ اما در این بازسازی‌، حالت اولیه طاق‌ها را تکرار نکردند و آن‌ها را به روش معمولی در آن روزگار ساختند. او می‌گوید که از سوی شمال غربی‌، سه دهانه رو به جنوب شرقی و پنج دهانه دیگر به شبستان‌هایی باز می‌شده که اکنون خراب شده‌اند.

تاریخانه دامغان‌، یکی از کهن‌ترین ساختمان‌ها در شیوه خراسانی است. بار بنا به شدت تحت تأثیر معماری ساسانی و ساختمان‌ها و کاخ‌های سروستان و فیروزآباد است. نقشه ساختمان بر پایه همان شبستان ستون‌دار است که بعدها در آن تغییراتی داده‌اند؛ برای نمونه‌، دهانه میانی در شبستان جنوبی‌، بلندتر و بزرگ‌تر شده است. نمای مسجد نیز دگرگون شده است و قوس‌های مازه‌دار(بیضوی) طاق‌ها به قوس‌های تیزه‌دار (جناغی) تبدیل گردیده‌‌اند. البته پاکارقوس‌ها (جایی که طاق شروع می‌شود)‌، تغییری نیافته است. هنوز قوس‌های مازه‌دار(بیضوی) کهن‌، در ساختمان دیده می‌شود که نشان دهنده اصالت آن است.اگرچه بخشی از ساختمان اصلی بازسازی شده و به طور طبیعی در مدت حدود ۹۰۰ سال خراب شده‌، آن قدر دست نخورده باقی مانده که کیفیت خود را نشان می‌دهد. طرح اصلی آن به سبک صحن مرکزی است‌: یک صحن بزرگ تقریباً چهارگوش و در گرداگرد آن رواق‌هایی با طاق ضربی روی ستون‌های مدور.

 

صحن این مسجد ۷۲/۲۶ متر طول و۷۲/۲۵ متر عرض دارد که دور تا دور آن را رواق‌هایی فرا گرفته است. بدین ترتیب که ۲۲ دهانه طاق بدین صحن باز می‌شود. ورودی این مسجد‌، از جناح طولی شرق است. پوشش مسجد‌، با طاق‌های گهواره‌ای بر روی قوس‌ها و ستون‌های مستحکم صورت گرفته است. امروزه طاق‌های گهواره‌ای مسجد فرو ریخته‌اند‌، ولی در شکل اصلی قابل مقایسه با طاق‌های گهواره‌ای مسجد جامع فهرج بوده‌اند. برای نگهداری طاق‌ها‌، ستون‌های عظیمی از آجر بر پا شده که توسط قوس‌هایی به همدیگر و به دیوار وصل شده‌اند. بر روی این قوس‌ها نیز‌ دیواری به بلندی یک متر ساخته و سپس طاق گهواره‌ای را بر آن سوار کرده‌اند. قوس‌های بالای ستون‌ها به صورت بیضی از آجر ساخته و در بالا به آرامی شکسته شده‌اند. برای حفظ تعادل و اتصال محکم قوس‌ها به ستون از قطعات چوب استفاده شده است. دهانه طاقی که در مرکز رواق به سمت قبله قرار می‌گرفته‌، از دهانه‌های دیگر عریض‌تر و بلندتر ساخته شده و بیانگر مراحل اولیه شکل‌گیری ایوان در مساجد شبستانی ایران است. بدین ترتیب‌، علاوه بر تداوم سنت معماری دوره ساسانی‌، به مرکز جایی که محراب و منبر در آن قرار دارد، اهمیت خاصی شده است.

 در سمت چپ، نمای سه بعدی از کاخ سروستان به چشم می‌خورد و در سمت راست، نمایی از فضای شبستان جنوبی. در مسجد تاریخانه دامغان، همان گونه که دیده می‌شود، نحوه قرار گرفتن طاق‌ها بر ستون‌ها به وضوح متأثر از هنر ساسانی است.

 ستون‌های این مسجد‌، مدور به قطر ۱۶۰ سانتیمتر و محیط ۹/۴ تا ۹۷/۴ متر است و ارتفاع آن از سطح زمین تا محلی که طاق بر آن تکیه دارد، ۲۸۴ سانتیمتر و تا پشت بام ۶ متر است. هر ضلع از آجرهای مربع این ستون‌ها ۳۴ و ضخامت آن‌ها ۷/۵ سانتیمتر است که به پیروی از آجرچینی دوره اشکانی و ساسانی، پی در پی به صورت افقی و عمودی روی هم چیده شده‌اند. همچنین، این ستون‌ها به طور کامل قابل مقایسه با ستون‌هایی است که در تپه حصار دامغان‌، از یک کاخ ساسانی خاکبرداری شده است. قسمت پایین برخی از این ستون‌ها‌، (در کاخ ساسانی) که از آجرهای مربع ۳۵ ×۳۵×۸ سانتیمتر ساخته شده‌، نشان می‌دهد که آجرها پی در پی به صورت عمودی و افقی به قطر ۷۹/۱ متر روی هم قرار گرفته‌اند و با دقت در ابعاد‌ آن‌ها، می‌توان اندک تفاوت میان این دو بنا را به خوبی دید.

در بخش غربی مسجد‌، بناهای وابسته‌ای وجود داشته که امروزه به طور کامل از بین رفته‌اند؛ از جمله این بقایا می‌توان به یک مناره با مقطع چهارگوش اشاره کرد. مسجد تاریخانه دامغان‌، جزء نخستین مساجد ایران است که در آن، مناره ساخته شده است. این مناره که در کنار مسجد بوده‌، ۵/۶ متر مربع وسعت داشته است. ساخت این مناره می‌تواند به تأثیر از مناره مساجد عراق باشد، هرچند ممکن است آن‌ها خود از معماری دوره ساسانی تأثیر پذیرفته باشند.

در کنار این مناره‌، در دوره سلجوقی‌، مناره دایره‌شکل دیگری ساخته شده که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی مشتمل بر آیات قرآنی‌ بوده که به نام بانی آن، بختیار، فرزند محمد در تاریخ ۴۲۰ هجری نام‌گذاری شده است. ارتفاع کنونی این مناره‌، ۲۶ متر است و ۸۶ پله دارد. محیط آن در پایین ۱۳ متر است که کم کم از آن کاسته می‌شود و در بالا به ۸/۶ متر می‌رسد. آجرهایی که در ساختمان این مناره به کار رفته‌، ۴ تا ۵/۴ سانتیمتر قطر و ۲۲ سانتیمتر طول دارند و آجرهایی که در تزیینات خارجی مصرف شده‌، به طول و عرض ۱۷ یا ۵/۱۷ و ضخامت ۵/۳ سانتیمتر است.

 مناره مسجد تاریخانه که در سال ۴۲۰ هجری به مجموعه اضافه شد و دارای تزیینات آجری بسیار زیبا به شیوه سلجوقی می‌باشد.

 طرح کلی مسجد کاملاً ساده است ولی بیشتر کارشناسان آن را بسیار گیرا یافته‌اند؛ زیرا احساسی از شکوه و زیبایی شاهانه ارائه می‌کند و یکی از با شکوه‌ترین بناهای اسلامی ‌است که بی‌شک، مظهر عظمت و اعتماد و در عین حال، فروتنی است. ساختمان از لحاظ مصالح و سبک به طور کامل به شیوه ساسانی است، حتی آجرچینی شعاعی و ابعاد آجرهای قرمز و خود ستون‌ها شبیه همان طرح‌های کاخ ساسانی است که فاصله چندانی با آن محل ندارد.

ولی چگونه یک بنای ناب ساسانی می‌تواند سخنگوی موثق اسلام باشد؟ تاریخانه‌، با وجود ماهیت نیرومند ساسانی‌اش‌، ساسانی نیست؛ چون ساختار آن با دستاوردهای اسلامی به طور کامل تغییر یافته است. این امر دارای اهمیت فراوانی است‌؛ چرا که نشان می‌دهد شکل بیش از مصالح با فنون معماری منشأ اولیه اثر نیرومند عاطفی آن است. دست کم بخشی از این شکل‌، ناشی از نیازهای عبادی است که مستلزم هیچ تشکیلات یا تشریفات پیچیده‌ای نیست، بنابراین با سادگی محض‌، به خوبی سازگار است.

 در تصویر بالا بخشی از شبستان جنوبی مسجد را می‌توان دید که طاق‌های آن به صورت اولیه حفظ شده و از نوع مازه‌دار (بیضوی) هستند که بیانگر تأثیرپذیری مسجد تاریخانه از ساختمانهای ساسانی به ویژه کاخ‌های سروستان و فیروزآباد می‌باشد.

 پایه‌های عظیم تاریخانه که محکم‌تر از حد نیاز بنا است، اعتمادی بیشتر پدید می‌آورد. ضرب آرام طاق‌نماها‌، طاق‌های محکم که با سادگی و صرفه‌جویی طراحی شده، و ارتفاع کمتر ساختمان نسبت به بناهای دوره ساسانی که فروتنی اسلامی را نشان می‌دهد، همه در طرحی از نسبت‌های هماهنگ و اثری با وقار درآمیخته است. بدین سان‌، شکلی حاکی از هدف‌ها و بینش‌های تازه، مکمل عاطفی تاریخانه شده و اثر نوینی بر جای نهاده است. تاریخانه، یکی از اندک بناهای بازمانده از دوره شکل‌گیری هنر اسلامی است و این امر اهمیت آن را دو چندان می‌نماید. متاسفانه، تاکنون پژوهش‌های چندانی پیرامون این اثر ارزنده صورت نگرفته و همین مسأله، بلاتکلیفی در مرمت این بنا را در پی داشته است.

 

 

 

 

مسجد جامع نائین ( شیوه خراسان):

 

 

یکی از بناهای شیوه خراسانی ( شبستانی ) است . قدیمی ترین قسمت مسجد مربوط به شبستان جنوبی است.

تغییرات زیادی در دوره های بعد از جمله در زمان آل بویه در آن دیده شده ، لذا مسجد ترکیبی است از شیوه خراسانی و رازی را نشان می دهد.

 

بر اساس آنچه در کتاب مرآه البلدان آمده است بنای اولیه مسجد جامع نایین منسوب به عمر بن عبدالعزیز خلیفه ی هشتم امویان است که دوران خلافتش از سال ۹۹ تا ۱۰۱ هجری قمری بوده است. سمت چپ منبر منبت کاری شده و در قسمت فوقانی آن کتیبه ای به تاریخ ۷۱۱ هجری قمری موجود است که قدیمی ترین تاریخ ثبت شده در بنا است. کتیبه ی در چوبی مسجد تاریخ ۷۸۴ هجری قمری را نشان می دهد.

اس فلاری در کتاب مسجد جامع نایین ، این مسجد را از آثار نیمه ی دوم قرن سوم هجری قمری دانسته است. او تزیینات مسجد را با تزیینات چند بنای دوره ی عباسیان مقایسه کرده و وجود این تزیینات را نشان دهنده ی یک مرحله پیشرفت در تاریخ هنر اسلامی دانسته است. مسجد جامع نایین از معدود مساجد اولیه شبستانی است که کمتر دستخوش تغییر و تحول شده و صورت اولیه خود را تا به امروز حفظ کرده است. این مسجد شامل صحن و شبستان هایی در سه جبهه ی آن و رواقی در جبهه ی مقابل قبله بوده است. مسجد شش ورودی داشته که در حال حاضر ورودی اصلی آن در جبهه ی جنوب شرقی قرار دارد و سر در آن احتمالا متعلق به دوره ی صفوی است. در کنار این ورودی تک منار مسجد قرار گرفته که ارتفاع آن ۲۸ متر و به صورت هشت ضلعی ساخته شده است. این مناره از آثار قرن چهارم قمری است. هنگام ورود به مسجد وارد شبستان جنوب غربی می شویم و در جبهه ی عمود بر آن شبستان دیگری قرار دارد که هر دو ما را به حیاط رهنمون می کند. چهار ضلعی حیاط در هر بدنه فضایی را به ما نشان می دهد.جبهه ی جنوب غربی به علت قرار گیری در جبهه در جهت قبله مهمترین و اصلی ترین شبستان به شمار می آید و منبر و محراب اصلی در این قسمت قرار دارد.

مسجد جامع نیریز ( شیوه خراسان):

 

این مسجد در اصل شیوه خراسانی داشته ، بعدها ملحقاتی به آن اضافه شده است. طرح اولیه این مسجد شبستانی در جنوب ، و ایوانی در مقابل شبستان داشته است . گروهی از کارشناسان عقیده دارند که قبل از آن ، این مسجد آتشکده بوده است.

 

مسجد جامع کبیر نی‌ریز، یکی از کهن‌ترین مسجدهای ایران و به باور برخی از آتشکده‌های زرتشتیان بوده که در دورهٔ اسلامی به مسجد تبدیل شده است. ایوان‌های به جا مانده از این مسجد به شیوهٔ معماری دورهٔ ساسانیان ساخته شده است.

 

این مسجد یکی از بناهای تاریخی و از قدیمیترین مساجدی است که در سده های نخستین اسلامی بنا شده است . برخی این مسجد را آتشکده دانسته و گفته اند که در دوره ساسانیان آتش مقدس را از آتشکده کاریان به آنجا می آوردند. در اینکه در نی ریز آتشکده بوده تردیدی نیست اما اینکه این مسجد در مکان آتشکده بنا شده جای تردید است.

 

مهمترین تحقیق از این مسجد توسط آندره گدار در اوایل سده بیستم میلادی انجام گرفته و با عنوان (مسجد جمعه نی ریز ) به ربان فرانسوی در آثار ایران به طبع رسیده است.

قدیمیترین تاریخی که در این مسجد بر جای مانده سال ۳۶۳ هجری قمری تاریخ محراب است.که البته بنای مسجد به احتمال به پیش از این تاریخ باز می گردد. گدار معماری این مسجد را از نوع معماری دوره ساسانی می داند که تا سده های نخستین اسلامی هنوز رواج داشته است. به گفته وی مسجد اولیه ایوان ساده ای بیش نبوده است که در طی قرون متمادی بیوتات و بناهای دیگری به آن افزوده اند.

طاق عمارت از نوع ناودانی شکسته ممتد اواسط قرن چهارم هجری است. ایوان که سردر اصلی آن سرتاسر باز و ضلع انتهایی که محراب در آن تعبیه شده کاملا بسته و بی روزن است در گذشته بر هر یک از اضلاع جانبی خود پنج طاق نمای گود داشته است.

همه کتیبه ها در ته ایوان و در قسمت داخل اطراف و کنار محراب نقش شده اند.

این مسجد در دوره های مختلف تاریخی از جمله در سال ۴۶۰ هجری قمری و ۵۶۰ هجری قمری و در دوره صفویه تعمیر و باز سازی شده است

 

معماری شیوه رازی

 را می‌توان مجموعه‌ای کامل از تمام معماری‌های گذشته ایران دانست. معماری این دوره با نغز کاری پارسی، شکوه و عظمت پارتی و ریزه کاری خراسانی همراه بود.در این زمان بود که ادبیات ایران نیز زنده گشت و فردوسی شاهنامه را برای ایرانیان به جا گذاشت که یکی از پر افتخارترین آثار ادبی ایران است.

معماری این شیوه مربوط به سدهٔ پنجم تا آغاز سدهٔ هفتم(سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) می‌باشد و دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد.

معماری در این دوره مشخصات معماری گذشته را در کاربری‌های جدید به کار برد در این دوره با فراوانی‌های انواع معماری روبرو هستیم که در آنها از معماری‌های قبل از اسلام الگو گرفته شده و ساخته گردیده‌اند. درواقع با تشکیل حکومت سامانیان در شرق امپراطوری اعراب، اولین حکومت نیمه مستقل ایرانی تشکیل شدحکومت نسبتا طولانی این دولت باعث گردیدتا نهضتی آغاز شود که به درستی از سوی بسیاری از محققین به عنوان تجدید حیات علمی و ادبی ایران دوره اسلامی نامگذاری شده‌است که در حدود چهار قرن که با دولت سامانیان آغاز و حضیض آن با دولت خوارزمشاهیان است.

علت وقوع چنین نهضتی را که حدود چهار قرن قبل از این در در چین آغاز شد و چهار قرن بعد از افول آن در اروپا تحت رنسانس آغاز شد را مورخین و جامعه شناسان چنین متذکر شده اند:

 به هم ریختن نظام کاستی و جایگزین شدن جهان بینی اسلامی به جای تقسیم ارثی و اجتماعی کار، موقعیت اجتماعی و روابط ناش از آنهاآمیخته شدن تمدنها متفاوت، یونانی و مصری از یک سو و هندی و ایرانی از سوی دیگر در معجونی از فرهنگها محلی از بلخ تا اندلس چون ماده خام در تفکر و جهان بینی اسلامی به هم جوش می‌خورد. و تمدن و هنر اسلامی را پایه گذاری می‌کند وتمدن و هنری که بنا به مورد خاص و بخصوصودر ایران سبب تجدید حیاط علمی و ادبی و هنری و رجوع به سنتها و رفتارهای کهن می‌گردد. اختراع کاغذ در چین و رسیدن آن در قرن اول هجری قمری به سمرقند که موجب تکوین و تکثیر نظریه‌های گردید امکان برخورد آزاد عقاید مختلف با یکدیگر بخصوصو در قرن دوم هجری قمری و نظریه پردازیهایی که در همه زمینه‌ها، علی رغم ستیزهای عقیدتی وجود می‌داشت. که شاید بتوان چنین گفت که در این دوره، در سر هوای بازگرداندن ایران به قدرت ساسانی را داشتندکه سعی بر آن داشتند که در معماری که در این دوران به جا می‌گذاشتند در واقع اشکال و ترکیبات هندسی بنا برای بیان قدرت و بقا به کار گرفته شود و نهایت سعی را در ایجاد ارزشهای شکلی ماندگار و بی نظیر به عمل می‌آوردند. در معمار ی این دوره عملاً با توجه به موارد بالا با گوناگونی بناها روبرو هستیم در این دوره همانند دوره‌های قبل از اسلام مدرسه به عنوان بنایی جدا وارد معماری شد و بناهای چهار ایوانی نیز از نو زنده شده و تز ئینات نیز به بناها باز گردانده شد.

                       

می‌توان دستاورهای معماری این دوره رابه صورت زیر دانست:

 

پدید آمدن ساختمان با کارکردهای متفاوت همچون مدارس، آرمگاهها و...

استفاده از طرح چها ایوانی در بناها

استفاده از تاقهای چهار بخش، کاربندی، تاق کلنبو و تاق چهار ترک

ساخت گنبد به روشهای مختلف همچون گنبد رک و گسسته ناری و ابداع گنبد دوپوسته و گنبد ترکین با تویزه

استفاده دوباره از مصالح مرغوب در بناها

به کاربردن آجر پیشبر به دو صورت لعاب دار و بی لعاب

ابداع شیوه معقلی که گره سازی با آجر و کاشی است

به کار بردن نگاره‌های آجری با خطوط شکسته و مستقیم

به کار بردن انواع گچ بری‌ها در بناها

دوره رازی را می‌توان رنسانسی برای ایران قدیم دانست که متاسفانه با حمله مغول به این کشور اکثر آثار این دوره به نا بود گردید و باز در ایران وقفه‌ای در امر هنر و معماری پیش آمد که این بار توسط اقوام وحشی تاتار به وقوع پیوست.

 

چند نمونه آثار شیوه رازی:

گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهارایوانی)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج های خرقان و مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا با این شیوه بنا شده اند.در شیوه رازی ساخت تاق و گنبد بسیار پیشرفت کرد.

 

گنبد در شیوه رازی:

گنبد ترکیب شگفتی از عناصر هندسی است.برای اجرای این نوع پوشش دایره شکل بروی یک ته رنگ مربع از روشهای گوناگونی استفاده می شد که می توان به سکنج و ترکین اشاره کرد(در معماری بیزانس به این نوع گوشه سازی طاسچه گفته می شد)که با اجزای خود تکامل یافته به حد انتهای خود که انتهای گنبد بود می رسیدند.

معماران ایرانی در نهایت چیره دستی و قدرت تخیل فراوان مطابق روحیات و احساسات خود و جامعه آن روزگار انواع گنبد را از لحاظ فرم،ابعاد،مصالح و...به دنیای ما هدیه کردند.

گنبد یکی از عناصر مهم در معماری ایران است و یکی از بخشهای نا گسستنی از آن است دلایل استفاده از گنبد در معماری این بود که ایرانیان اصولا از ساختمان با ستونهای زیاد خوششان نمی امد و برای اینکه یک فضای مسقف بزرگ بدون ستون ایجاد کنند از شیوه نیارشی گنبد استفاده می کردند.

 

خصوصیات این سبک :

1: تبدیل مساجد شبستانی به چهار ایوانی

2: ساخت گنبد های دو پوسته پیوسته ( در ابتدا برای ایجاد تناسب در معماری یا سبک سازی سازه ای گنبد ها در این دوره به صورت دو پوسته اجرا میگردد)

3: ساخت مناره های زوج

4: ساخت انواع برج مقبره ها

5: استفاده از مصالح آجر به صورت گره سازی آجری

6: اجرای قوس های جناغی (تیزه دار)

نمونه آثار

1: گنبد قابوس :

بُرج مقبره ی قابوس مدفن قابوس بن وشمگیر میباشد و دارای پلان دایره ای با 10 ستون تزیینی پابیلی و دارای گنبدی دو پوسته از نوع پیوسته که گنبد زیری خاگی و گنبد بیرونی مخروطی میباشد.ارتفاع تا زیر گنبد داخلی 37 متر میباشد. این بنا بلند ترین برج آجری جهان است.

 

 

 

 

 

معماری سبک آذری

سومین سبک معماری سنتی ایران پس از اسلام می‌باشد که خود به دو دوره تقسیم می‌شود. دوره حکومت ایلخانان و دوره حکومت تیموریان.

سبک آذری سومین مکتب معماری سنتی ایران پس از اسلام می باشد. شروع این سبک مصادف است با استقرار هلاکوخان در مراغه و با روی کار آمدن صفویان نیز پایان می گیرد.

این سبک از لحاظ تاریخی و معماری به دو دوره تقسیم می شود.

دوره اول حکومت ایلخانان به پایتختی مراغه است که از اواسط قرن هفتم هجری قمری شروع شده و تا دهه آخر قرن هشتم و یورش تیمور به ایران ادامه می یابد. پس از استقرار هولاکو در مراغه (۶۵۷ق/۱۲۵۹م) معماری ایران جان تازه‎ای گرفت و این سبک در پی دگرگونیهایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ حاکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دورۀ سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (۸۰۷-۸۵۰ق/۱۴۰۴-۱۴۴۶م) را پدید آورد.

دوره دوم شامل حکومت تیموریان و به پایتختی سمرقند است. تیمور به هنرمندان علاقه زیادی داشت و در یورش های خود به ایران هنرمندان و صنعتگران را جمع کرده و روانی سمرقند می ساخت اما عصر شکوفایی معماری  در دوره تیموری به زمان پسرش شاهرخ برمی گردد که معماران به ساخت ساختمان های بزرگی در خراسان بزرگ گماشته شدند.

از ویژگی‌های این سبک در دوره ایلخانی می‌توان به بهره گیری از هندسه در طراحی معماری، توجه به تناسبات عمودی بنا، گوناگونی طرح‌ها و ساختن بنا با ابعاد بزرگ نام برد مانند گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه تبریز. در این دوره تهرنگ غالب مساجد و مدارس چهار ایوانی با میانسرا می‌باشد. ایوان ها در زمان ایلخانان نسبت به دوره قبل باریک تر و مرتفع تر ساخته می شد و برای مرتفع نشان دادن بنا، در گنبدها شیارهایی عمودی ایجاد می کردند.
تزئینات رایج در دوره ایلخانی استفاده از گچبری، کاشی زرین فام وکاشی نقش برجسته نام برد.

بناهای به جا مانده از دوره ایلخانی عبارتند از:
بطور کلی ویژگی‌های سبک آذری را می‌توان اینگونه برشمرد:
۱- استفاده از چفد کلیل آذری در طاق
۲- استفاده از چفد پنج و هفت، چمانه، شبدری
۳- گنبد سازی به صورت دوپوسته گسسته و دو پوسته پیوسته
۴- کاشی کاری، گره سازی درهم، گچبری و مقرنس کاری

 

از جمله آثار این دوره می توان به موارد زیر اشاره کرد:

شاه‎چراغ (شیراز)، امامزاده یحیی (ورامین٩، میل ‎رادکان (۸۸ کیلومتیر مشهد)، پیر بکران (لنجانِ اصفهان)، غازانیه (تبریز)، رَبع رشیدی (تبریز)، جامع نطنز، آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانی (نطنز)، آرامگاه محمد الجایتو (سلطانیه)، جامع علیشاه (تبریز)، هارونیه (طوس)، مسجدجامع ورامین، شبستان مقبرۀ امام‎رضا(ع)، مقبرۀ حمداللّه مستوفی (قزوین)، مسجدجامع سمنان، سردر مسجدجامع اصفهان (صص ۱۰۵-۲۰۴).

 

شیوه چهارم : اصفهانی  (قرن دهم تا سیزدهم هجری قمری)

برخی این شیوه را به دو قسمتِ شیوه اصفهانی اول و شیوه اصفهانی دوم تقسیم میکنند.

(این شیوه از زمان صفویان تا اواخر قاجاریه میباشد که دوره اول از صفویه تا افشاریه و دوره دوم از افشاریه تا پایان قاجاریه میباشد)

پس از این سبک  دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه اصفهانی نشد تا  در زمان پهلوی که معماری معاصر به وجود آمد و تا کنون ادامه داشته است.

دو معمار مهم این سبک استاد علی اکبر اصفهانی و استاد محمد رضا اصفهانی و استاد تزئینات استاد رضا عباسی میباشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

خصوصیات این سبک

 

1: گسترش پلانها

2:  تنوع در طراحی انواع بناها شامل :(فضاهای درون شهری مانند حمام ،مدرسه ،بازار ،میدان و غیره است و فضای برون شهری مانند کاروان سرا ،جاده ، پل و غیره میباشد.)

3: ساخت انواع  گنبدها

4: ساخت انواع قوسها

5: ساخت انواع مناره ها

6: اجرای انواع تزئینات از جمله  مقرنس کاری ، کاربندی ، گچبری  ، نقاشی و....

7: استفاده شاخص و گسترده از کاشی کاری های معرق و هفت رنگ

8: نقشه‌ و طرح‌ با رعایت‌ ترکیب‌ و تناسب‌

9: پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده

 

 

  عناصر مشترک در مساجد

عناصر مشترک در مساجد عبارت اند از : صحن ، ايوان، رواق ، مناره، گنبد، شبستان و محراب ، ولي بعضي از مساجد مانند مسجد شيخ لطف الله اصفهان فاقد صحن و مناره هستند.

تعدادي از مساجد اوليه اسلامي نيز ايوان و گنبد ندارند مانند تاريخانه دامغان اما هيچ مسجدي نمي تواند محراب نداشته باشد. بنابراين کليه عناصر ذکر شده ، به نوعي کم يا زياد در ساختمان مساجد اسلامي به کار گرفته شده اند.  

 ميانسرا

ميانسرا ـ حياط و صحن ـ يکی از ويژگيهای معماری اسلامی است. مساجد, مدارس و کاروانسراها عمدتاً دارای صحن يا حياط مرکزی هستند. ميانسرا در دوره اسلامی دو نقش مهم داشت: اول اينکه نياز مسلمانان را به وضوخانه و محل تطهير در مساجد و مدارس و نياز مسافران را به استراحت, بارگيری و باربندی در حياط کاروانسرا تأمين می کرد. دوم اينکه با کانون قرار دادن فضای داخلی, بنا را از سر و صدا و فعاليت زندگی روزمره و عادی جدا می کرد.

شکل ميانسرا عموماً مربع و مستطيل بود, ولی گاهی از نقشه های چند ضلعی و مدور هم استفاده می شد. ميانسرا راه دسترسی به شبستان و بناهای وابسته مانند راه پله ها و اتاقها را مشخص می کرد و دارای ايوانی در يک يا دو يا چهار طرف بود. 

صحن و حیاط مسجد

یكی از عناصر مهم معماری مساجد اسلامی، صحن و حیاط است كه به دلیل پیروی از طرح و نقشه اولین مسجد جهان (مسجدالنبی)، طرح مربع و یا مربع مستطیل دارد و فضایی آزاد و روحانی را برای واردین به مسجد ایجاد میكند. در واقع شكل و فرم و عناصر تزئینی ابتدا در همین صحنها به نمایش در میآیند و شما هنگام ورود به مسجد بسیاری از عناصر معماری و تزئینات وابسته به معماری را یكجا مشاهده میكنید. در وسط صحن حیاط، آب مظهر پاكیزگی و نظافت، در حوض بزرگی كه با فضاسازی بنا به صورت دایره و یا مربع و مستطیل و یا هشت گوش متناسب است، متجلی میشود. معماران محل حوض را در جایی انتخاب میكردند كه لااقل تصویر بخش اعظمی از بنا به ویژه ایوانها و طاقنماهای زیبا كه دارای تزئینات و رنگهای الوان بودند، كاملاً در حوض منعكس شود كه نمونه آن را در مسجد امام خمینی اصفهان میبینیم. هنگامی كه این آیینه كاذب با موج كوچكی شكسته میشود، انسان متفكر و عارف به چشم دل می بیند كه هیچ چیز جز ذات اقدس پروردگار پایدار نیست. بنابراین حوض علاوه بركاركردی كه برای وضو ساختن دارد، نمادی تزئینی نیز به شمار میرود.

در برخی مناطق همچون مسجد عتیق شیراز، برروی حوض سكو یا تختگاهی ساخته اند كه پایه های آن در حوض است. در بالای این سكو كه به آن خدای خانه گویند، مؤمنین دور از مردم عادی به تلاوت قرآن مجید می پرداختند.

     

رواق

 به فضاهای سرپوشيده ستوندار يا متشکل از چشمه طاقهايي گفته می شود که در طرفين صحن يا ميانسرای مساجد يا اماکن مذهبی ساخته می شود. 

دهانه اينگونه فضاها رو به صحن است و در ورودی مسجد را به شبستان يا گنبد خانه متصل می سازد.

كه معمولاً در پشت آنها دیوارهای انتهای مسجد قرار دارند. در تاریك خانه دامغان شاهد این رواقها هستیم. رواقها بیشتر در كشورهای اسلامی حوزه مدیترانه  هند و پاكستان به كار رفته اند.

ایوان

سابقه بنایی واسطه میان صحن و درون بنا به نام ایوان که به قبل از اسلام و به اشکانیان و ساسانیان باز می گردد و از نظر کار کردی این فضای خالص ایرانی نقش واسطه ی میان درون و برون سرما و گرما، نور و تاریکی را باز ی می کند و این فضا فضای مکث و بحث مسلمین بعد از نماز تماشای صحن و تفکر مومن در عالم خلقت است.

ايوان از زمان اشکانی مورد استفاده قرار گرفته و ساخت آن تا کنون به شيوه های گوناگون ادامه يافته است.

ايوان که معمولاً از يک طاق آهنگ تشکيل می شود از سه طرف بسته و به طرف ميانسرا باز می شود. ايوانها به صورت فضاهای ورودی و خروجی ساخته می شوند و در حالی که برای جريان يافتن هوا باز هستند, از تابش آفتاب جلوگيری می کنند و به عنوان يکی از اجزای تشکيل دهنده اهميت فوق العاده ای داشته, به بنا, برجستگی و شکوه می بخشند. ايوان کانونی است برای تزيينات مختلف بنا, چون ايجاد مقرنسها با شيوه آجر کاری, گچبری و کاشيکاری

بدون تردید زیباترین و عالیترین ایوانها در مساجد و بناهای اسلامی ایران مشاهده میشود. ایوانهای مساجد ایران از نظر ارتفاع و تناسبات فنی و عناصر تزئینی در بین سایر بناها و مساجد اسلامی كشورهای جهان، نمونه و منحصر به فرد هستند.

هر ایوانی زیبایی خاص مجموعه خود را دارد. ایوانهای ایرانی اغلب بلند و متناسب با بنا ساخته شده اند. به علاوه وجود طاق نماهای بسیار جالب و متنوع در اطراف ایوانها، آنها را از خشكی و تجرد خارج كرده وحالت موزونی به آنها داده است. سقف ایوانها كه از نظر شكل و فرم مانند نیمكره و نیم‌گنبد است، با انواع عناصر تزئینی مانند مقرنس، آجركاری، گچبری، آیینه كاری و نقاشی مزین شده است و در هر بنایی به تناسب اهمیت آن، این تزئینات بیشتر و كاملتر و زیباتر شده‌اند. ایوانهای ورودی مسجد جامع یزد، مسجد شیخ لطف الله و مدرسه چهار باغ اینگونه اند.

سقف ایوانهایی كه عمیق هستند، مانند ایوان یا صفه درویش در مسجد جامع اصفهان به صورت گهواره‌ای ناوی و یا طاق آهنگ است. در اطراف كلید ایوانها، طاق نماها به كمك ایوانها آمده و زیبایی آنها را كامل كرده اند و آنها را از تجرید و تك بنایی كه شكل مناسبی نبوده، بیرون آورده اند. این طاق نماها به صورت مربع مستطیل اند و به صورت قالببندی در بیشتر ایوانها جای گرفته اند.  

مناره

مأذنه: مناره ، منارف صومعه، عساس یا گلدسته نخستین دیوار بلند محیط بر مسجد بود. به تدریج دور محل موذن نرده کشی و دیوار کشی شد. بعداً سایبانی در محل نصب شده نهایتاً چراغی در هنگام مغرب در مأذنه روشن کردند.

اولین مأذنه در مسجد جامع بصره زیاد بن ابیه در سال 45 یا 44 هجری دومین مأذنه در فسطاط در 53 هجری ساخته شد که پلکان آن خارج از مسجد قرار داشت. سومین مأذنه در سال 86 در دمشق چهارمین مأذنه در مسجد پیامبر در سال 88 ساخته شد .

 در ایران نخستین مناره های به شرح زیر موجود است:

1 - مناره مسجد ساوه 453هـ ، 2 - مسجد یا مناره زواره 461 هـ، 3 - مسجد جامع کاشان 466، 4 - مناره ی مسجد بر میان اصفهان 491 هـ، 5 - چهل دختران اصفهان 501 هـ

منارهها بناهایی در قالب برج بلند و باریك هستند كه معمولاً در كنار مسجد و بقاع متبركه برای گفتن اذان ساخته میشوند. در گذشته منارهها نقش میل راهنما را در كنار جاده ها و ابتدای شهرها و در كنار مساجد، كاروانسراها، مدارس و مهمانپذیرها ایفا كرده اند.

این بناها به دلیل روشن كردن چراغ  و یا آتش بر فراز آنها برای راهنمایی مسافرانی كه شب هنگام از راههای دور به طرف شهر می آمدند به مناره یا محل نور معروف شدند و برخی منابع به آن میل هم گفتهاند. كلمه منار یا مناره به معنای جای نور و آتش است و در فرهنگهای لغت نیز همین معنا به كار برده شده است. در دوره اسلامی ساخت مناره ها در كنار مسجد یا مقابر متداول شد اما اولین مناره را متعلق به قرن سوم هجری می‌دانند كه در شهرستان قم واقع است. مناره ها ابتدا منفرد بودند و مصالح آنها از خشت بود. بعدها با آجر همراه با تزئینات آجری و كتیبه ساخته شد، مانند منار مسجد علی در اصفهان و منار تاریكخانه دامغان. در همین زمان نیز مناره های زوجی به ویژه در دو طرف ایوانهای گنبد دار متداول گردید كه در این حالت به آن گلدسته نیز گفته میشود.

 مناره‌ها سه کاربرد اصلی دارند:

میل راهنما: برای راهنمایی کاروان‌ها در مسیر جاده‌ها و نشان دادن مکانهای اصلی بافت شهری.

 اذان‌گویی و خبررسانی: مکانی برای گفتن اذان.

مناره نماد پیروزی: این نوع مناره‌ها را از جمجمه سر انسان‌ها و حیوانات می‌ساختند.

•   میل یا مناره های راهنما

مناره ها یا گلدسته هایی كه برای گفتن اذان و خبررسانی كاربرد داشته و دارند. از این رو در دوران اسلامی نام « مأذنه » نیز به خود گرفتند كه قبل از وجود بلندگو، بالای آنها اذان می‌گفته اند. هر گلدسته یا مأذنه شامل قسمتهای زیر است:

1.  پایه

2.  بدنه یا ساقه

3.  محل گفتن اذان (مؤذنه)

4.  تاج یا كلاهك

تا قبل از صفویه مصالح بیشتر گلدسته ها از آجر بود. ولی از این دوره ساقه گلدسته ها یكپارچه از جنس كاشی فیروزهای بود كه در متن آن حروف معقلی (حروف بنایی) و زردرنگ به كار برده میشد.

 

 

مناره مسجد امام حسن (کوخرد هرمزگان)

 

 

نمایی از مناره حرم حضرت زینب دختر امام علی (ع) در دمشق

 

گنبد

سابقه ی گنبد را به عهد اشکانی رسانده اند. اما شوق پیامبر (ص) برای نماز زیر آسمان خدا، ایرانیان هوشمند را بر آن داشت که برای جامعه ی عمل پوشاندن به این توصیه ها، آسمانه یا گنبدی شبیه آسمان بر فراز سر مسلمین بر پا دارند ساخت گنبد در عهد سلجوقی به نهایت پیشرفت خود می رسد و در عصر صفویه قدرت را با زیبایی قرین می سازند. نخستین گنبد پس از اسلام را می توان به سال 397 هـ ق در گنبد قابوس دید.

گنبد نيز مانند ايوان يکی از مهمترين عناصر معماری ايران است که سابقه آن به قبل از اسلام می رسد. پوشش گنبدی در معماری اسلامی ويژگيهای متعددی دارد و بيش از هر نوع پوششی کاربرد داشته است.

    ايجاد گنبد روی فضای مربع و يا چند ضلعی دارای چند مرحله بوده است: نخست اتاق چهار گوش با درها و طاقچه ها سپس بخش انتقالی بين اتاق چهار گوش و گنبد و در پايان گنبد اصلی معماران ايرانی روی بناهای گوناگون, بويژه روی مقبره ها, مساجد و مدارس, زيباترين گنبدها را ساخته اند. گنبدهای ايرانی دارای اشکال مختلفی است که برخی از آنها عبارتند از: گنبد مخروطی يا رک, گنبد يک پوش, گنبد پيوسته و گسسته.

شکوه و زيبايي معماری ايران در دوره اسلامی بستگی زيادی به گنبدهای آن دارد که اغلب با کاشيکاری معرق تزيين شده اند.

گنبدها نیز یكی از علائم معماری اسلامی هستند كه متنوع ترین آنها در ایران به كار گرفته شدهاند. این گنبدها از خشت خام با اندود كاهگل یا آجر و سنگ در سرتاسر ایران اسلامی خودنمایی می‌كنند. انتخاب رنگ آبی كه رنگی است آرامبخش و متعادل و روحانی، برای خود مزیتی است برای گنبدهای ایرانی، هنگامی كه از بلندای شهر یا روستایی منظره آن را مشاهده میكنیم. گنبدها همانند نگین فیروزهای در میان بافتهای شهری و روستایی میدرخشند.

گنبدهای ایرانی صرف نظر از نوع فن و تكنیكی كه در ساخت آنها به كار رفته است به دو دسته رك و نار تقسیم میشوند. نار مثل گنبد مسجد امام خمینی1 و گنبد میرزا رفعیا در اصفهان.

گنبدهای رك نیز به سه دسته تقسیم می شوند:

1. گنبدهای هرمی مانند گنبد ابولؤلؤ در كاشان و گنبد خانقاه شیخ عبدالصمد در نطنز

2. گنبدهای مخروطی مانند میل رادكان در قوچان

3. گنبدهای اور چین (پله پله ای)  مانند مقبره دانیال نبی در شوش

بعضی از گنبدها نیز نار و رك هستند. تیزه گنبد، رك و در پایه به صورت قوس و نار در میآید. گنبد بیشتر مقابری كه متعلق به سرداران ایران است، مخروطی شكل و گنبد امامزاده ها تقریباً همگی هرمی شكل و نار هستند. گنبدهایی كه از خارج بنا مشاهده میشوند، پوسته بیرونی بنای گنبد است كه به آن اصطلاحاً خود گویند. ولی گنبد دیگری در زیر گنبد خارجی وجود دارد كه آن را از داخل مشاهده میكنیم و به آن اصطلاحاً آهیانه میگویند. بنابراین گنبدهای بناها شامل دو پوسته خود و آهیانه می باشند.

شبستانها نیز فضاهای سرپوشیده و دارای ستونهای یك شكل و موازیاند كه از یك طرف به صحن مسجد راه دارند. هر مسجد دارای شبستان است. این شبستانها ممكن است در چهار طرف مسجد یا دو طرف آن و احیاناً یك شبستان در جنوب مسجد وطرف قبله ایجاد شده باشد. این موضوع بستگی به تعداد نمازگزاران و اهمیت و اعتبار مسجد دارد.

تقریباً بیشتر مساجد اسلامی دارای سقف‌های قوسی شكل با انواع تزئینات و كاربندی و رسمی بناهای ساده و متنوع اند. این قوسها كه در مساجد ایرانی به صورت عرق چین ظاهر شده اند، جلوه‌ای خاص دارند. تزئینات آجركاری و یا كاشیكاری متنوع آنها بر زیبایی این شبستانها افزوده است.

ساقه:

ساقه یا گریو رابط بین سقف و گنبد است که به خصوص در گنبد طلای حرم امام رضا کاملاً خود نمایی می کند.

محراب

پوپ  ریشه ی محراب را به اعصار پیشین می رساند او در کتاب خود معماری ایران، پیروزی شکل و رنگ می گوید: «در تصویرهای اولیه ی کوه این مدخل ورودی با یک درگاه دوگانه نموده شده که سمبول جایگاه مقدس است. در آنجاست که نیروهای آسمانی با زمین در تماس هستند. در پرستشگاههای نخستین (زیگورات ها) این تاقچه که دری به سوی عالم لاهوت است با درگاههای بیرونین بزرگی نشان داده شده است. نقطه ی مقدس درونی که در زیگورات ها نقطه ی تماس میان آسمان و زمین را نشان می دهد در بناهای منفردی که مقابل تالارهای تخت شاهی آشوری و پرستشگاههای هخامنشی قرار داشت به جای مانده است. این جای مقدس در آتشکده های ساسانی به صورت تاقنماهای درونی که تنها موبدان نگهبان بدان راه می یافتند باز نمودار می گردید و مجدداً در محراب های اسلامی که متوجه کعبه مقدس است و در مدخل مساجد مستعمل گردید اساساً اینها سمبولهایی هستند که بر بناهای خاکی کم اهمیت تر که در ورای آنها فراز دارند تفوق دارند.»

البته با مباحثی که مطرح شد این نظریه از تیزبینی و دقت در فرهنگ اسلامی بی بهره است.

محراب نشان دهنده قبله مسلمین و در واقع نقطه عطف مسجد است. زیرا فلسفه ایجاد مسجد علاوه بر ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن، ادای فریضه واجب نماز است كه هر مسلمان ملزم به اجرای آن است. محراب ها در فرورفتگی قسمتی از دیوار قبله و از ساده ترین وجه تا پرنقش و نگارترین شكل ساخته می شوند. این امر بستگی به نوع و اهمیت مساجد و موقعیت آنها دارد. محرابهای كاشی كاری ایران با تناسبات و به كارگیری كاشیهای الوان معرق و یك تكه، از نمونه‌های بسیار عالی در ایران و جهان هستند. مانند محراب زیبای مینایی در موزه اسلامی ایران و محراب زیبای مسجد میرعماد كاشان در موزه مترو پولین كاشان.

 

محراب و هنر اسلامی

 

نگاهی به معانی زیبایی شناسانه «محراب» در معماری مساجد.

استفاده از تزئینات خاص و شیوه های مختلف معماری اسلامی در زیباسازی محراب مساجد نشانگر اهتمام به مباحث معنوی و عرفانی است، چرا كه محراب به عنوان عنصر داخلی مسجد با بهره گیری از رنگهای خاص وحدت و یكانگی خداوند را به تصویر می كشد.

مسجد موجب پیدایش قالبهای بسیاری در معماری اسلامی شده است كه در طول دهه های اخیر، برای تمام دنیا می تواند به عنوان عامل تمدن و فرهنگ غنی مسلمانان به شمار رود.

 ویژگی خاصی كه در مساجد وجود دارد، از جمله كاربرد گنبد، مناره، محراب، قبه و بخشهای دیگر نشان از تنوع معماری اسلامی دارد، چرا كه هر كدام با ویژگی خاص خود و برگرفته از سنتهای اسلامی ساخته شدند كه تنها به مسجد تعلق داشته و افزایش آن نشان از رشد روز افزون مسلمانان در جهان دارد.

 محراب از ریشه حرب به معنای محل مبارزه با شیطان است. محراب جایی در مسجد است كه امام و یا پیش نماز در هنگام اقامه نماز در آن می ایستند، محراب در گوشه قبله مسجد قرار دارد كه باید به سمت قبله باشد.

 محراب ازنوآوری های نخستین معماری اسلامی است كه منشأ آن هنوز مورد گفتگوست

. اولین محراب در سال ۲۴ هجری در زمان عثمان و دومین محراب در زمان عمر بن عاص در سال ۵۳ هجری در مسجد النبی ساخته شدند. محراب مقعر در سال ۹۰ هجری وارد معماری اسلامی شد و آن زمانی بود كه خلیفه عمر بن عبدالعزیز معماران قبطی را به منظور بازسازی مسجد النبی به مدینه فرا خواند.

به طور كلی، محراب به عنوان نشانه ای برای تعیین جهت قبله شناخته شده و در بناهای مختلف مانند مساجد، مدارس و آرامگاه ها نیز دیده می شود.

 در واقع محراب یك فرورفتگی در نما است كه به صورتهای مختلف از قبیل كادرسازی و متمایز كردن آن به وسیله رنگ و مصالح، از بخشهای دیگر ساختمان و بنا جدا می شود. رسول اكرم(ص) از سال دوم هجری در مسجد قبا و مدینه، محراب خصوصی نداشت. طرح اصلی محراب كه از قرن سوم هجری رایج شد، به واسطه تزئینات خاص تحول یافت. محراب در طول دوره های مختلف به شیوه های گوناگون تزیین شد، محرابهای گچبری شده با نقوش برجسته، استفاده از سفال های لعابدار، استفاده از كاشی، آجركاری و یا زمینه ای ساده از سنگ مرمر از شیوه های مختلف تزیین محراب به شمار می روند.

هر كدام از كشورهای اسلامی با توجه به سنت و شیوه خاص معماری محراب را تزئین می كردند كه نشانگر توجه به مباحث خاص معنوی و یا قدمت معماری برجسته آنها بود. چرا كه

محراب به عنوان عنصر داخلی مسجد نشانگر توحید و یگانگی خداوند است كه با نقش و نگارهای زیبا و با دقت آن را می آراستند.

 

 

 

 

محراب مسجد سلطان حسن - قاهره - قرن هشتم هجری

 

 

 

 

 

 

  

                                             

محراب مسجد کبیر - سیلوان(ترکیه) - قرن هفتم هجری

محراب از نوآوری های نخستین معماری اسلامی است که منشاء آن هنوز مورد گفتگوست.

و  چه بسا حکم زنده نگداشتن خاطره مکانی را دارد که حضرت محمد (ص) شخصا در آنجا به امامت نماز جماعت می پرداختند.

 

 

 

 

 

محراب مسجد قرطبه - اسپانیا  - قرن چهارم هجری

 

 

 

 

  

محراب مسجد جامع برسیان- اصفهان روستای برسیان - دوره سلجوقی 

 

کتیبه

نخستین بار خوشنویسی به نام خالد بن ابوسیاح بامر ولید بن عبدالملک بر دیوار جنوبی «مسجد النبی» با حروفی از طلا، سوره ی ضحی را از اول تا انتها نوشت.

بعداً کتبیه نویسی به منظور تزیینی انتزاعی به قسمت های مختلف مسجد راه یافت.

لچکی ها، ساقه ی گنبد، گلدسته ها و محراب ها، مادرانه آیات زیبای الهی را در آغوش گرفته اند.

كتیبه های قدیمی تر از آجر چینی و گچ بریها و كتیبه های جدیدتر با كاشی معرق و یا كاشی خشت اغلب به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی و بعضاً كتیبه های حجاری شده از سنگ، مخصوصاً سنگ مرمر نیز دیده میشود. كتیبه هایی كه از قرون اولیه اسلامی تا دوره تیموری و اواخر این دوره هستند غالبا از آجر چینی و گچبری و با انواع خطوط تزئینی كوفی و خط زیبای ثلث و به دست زبردست ترین استادان خط و یا نقاشی خط بر در و دیوار این اماكن مذهبی جلوه میكنند و گویی این خطوط زیبا همراه با نقش و نگارهای متنوع زیبنده و انحناهای چشم نواز، همه و همه مجموعه و گلچینی را به وجود میآورند كه تحسین همگان را بر می انگیزد.

نورگیرها

نورگیرها نیز در اطراف گنبد و یا در ساق و ساقه آن مشاهده میگردد كه به علت شدت و ضعف نور، طرحهای بدیعی را به وجود آورده و بر زیبایی مسجد یا آرامگاه و زیارتگاه افزودهاند. این پنجره‌ها كه معمولاً در بغل ایوانها نیز به وجود آمده اند، اصطلاحاً به آن پاچنگ گویند. پاچنگها در بیشنر مساجد قدیمی جزو عناصر همراه مسجد هستند. نورگیرها از مصالح كاشی معرق، سنگ، آجر، كاشی و چوب ساخته میشوند و دارای نقوش هندسی یا اسلیمی هستند. در برخی از مساجد قدیمی ایران، نورگیرها از خشت خام نیز ساخته شدهاند و به علت وجود چند نور در آنها، توجه همگان به آن معطوف میگردد. یكی از زیباترین پنجرههای نورگیر، پنجرههای مشبك چوبی است كه با طرحهای متنوع گره سازی، عملكردی در پنجره ها و درهای ارسی دارند.

حجاریها، مقرنس کا ری، كاشیكاری و گره چینی نیز از دیگر عوامل سازنده معماری مساجد در دوره های اسلامی هستند. در دوره های مختلف تاریخی شاهد فراز و نشیب هایی در به وجود آمدن و كم رنگ شدن این تزئینات هستیم، برای مثال سبكهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی در ایران، هر كدام ویژگیها و خصوصیات معماری خاص خود را بر بناها به ویژه مساجد تحمیل كرده‌اند. شیوه شكل گیری عناصر معماری مساجد نیز نكته ایست كه نیاز به بررسی از جوانب گوناگون دارد. تزئینات آجری مساجد دوران سلجوقی، نقشه مساجد در دوره ها و سبكهای مختلف، مصالح به كار گرفته شده در تكامل مساجد اسلامی، انواع مقرنس ها و كاشیكاری ها و ... نیز مواردیست كه هر كدام مبحث جدیدی را در معماری ایرانی و اسلامی به وجود آورده و قابل بررسی میباشد.

ستون در مساجد

ستون از مهمترین عناصر معماری اسلامی به شمار می رود که در ابتدای ساخت مساجد به منظور نگهداری ساختمان وجود داشته است. ستونها در ابتدا از تنۀ درختان به ویژه درخت خرمای با استحکام ساخته می شد تا سقف را نگه دارد. پس از مدتی ساخت این ستونها از تنۀ درخت به گل و سپس به سنگ تبدیل شدند.
ستونها با قاعده و شیوه خاصی ساخته می شدند و چون مسلمانان برای مساجد اهمیت بسیاری قائل بودند، به تزئین این ستونها که نمادی مشخص از مسجد بودند، اهتمام می ورزیدند. هنرمندان معمار مسلمان این ستونها را با شکوفه ها، درختان و انواع رنگهای مختلف تزئین می کردند . در واقع این تزئینات به شکلهای مختلف بر اساس فرهنگ هر کشور بود، به طوری که گاهی از این ستونها به شکل دانه های زنبور ساخته می شدند.
با گذشت زمان تعداد ستونها افزایش یافت و با محاسبات خاص در فواصل مشخص ساخته می شدند تا زیبایی مسجد را با نظم و ترتیبی خاص دوچندان کنند برخی از این ستونها بسیار بلند بودند و حتی به بالاترین بخش گلدسته ختم می شدند و نوعی انسجام و هماهنگی در محور معماری اسلامی به وجود می آوردند.
این ستونها در شکلها، طرحها و رنگهای مختلف و هماهنگ با دیگر بخشهای مسجد ساخته و تزئین می شدند. برخی از این ستونها از سنگ مرمر بودند و با رنگهای آرام ساخته می شدند، به طوری که دیدن آنها نوعی آرامش و تسکین در انسان ایجاد می کرد.

معماری اسلامی در عمران و آبادانی مساجد نقش به سزایی داشته و از آن به عنوان گنجینه های مساجد یاد می شد. گاهی تزئینات تنها در بخشهای زیرین ستون مشاهده می شد. اما آنچه نظم این ستونها را نشان می داد، تساوی و شباهت در ساخت بود و چون هر یک از این ستونها تأثیر خاصی در انسان می گذارند، از این رو جای مشخصی برای آنها قرار می دادند و یا به علت داشتن چشم انداز زیبا از نوعی تزئین استفاده می شد تا انسان را به آرامش دعوت و نوعی شعف در وی به وجود آورد. بنابراین ستون در معماری اسلامی اهمیت و جایگاه خاصی دارد که انعکاس احساس انسان مسلمان و ارزشهای فرهنگی و دینی او به شمار می رود

این ستونها با گذشت زمان به جزئی مشخص، معین و مقدس در مساجد تبدیل شده اند که احساس انسان را بر می انگیزند. گاهی این ستونها شبیه درختان نخل هستند که تنه های آنها رشد کرده و به بالا کشیده شدهو نوعی القائات معنوی را در انسان ایجاد می کند. گاهی اوقات پیچیدگی های خاصی که در این ستونها وجود دارد، انسان را در اندیشه فرو می برد. بنابراین معماری اسلامی در ستونها تجلی مفاهیم جدیدی است که ارزشهای معماری اسلامی و مبانی آن را منعکس می کند.

 

 

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در سه شنبه شانزدهم دی 1393  |
 معماری اسلامی /کاروانسرا

 

 

 

 

 

 

 

انسان از بدو خلقت نياز به يك سر پناه به منظور محافظت از خود در برابر عوامل جوي و حيوانات را احساس مي كرده و به همين دليل غارنشيني را آغاز كرد. با شروع روستا نشيني ، انسان سفر را به منظور تهيه نيازمندي _هاي روحي و مادي خود آغاز كرد كه در همين راستا نياز به سر پناه در طول سفر نمودار شد. در ايران نيز آثار اين توقفگاه هاي بين راهي موجود است كه بسياري از آنها را مي توان از نظر شيوه ساختماني از شاهكارهاي معماري و هنري عصر خود به حساب آورد. در دوره اسلامي ايجاد اين گونه بناها با ويژگيهاي گوناگون ، در شهر و روستا ، جاده هاي حاشيه كوير و معابر كوهستاني با نام هاي مختلف چون رباط و كاروانسرا رو به توسعه و گسترش نهاد . احداث كاروانسراها در ايران سابقه اي بس قديمي داشته و طبق منابع تاريخي ، اين كشور در احداث كاروانسرا و همچنين سيستم ارتباطات مبتكر و پيشقدم بوده است.

نام كاروانسرا تركيبي است از كاروان (كاربان) به معني جمعي مسافر كه گروهي سفر مي كنن و سراي ، به معني خانه و مكان . هر دو كلمه مأخوذ از پهلوي ساساني است .

فردوسي در شاهنامه آورده است :

يكي كاروان خانه بد در سراي                                            نبد گاله را بر زمين نيز جاي

ز زر و ز سيم و ز هر گـوهـري                                             بهر بدره اي بر بلند افـسـري

ندانست موبد مر آنرا شمار                                             شتر خواست از دشت جهرم هزار

همه بار كردن و چيزي نماند                                             سبك نيكدل كاروانها براند

منابع تاريخي حكايت از آن دارند كه بنيانگذار احداث كاروانسراها ، هخامنشيان بودند. هرودت مورخ يوناني در كتاب پنجم خود از منزلگاههايي گفتگو مي كند كه توسط هخامنشيان بين شوش و سارد ساخته شده بود . اين مورخ از 111 بناي شبيه كاروانسرا ( چاپارخانه ) نام برد كه در طول2500 كيلومتر فاصله بين پايتخت هخامنشي و بابل ساخته شده و كاروانيان سه ماهه آن را طي مي كردند .

در دوره اشكاني ، همانند عهد هخامنشي ، توسعه راهها و ايجاد ايستگاههاي بين راه و حمايت از كاروانيان اهميت فوق العاده اي يافت و در مسير اغلب جاده ها ، بويژه در مسير جاده معروف ابريشم ، ساختمانهايي شبيه كاروانسرا ايجاد شد. .

در معماري و توسعه كاروانسراهاي  پيش از اسلام ، عصر ساساني را بايد يكي از ادوار مهم دانست . در اين دوره ، به علت اقتصاد وسيع و گسترده ، ايجاد راهها و همچنين امنيت كاروانيان اهميت داشته و در نتيجه ، كاروانسراهاي بسيار در مسير جاده ها و گذرهاي اصلي بنا شد. يادگارهاي با ارزشي چون ديرگچين در جاده تهران به قم و رباط انوشيروان بين جاده سمنان به دامغان (در مسير جاده ابريشم) ، و بالاخره دروازه گچ و كنار سياه در استان فارس از آن جمله اند. در اين دوره نقشه هاي كاروانسراها عموما چهار ايواني و مصالح ساختماني آن عموما لاشه سنگ ، آهك ، خاك و گچ بوده است .

در دوره هاي اسلامي عوامل متعددي در شكل يابي ، توسعه و گسترش كاروانسراها دخالت داشته كه مهمترين آنها عوامل مذهبي ، نظامي و اقتصادي است و در اين ارتباط ، انواع كاروانسراها از نظر نقشه به وجود آمد.

همانند ديگر ابنيه اين دوره ، اطلاعات درباره كاروانسراهاي اوايل اسلام اندك است . در  سفرنامه ها و كتب جغرافياي تاريخي مانند ناصر خسرو و ابن حوقل اطلاعاتي در مورد ايجاد كاروانسراها در ارتباط با تجارت و زيارت ديده مي شود. قرن پنجم هجري ، عصر طلايي شكوفايي هنرهاي اسلامي به ويژه معماري است . ايجاد راههاي تجارتي متعدد و همچنين تأمين امنيت جاده ها باعث بروز افزوني تجارت و اقتصاد شد و در نتيجه ، در مسير جاده ها و داخل شهرها براي آسايش كاروان و كاروانيان ، كاروانسراهاي متعدد بنيان گرديد. شيوه و سبك معماري اين عصر در احداث بناهايي چون مساجد، مدارس و كاروانسراها تقريبا همانند گرديد و نقشه بناها به صورت دو ايواني و چهار ايواني رواج يافت .زيباترين نمونه از كاروانسراهاي اين دوره رباط يا كاروانسراي شرف در خراسان است.

   آغاز قرن هفتم هجري قمري مصادف با حملات ويرانگر مغول و نابودي و خرابي بسياري از شهرهاي آباد ايران بود و بنابر اين فعاليت معماري همانند فعاليتهاي ساختماني ديگر دستخوش ركود گرديد ولي ديري نگذشت كه جانشينان آنها ، يعني ايلخانيان ، مجددا سازندگي را با بهره گيري از تجربيات و سنتهاي متقدم ادامه داده و راه جديدي را آغاز كردند . در اين زمان به توسعه تجارت ، اقتصاد ، راه و راهداري و ايجاد كاروانسراها توجه زيادي مبذول مي شد.

در منابع تاريخي مي خوانيم كه در عهد غازان براي برقراري وسايل سريع و آسان ارتباطات زحمات بسيار كشيده شد و نگهبانان و راهداران به صورت نيروي انتظامي مرتبي در آمدند و كاروانسراهاي متعددي در طول جاده ها و شهرهاي بزرگ ساخته شد . نام خواجه رشيدالدين فضل الـ... به سبب ايجاد بناهاي عام المنفعه ، از جمله كاروانسراهاي متعدد ، در متون تاريخي ثبت شده است .

از كاروانسراهاي اين دوره كه عموما با نقشه چهار ايواني بنا گرديده مي توان كاروانسراهاي مرند ، سرچم ، جلفا در آذربايجان و رباط جهان آباد يا سپنج در جاده خراسان و رباط انجيره در جاده يزد _ مشهد را نام برد.

فعاليتهاي معماري و ايجاد كاروانسراها در دوره تيموري ادامه يافت و در مسير جاده ها و داخل شهرها به علت توسعه تجارت ، كاروانسراهايي ايجاد گرديد كه عموما با نقشه چهار ايواني ، و تعدادي نيز همراه با تزئينات از جمله كاشيكاري بنا شدند .

بدون شك ، عصر طلايي كاروانسراهاي ايران متعلق به دوره صفوي است . رونق تجارت داخلي و خارجي و اهميت دادن به راهها و شهرهاي زيارتي باعث شد كه كاروانسراهاي زيادي در اين گونه جاده ها ساخته شود. در اين مورد مي توان كاروانسراهاي راه زيارتي خراسان را كه از كرمانشاه شروع و به مشهد ختم مي شده است را نام برد . در اين مسير كاروانهاي سياحتي و زيارتي قادر بودند از يك طرف به زيارت اماكن مقدسه نجف و كربلا و از طرف ديگر به زيارت امام هشتم شيعيان در مشهد مقدس مشرف شوند . كاروانسراهاي بسياري را در اين جاده مي بينيم كه در دوران صفوي توسط حكمرانان و افراد خير احداث و وقف مسافران و زائران گرديد.

از طرفي نيز ايجاد جاده هاي بزرگ زميني و توسعه كشتيراني منجر به صدور كالاهاي تجارتي ايران به كشورهاي اروپايي در غرب و چين و هندوستان در شرق شد كه در نتيجه ، تعدادي كاروانسرا نيز در اين مسير تجارتي احداث شد.

در زمان صفويه كاروانسراهاي درون شهري نيز توسعه يافته و از اهميت ويژه اي برخوردار گرديد ، تا جايي كه در هر يك از كاروانسراها كالاهاي بخصوصي مورد معامله قرار مي گرفت و تجار در ارتباط با مال التجاره خود مي توانستند در كاروانسراها رفت و آمد كرده ، به داد و ستد بپردازند .

در عصر صفوي تغييراتي در نقشه كاروانسراها به عمل آمد ، به اين ترتيب كه علاوه بر نقشه چهار ايواني ، كاروانسراهايي با نقشه هاي مدور ، هشت ضلعي ، چند ضلعي ، دو ايواني ، نوع كوهستاني و ... با توجه به موقعيت جغرافيايي و مكاني ساخته شد. دردوره هاي افشاريه ، زنديه و قاجاريه در ساختار كاروانسراها تغييرات چنداني به عمل نيامد و ايجاد آن ، به شيوه گذشته ادامه پيدا كرد . از نظر طرح و نقشه ، كاروانسراهاي دوره ياد شده عموما از نوع چهار ايواني بوده و از لحاظ مصالح ساختماني نيز ، بر خلاف دوره مقدم كه از آجر و سنگ بود ، بيشتر از خشت استفاده شده است . همچنين تعداد زيادي از كاروانسراهاي عهد صفوي نيز در عهد قاجاريه تعمير و بازسازي شد .

اعتقاد محققين از جمله پوپ بر اين است كه بنياد كاروانسراها در ايران پيروزي بزرگي براي معماري ايران است و در هيچ جاي دنيا كاربرد و ويژگيهاي خاص معماري آن را نمي توان ديد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گرچه حياط مركزي شكل غالب كاروانسراهاي ايران است ، ولي در مورد اين نوع ابنيه نيز مانند ساختمان مساجد و مدارس ، با توجه به اقليم هر منطقه از ايران ، گوناگوني هاي مختلف جهت تطبيق با شرايط اقليمي از لحاظ فرم و نوع مصالح ديده مي شود.

 

تعداد كاروانسراها در سواحل جنوبي درياي خزر در مقايسه با ساير مناطق اقليمي ايران نسبتا كمتر است. در اين سواحل به سبب بارندگي زياد ، شرايط آب و هوايي معتدل ، آباد بودن كل منطقه ، جمعيت نسبتا زياد و بر خلاف ساير مناطق اقليمي ايران ، نزديك بودن مراكز جمعيت ، جملگي باعث شده تا نيازي به كاروانسراهاي بين راهي به تعداد بسيار نباشد. با توجه به كاروانسراهاي باقي مانده ، مشاهده مي شود كه اغلب كاروانسراها در اين مسير ارتباطي بين فلات مركزي ايران و شهر هاي اين سواحل بوده است.

همچنين مشاهده مي شود كه كاروانسراها در اين سواحل نيز به تبعيت از فرم كلي كاروانسراها در مناطق گرم و خشك ايران ، به صورت بنايي با حياط مركزي ساخته شده است . در اينجا بايد گفت كه اگرچه فرم حياط مركزي با فضاي محصور داخل حياط كه امكان كوران هوا در داخل اتاقها و اصطبلها را كاهش مي دهد ، از لحاظ اقليمي براي اين منطقه چندان مناسب نيست ، ولي از جهت ايمني و حفاظت از بنا در مقابل راهزنان و مهاجمان ، فرم بسته و كاملا محصوركاروانسرا منطقي و صحيح مي باشد.

با وجودي كه فرم كلي بنا كاملا محصور مي باشد ، ولي محل استقرار مسافران به صورت ايوان است و به اين ترتيب كوران هوا كه امري ضروري جهت تأمين آسايش در اين اقليم است ، تا حدي براي مسافران فراهم بوده است.

همانگونه مي دانيد در اين منطقه نوسان درجه حرارت در طي شبانه روز و همچنين در طي سال نسبت به مناطق مركزي ايران كمتر است و لذا اين ايوانها مي توانسته در اغلب مواقع سال مورد استفاده مسافران قرار گيرد. البته تعدادي اتاق نيز براي مواقعي كه هوا سرد بوده و يا براي  استفاده افراد متشخص ساخته شده است . سكوهاي داخل اصطبل ها نيز در مواقع سرد سال مي توانسته جهت استراحت مورد استفاده افراد عادي قرار گيرد.

از لحاظ فرم قوسها و طاقها نيز همانند كاروانسراهاي مناطق مركزي ايران، از قوسهاي جناغي و طاق و تويزه و طاق كامبه براي احداث اين گونه از كاروانسراها استفاده مي شده و احتمال بسيار زياد ، اين كاروانسراها توسط معماران و بنايان شهرهاي فلات مركزي ايران ساخته شده است . نوع مصالح مورد استفاده نيز بر خلاف مصالح بومي عمدتا چوبي و الياف گياهي بوده ، از مصالح پايدار مانند آجر و سنگ و ملات هاي از نوع آبي مانند آهك و ساروج كه در مقابل رطوبت و بارندگي مقاوم مي باشند ، بوده است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                    

 كاروانسراي لات از نوع چهار ايواني در 28 كيلومتري جنوب رشت .

 

اگرچه در اين سواحل اكثر امور تجاري از طريق دريا صورت مي گرفته و ارتباط بين بنادر از طريق راههاي آبي بوده ، ولي انتقال كالا از بنادر به داخل كشور نياز به جاده و بالطبع كاروانسرا داشته و كاروانسراهاي نسبتا زيادي بين   بنادر خليج فارس و درياي عمان و شهرهاي مركزي ايران وجود داشته است. اين مطلب تا به امروز عينيت دارد و ملاحظه   مي شود كه در حال حاضر نيز جاده هاي ارتباطي از بنادر جنوبي كشور به شهرهاي مركزي ايران بسيار بهتر و مجهزتر از جاده هاي موجود بين بنادر اين كرانه مي باشد.

همانگونه كه مي دانيد جهت فراهم نمودن شرايط آسايش در اين منطقه احتياج به كوران هوا و سايه مي باشد. لذا در رابطه با فرم كالبدي كاروانسراهاي اين سواحل مشاهده مي شود كه اين كاروانسراها عموما فاقد حياط مركزي بوده و شامل بنائي چهارگوش است با اطاق مركزي صليبي شكل و اطاقهاي

جانبي . يك سكوي سنگي دورادور ساختمان ساخته شده و همه اطاقها به خارج بنا راه دارند. به اين طريق كوران دو طرفه هوا در فضاي داخل كاروانسرا ميسر گرديده است.

 

كاروانسراي موخ احمد در نزديكي بندر عباس

 

 

 

 

 

البته اين نوع كاروانسراها در عهد صفويه ساخته

 

شده اند و پس از دوره صفويه كه آرامش نسبي سياسي ايران از بين رفت و ناامني بر بخشهاي زيادي از كشور حكمفرما شد ، تغييراتي در اين نوع كاروانسراها بوجود آمد مثلا در چهار گوشه بنا برجهاي دفاعي ساخته شد و يا راه دالانها به خارج مسدود كشته است و لذا در مواقع نا امني ، حفاظت از جان و مال مسافران مهمتر از تأمين شرايط فيزيكي آنها بوده است.

در اين كاروانسراها آب انبار در خارج كاروانسرا و آب مورد نياز آن مانند ساير آب انبارهاي اين سواحل ، از طريق جمع آوري آب باران تأمين ميشده است .

 

 
   

 

 

 

كاروانسراها در نواحي سرد كوهستاني جهت مقابله با سرماي شديد زمستان ، غالبا فاقد حياط مركزي بوده اند و بجاي حياط مركزي ، داراي يك تالار وسيع جهت اسكان مسافران و در اطراف آن دالانهاي سراسري به منظور نگهداري چهارپايان بوده اند.

خصوصيات كالبدي اين گونه كاروانسراها كه بر اثر شرايط اقليمي و به منظور حفظ حرارت در داخل ساختمان شكل گرفته ، بطور كلي بدين قرار است :

      نسبت ارتفاع به  طول و عرض اتاق ها كم مي باشد ، مخصوصا ارتفاع اصطبل در اكثر موارد بسيار كوتاه است تا احتياج به سوخت كمتري جهت تأمين حرارت باشد.

     با قرار دادن تالار مركزي و يا اتاقهاي مسافران در وسط ساختمان و اصطبلها در اطراف آن فضاي اصطبل به عنوان يك فضاي حايل بين

محيط گرم داخل كه بايد در حد شرايط آسايش انسان باشد و محيط سرد خارج عمل مي كند.

     فضاي بخاري و آتشدان در اين كاروانسراها نسبت به ساير كاروانسراها بسيار بزرگتر بوده و اهميت بيشتري دارد . معمولا در فضاي مركزي

 بنا يك يا چند آتشدان بزرگ جهت تأمين حرارت مورد نياز مسافران قرار داشته و در قسمت اصطبل نيز براي چهار پايان بخاريهاي ديواري به مقياس كوچكتر وجود داشته است . البته جثه نسبتا بزرگ چهارپايان و تعداد زياد آنها باعث گرم شدن هواي اصطبل مي گرديده و بخاري هاي اصطبل فقط در مواقعي كه سرماي خارج زياد بوده روشن مي شده است.

     پايه ها و ديوارهاي اين كاروانسراها اكثرا سنگي است كه از محيط اطراف كاروانسرا تهيه مي شده و مصالح مورد استفاده در طاقهاي قوسي بعضي از كاروانسراها آجري و بعضي ديگر سنگي مي باشد . لذا از آنجايي كه طاقها با مصالح بنايي ساخته مي شده ، احتياج به پايه ها . ديوارهاي قطور جهت تحمل بار طاقها بوده و در نتيجه جرم حرارتي  كالبد اين كاروانسراها زياد مي باشد كه خود در جهت تعديل دماي داخل ساختمان در طي شبانه روز و همچنين كاهش تبادل هدايتي حرارت بين داخل و خارج ساختمان بسيار موثر است.

      از جهت رعايت ايمني در مقابل مهاجمان و دزدان قافله ،اين كاروانسراها كامـلأ محصور و به شكل مكعب مستطيل نزديك بوده اند و در نتيجه سطح تماس پوسته خارجي ساختمان با فضاي خارج كاهش يافته و تبادل حرارتي كمتري بين داخل و خارج بنا صورت مي گيرد.

     بعضي از كاروانسراها تا نيمه در داخل زمين قرار گرفته اند كه اين نيز در جهت كاهش سطح تماس فضاي گرم داخل و محيط سرد خارج تأثير

 به سزائي دارد.

كاروانسراي شبلي در جاده تبريز به ميانه 

 

 

بازشو هاي  اين ساختمانها بسيار اندك و كوچك مي باشند و در ورودي بنا غالبا از طريق يك هشتي در مقابل سرماي خارج محافظت مي شود.   بدين ترتيب هواي كمتري از داخل به خارج ساختمان و بالعكس جابجا ميگردد. لازم به ذكر است كه هميشه سعي بر اين بوده كه در ورودي كاروانسرا در مقابل بادهاي سرد زمستاني قرار نداشته باشد. در اكثر اين كاروانسراها چند دريچه در بالاي طاقها قرار داشته و نور و تهويه مورد نياز ساختمان از اين طريق تأمين مي شده است. البته در شبها و در مواقع طوفاني اين دريچه ها بسته مي شده است.

زيباترين ، مجللترين و بيشترين تعداد كاروانسراها در دشتهاي فلات ساخته شده و اكثر قريب به اتفاق آنها داراي يك حياط مركزي و دو و يا چهار ايوان بزرگ در جوانب حياط مي باشند. در اين كاروانسراها اتاق مسافران در اطراف حياط مركزي و اصطبلها در پشت اتاق مسافران احداث شده است.

اطاق مسافران معمولا چند پله بالاتر از حياط بوده تا هم از ورود آب و گل به درون اتاقها جلوگيري شود و هم از گرد و خاك كف حياط قدري دورتر باشند. در بعضي از كاروانسراها كه خدمات بهتري ارائه مي شده ، بين اتاقها و حياط، ايواني به عرض حدودا دو متر قرار داشته. مساحت اطاقها غالبا از ده الي دوازده متر مربع تجاوز نمي كرده است . نور و تهويه اطاقها از طريق بازشوي ورودي و بعضا پنجره مجاور آن تامين مي شده است.

استاد پيرنيا نقل كرده اند كه اين اتاقها در نداشته اند و در تابستان بازشوي آن توسط پارچه و در زمستان توسط زيلو پوشيده مي شده است. در اكثر اتاقها ، خصوصا در كاروانسراهاي مناطق شمالي ، بخاري ديواري براي گرم كردن فضاي اتاق و پخت و پز وجود داشته است.

بهترين و بزرگترين اتاقها يا در پشت ايوان اصلي و يا در چهار زاويه كاروانسرا احداث مي شده است. ايوان روبروي در ورودي با اتاق مجلل پشت آن غالبا شاه نشين و بهترين اتاق كاروانسرا بوده است . بعضي از كاروانسراها مانند كاروانسراي شرف داراي دو حياط بوده كه يكي مختص عامه مردم و ديگري جهت اشخاص معتبر بوده است.

تاورينه مي نويسد : كاروانسراها مهمانخانه مشرق زمين هستند و با سبك مهمانخانه هاي ما خيلي فرق دارند نه آن لوازم راحت و آسايش در آنها يافت مي شود نه آن پاكي و تميزي ، بناي آن مربع است . تقريبا مثل محوطه ديرها و معمولا يك طبقه هستند. بناي دو طبقه به ندرت ديده ميشود. يك درب بزرگ مدخل آن است و در وسط سه ضلع ديگر يك تالار با طاق بزرگي ساخته شده كه مخصوص محترمين است كه شايد آنجا منزل كنند.

در بعضي از كاروانسراها خدمات جنبي نيز ارائه مي شده است مانند كاروانسراي مهيار كه داراي آسياب ، نمازخانه ، نانوايي ، چايخانه و يك بازارچه بوده و يا كاروانسراي ميبد كه داراي بازارچه ، آب انبار ، يخچال و يك چاپارخانه در    مجاور آن بوده. بعضي از كاروانسراها مانند كاروانسراي علي آباد قم علاوه بر تاسيسات فوق داراي حمام نيز بوده است.

كاروانسراهاي واقع در دشتهاي فلات نيز مانند ساير كاروانسراها جهت ايمني همانند يك قلعه ساخته مي شدند و غالبا داراي ديوارهاي بلند و چهار برج در چهار گوشه بنا و يك دروازه حفاظت شده در قسمت ورودي بوده اند. شبها در كاروانسرا بسته مي شده است .

 

 

                      كاروانسراي شرف

 

 

 

 

 

 

 

 

اين شكل درون گرا و كاملا محصور كاروانسرا در اقليم گرم و خشك دشتهاي ايران يك مزيت اقليمي است و پوسته خارجي بنا كه به جزء بازشوي ورودي ، كاملا بسته مي باشد ، فضاهاي داخل ساختمان را در مقابل بادهاي كويري و شرايط نامساعد اقليمي محافظت مي كند. در داخل حياط اين كاروانسراها اغلب يك حوض آب و گاهي چند درخت بوده كه به رطوبت و خنك نمودن فضاي داخل حياط كمك مي كرده است. كالبد بسيار ضخيم اين كاروانسراها كه با مصالح بنايي مانند خشت ، آجر و سنگ ساخته مي شده ، مانند يك خازن حرارتي در تعديل دماي ساختمان در طي شبانه روز موثر بوده است.

در بعضي از كاروانسراها واقع در حاشيه دشت كوير مانند كاروانسراي اردكان ، كاروانسراي زين الدين و كاروانسراي جوكار ، بادگيرهايي براي تهويه هوا و خنك نمودن فضاي داخل ساختمان در ماههاي گرم سال ساخته شده است.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پلان چهار ايواني كاروانسراي باغ شيخ

 

 

 

اين گروه از كاروانسراها را از نظر معماري به انواع ذيل تقسيم بندي مي شوند :

تعداد كمي از كاروانسراهاي ايران با نقشه مدور بنياد گرديده است . اين نوع كاروانسراها بسيار جالب توجه و از نظر معماري حائز اهميت فراوان است .

گرچه در حال حاضر فقط دو نمونه از اين نوع كاروانسرا ساخته شده ، ولي همين دو نمونه نشان دهنده سليقه ، ذوق ، ابتكار و بالاخره هنرنمايي فوق العاده معماران آن است . نمونه هاي ياد شده ، يكي رباط زين الدين در جاده يزد _ كرمان و ديگري كاروانسراي زيزه بين كاشان و نطنز است كه تاريخ ساخت آنها به زمان صفويه و قاجاريه باز ميگردد.

اين گروه از كاروانسراها به شكل چند ضلعي ( اغلب 8 ضلعي ) و همانند كاروانسراهاي مدور بسيار زيبا بنا شده اند.

   زمان ساخت آنها دوره اي است كه در معماري كاروانسراها پيشرفت قابل ملاحظه اي به وجود آمده است . به احتمال زياد ايجاد اين نوع مربع كاروانسراها بيشتر جنبه نظامي و دفاعي داشته تا اقتصادي و مذهبي , به اين دليل كه دفاع از يك بناي چند ضلعي به مراتب آسان تر از يك بناي يا مستطيل شكل

مي باشد . اين كاروانسراها از داخل و خارج قرينه بوده ولي كاروانسراهاي مدور از خارج دايره اي شكل و در داخل چند ضلعي هستند . زيباترين نمونه كاروانسراي چند ضلعي كاروانسراهاي امين آباد ، چهار آباده و دهبيد جاده اصفهان _ شيراز است كه به فرم 8 ضلعي در دوره صفويه ساخته شده و نشان دهنده شيوه معماري اصفهاني است .

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

كاروانسراي امين آباد ـ جاده شيراز ـ آباده

همانند مدارس و مساجد و ساير بناهاي مذهبي تعدادي از كاروانسراها را نيز به شكل دو ايواني و به فرم مربع يا مستطيل ساخته اند . عموما ايوانهاي اين كاروانسراها يكي در مدخل ورودي و ديگري روبروي آن قرار دارد . از نمونه هاي باقيمانده اين كاروانسراها مي توان از كاروانسراي چاه خوشاب و كاروانسراي دو دهك نام برد .

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              كاروانسراي برسيان

 

 

 

 

 

 

تعدادي از كاروانسراهاي ايران با تالار ستون دار بنا گرديده و از تالار عموما به عنوان اصطبل استفاده مي شده است . نمونه ي اين كاروانسراها عبارت است از كاروانسراي عسگر آباد بين جاده تهران _ قم و كاروانسراي خاتون آباد در25 كيلومتري تهران در جاده گرمسار _ سمنان .

احداث بناي چهار ايواني با حياط مركزي , سابقه اي طولاني در معماري ايران داشته و نمونه اين نقشه را مي توان در كاخ اشكاني آشور ملاحظه كرد . در ادوار اسلامي , از پلان چهار ايواني براي بنياد بناهاي مذهبي و غير مذهبي مانند مدارس , مقابر , مساجد و كاروانسراها استفاده گرديد و تقريبا اين پلان نقشه ثابتي براي احداث اين گونه بناها شد. بخصوص از دوره سلجوقي به بعد , كاروانسراهاي زيادي با پلان چهار ايواني احداث گرديد كه آثار آن در تمامي ايران پراكنده است . گرچه گروه كاروانسراهاي چهار ايواني كه به شكل مربع يا مستطيل بنا گرديد از نظر پلان با هم شباهت دارند , ولي در جزئيات مانند شكل داخل و خارج , دروازه ورودي , برجها و ترتيب قرار گرفتن اصطبلها هر يك داراي ويژگيهاي متفاوت هستند .

 

 
   

 

اين گروه , كاروانسراهايي هستند كه نقشه و معماري آن با آنچه كه در گروه هاي بالااجمالا بررسي شد شباهتي ندارند . دلايل مختلف چون سليقه و ذوق معمار , نفوذ معماري خارجي و شرايط و موقعيت جغرافيايي در احداث اين گونه كاروانسراها نقش داشته است . براي مثال مي توان كاروانسراي سبزوار را نام برد كه عقيده آقاي مولر (Muller)شبيه كاروانسراهايست كه در بين النهرين ساخته شده است . 

 

كاروانسراي عباس آباد بالا

با توجه به مطالبي كه ذكر شد مي توانيم پاره اي از خصوصيات كاروانسراها را كه در طي زمان تحولاتي در آن اماكن رخ داده است به شرح ذيل دسته بندي كنيم :    

در اواخر دوران ساساني دو نوع كاروانسرا در سرزمين ايران ساخته مي شد . يكي از آنها شامل حياطي بود كه در اطرافش يك نوع دالان عريضي براي چهارپايان ساخته بودند . اين نوع كاروانسرا از زمانهاي بسيار كهن در ايران وجود داشته است و در تمام شرق نزديك نيز مورد تقليد قرار گرفته است . اين نوع كاروانسرارا مي توان كاروانسراي نوع مديترانه اي ناميد و نمونه هاي آن در دروازه گچ و در كاروانسراهاي كوچك و نمونه ناچيز آن در برنامه هاي ساختماني شهرها معمول است .

نوع دوم شامل تالارهاي مستطيلي است كه در اطراف حياط مركزي قرار گرفته اند و اين از خصوصيات كاروانسراهاي ايراني است .

است كه در قرن پنجم هجري ساخته شده و رباط كريم اين سبك ساختماني ايراني در كاخ هاي ساساني نيز كاملا مراعات شده و بهترين نمونه آن كاروانسراي از همان زمان ايوانهاي بزرگي كه در چهار محور حياط قرار ميگرفتند پديدار مي شود و سر درهاي ورودي نيز برجستگي پيدا مي كنند و بر حجمشان در ساختمان افزوده مي گردد .

هر دو نوع از اين كاروانسراها با طاقهاي ممتدي بصورت تونل يا گهواره ساخته شده اند و مصالح ساختمانيشان فاقد ظرافت است . گاهي كاروانسراهاي نوع اول را با سقف افقي و تير چوبي پوشانده اند . در اين نوع كاروانسراها مسئله اقامت مسافران تقريبا ناديده گرفته شده است .در ابتداي قرن ششم اين دو سبك با هم در مي آميزند . در اطراف حياط مركزي اطاقها و ايوان هايي ساخته مي شود و اصطبل ها كه بصورت دالان هاي وسيعي است در پشت اطاق ها قرار مي گيرند .مسئله ارتباط با اصطبل ها كه در كاروانسراي قلعه سنگي بي تناسب ساخته شده بود در كاروانسراي سرچم كه در قرن نهم هجري است نيز هنوز لاينحل مانده است .براي حفاظت اطاق هاي مسافران دو راه در برابر معماران قرار داشت : در زعفرانيه ايوان هاي كوچك و متعدد در برابر اطاق هاي مسافران قرار داده ميشود .    در رباط شرف , قلعه سنگي و سرچم بجاي ايوان در برابر اطاق ها يك رواق در اطراف حياط دور مي زند . بعد از اين تاريخ اين نوع دوم بسيار نادر مي گردد , جز در كاروانسراي چهل حصه و علي آباد.

پوشاندن انحصاري طاقها بصورت گهواره مانع آزادي در ايجاد طرح ساختماني مي گردد .

4 ـ در دوران صفوي يك طرح ثابت انتخاب ميشود كه ديگر دستخوش تغييراتي نمي گردد . در اين زمان روي پايه هاي مستقل گنبد هاي مستقل كوچكي قرار ميدهند و اين موجب مي شود كه دست طراحان ساختمان براي ايجاد بخش هاي مختلف و متنوع آزاد مي گردد . از اين به بعد هر اطاق ايوان مجزي و مستقلي خواهد داشت .

الف‌) پيش از پادشاهي شاه عباس بزرگ و در عهد سلطنت اين پادشاه مدخل اصطبل ها عمودبر مي گردد .

سردر ورودي كاروانسراها از حد ديوار خارج مي شود ولي هنوز برجستگي زياد ندارد.

   ب) از زمان پادشاهي شاه عباس اول به بعد سردرها بتدريج جلو ميروند و در داخل سردرها و در طرفين آن طاقچه ها يا طاقنماهاي  كما بيش وسيعي بوجود مي آيد . ضمنا كوشش مي شود كه دهليز ميان سردر و حياط وسعت بيشتري پيدا كند و نيز بر حجم مدخل ارتباط با اصطبل ها در گوشه هاي حياط قرار مي گيرند , افزوده ميگردد .

پ) بعد از پادشاهي شاه عباس بزرگ معرق سازي و قرينه سازي از حد معمولي خود تجاوز مي كند و راه نزولي را شروع مي نمايد , مانند كاروانسراي جمال آباد و جم .

اما از نظر اصول علمي در اين زمان اصطبل هاي وسيع ستوندار نيز پديدار مي شود كه با عناصر كوچك ولي مستقلي پوشيده مي گردد .

ت) در تمام اين مدت انواع جديدي بوجود مي آيند . مثلا كاروانسراي هشت گوش كه حفاظت آن در برابر حملات آسان تر است پديدار مي گردد . نمونه ديگر كاروانسراهاي درجه اول عالي است كه براي اقامت درباريان و مسافران رسمي ساخته مي شود و شامل تمام وسايل راحتي است , مانند كاروانسراي چهل حصيه و كاروانسراي سياه كوه .

4ـ پس از دوران صفوي مجددا اصول پيشين را به طرز بي تناسبي بكار خواهند برد . با اين حال در ساختمان هاي اين دوره اطاقهاي مجزي از وسايل راحتي بيشتري برخوردار مي شوند . در دوران قاجاريه ساختمان كاروانسراهاي ايران بطور كلي تحت تاثير هنر ساختماني خارجي قرار مي گيرد . مثلا سردرها بجاي اينكه جلو بروند در داخل ساختمان عقب ميروند و اين نمونه , تاثيري از نمونه هاي اروپايي است نه از كاروانسراي مهيار .

 

 

 

اطاقهاي كاروانسراها معمولا فاقد پنجره بوده و فقط شامل يك درب چوبي ساده بوده اند چرا كه ضرورتي براي آن احساس نمي شد چراكه اين حجرات جهت اطراق يك شب كاروان بوده است در بسياري از موارد حتي اين درب نيز حذف شده و به جاي آن از پرده اي آويخته در آستانه درب استفاده مي شد .

در عصر صفوي روزنهايي در ديوارها جهت تهويه هوا ايجاد شد . در دوره هاي بعد كاربرد درب چوبي بيشتر معمول است.

در زير سردرهاي كاروانسراها , دروازه هاي چوبي ضخيم و محكمي قرار داشت كه براي حفاظت ساختمان بسيار لازم بود . اين دروازه ها نيز دو لته بودند و از چوبهاي ضخيم ساخته مي شدند . از ميخ هايي به جنس آهن و برنز براي ساخت آن استفاده مي شد . معمولا دروازه ها به علت سنگيني فاقد چهارچوب بودند ولي پاشنه آنها از سنگي بود كه داخل آنرا گود كرده بودند . در اين اواخر لولا هم براي دروازه ها بكار برده مي شد .

بخاري در بيشتر اطاقها و حتي ايوان ها وجود داشت و از زمان صفويه بر تعداد آنها افزوده گرديد . اين بخاري ها عمق زياد ندارند و ارتفاعشان خيلي بيشتر از عرضشان است . احتمال دارد كه اين بخاري هاي ديواري را بيشتر از نظر زينت اطاق ميساختند و كمتر از آتش گذاشتن در آن استفاده مينمودند . در اصطبلها معمولا بخاري نمي ساختند , فقط گاهي در محلي كه مال داران قرار ميگرفتند بخاري ديواري كوچكي ساخته ميشد .

در بعضي از كاروانسراها مانند حوض سلطان و اردكان بادگيرهايي براي خنك كردن اطاق ساخته بودند , احتمال دارد كه براي خنك كردن و هواگيري اطاق ها وجود بخاري هاي ديواري را كه دودكشي داشتند كافي مي دانستند.

كاروانسراها معمولا در نقاطي ساخته مي شود كه اقامت در آنجا در صورت فقدان كاروانسرا غير ممكن يا لا اقل سخت است . در اين صورت براي رسيدن به آب راهي جز كندن چاه براي رسيدن به آب هاي زيرزميني وجود ندارد .

كاروانسراهايي كه در نواحي خشك واقع هستند ناچارند از آب انبارهايي كه هنگام فصل باراني پر مي شود يا از ايجاد قنات ها استفاده كنند. در بعضي از كاروانسراها نيز ناچار شده اند از ايجاد جوي هايي استفاده كنند كه آب را از نقاط دور به سوي كاروانسرا هدايت مي كرد . اين آب در آب انبارها ذخيره مي شد تا در فصل خشك از آن استفاده شود در بعضي از مناطق كه شرايط جوي مناسب بود نيز از يخچالها جهت جمع آوري آب استفاده مي شد.

تعداد كمي از كاروانسراها نيز داراي حمام بودند ولي در كاروانسراهاي درجه اول مانند كاروانسراي زعفرانيه , حمامي در نظر گرفته شده بود .

بيشتر كاروانسراها فاقد آبريز هستند و مردم احتياجاتشان را در بيابان وسيع مجاور يا گوشه هاي تاريك اصطبل ها بر آورده مي كنند . اگر در كاروانسراي  آبريزهايي هم در نظر گرفته شده باشد مكان آنها زياد مشخص نيست . گاهي آبريز در اطاق كوچك يا برج كوچكي جاي گرفته است كه در گوشه حياط كاروانسرا قرار دارد مانند كاروانسراي رباط كريم و گاهي آبريز در ضخامت ديوار جاي داده شده , مانند كاروانسراي پاسنگان . بهرحال در اين كاروانسراها نيز تعداد آبريزها كفايت احتياجات اشخاصي را كه در آن كاروانسراها رفت و آمد مي كنند نمي دهد و معمولا از چهار آبريز تجاوز نمي كنند.

|+| نوشته شده توسط هلیا کارگر در سه شنبه شانزدهم دی 1393  |
 
 
 
بالا